مقدمه
۱۲ دقیقههشدار: کتاب را با ترتیبی که نوشته شده است بخوانید.
این کتاب کاملاً رایگان است. بعد از مطالعه قادر خواهید بود بدون استفاده از قدرت اراده، بدون حس محرومیت و بدون احساس قربانی شدن پورن را، برای همیشه کنار بگذارید. این کتاب شما را قضاوت نخواهد کرد. قرار نیست معیارهای سخت و غیرمنطقی را بر شما بیاورید و هیچ گونه بار اضافی بر دوش شما نخواهد گذاشت.
در واقع حتی نیازی نیست که موقع مطالعه، پورن را کنار بگذارید، یا مصرف خود را کاهش دهید؛ این کار حتی میتواند مضر باشد!
شاید دو پاراگراف بالا باعث شود احساس ترس کنید و یا اینکه شما را یاد میلیونها تلاش ناموفق برای ترک پورن بیندازد. اگر چنین است، پس چیزهایی که قرار است در این کتاب بخوانید، کاملاً جدید خواهند بود و در مقابل تمام چیزهایی که قبلاً به شما گفته شده است قرار خواهند گرفت. تمام توصیههایی که تاکنون برای ترک پورن شنیدهاید، تمام ویدیوهایی که در یوتیوب درباره این موضوع تماشا کردهاید و تمام چیزهایی که قبلاً به شما گفته شده است. ولی لحظهای باخود بیندیشید؛ اگر توصیههایی که قبل از این به شما گفته شدهاند درست بود، چرا تاکنون موفق به ترک این اعتیاد نشدید؟ اصلاً چرا مجبور شدید که به سراغ این کتاب بیایید؟ شاید سوالات زیر وضعیت اکنونتان را نشان دهد:
- آیا بیشتر از آنکه بخواهید زمان صرف تماشای پورن میکنید؟
- آیا وقتی تلاش میکنید پورن را ترک کنید و یا مصرفش را کاهش دهید شکست میخورید؟
- آیا زمانی که صرف تماشای پورن میکنید دچار تداخل با امور روزمره، زندگی حرفهای و یا روابط میشود؟
- آیا سعی میکنید پورندیدن خود را مخفی کنید؟ (در واقع گفتن درباره استفاده از پورن و یا اقداماتی مانند پاک کردن تاریخچه مرورگر.)
- آیا پورن باعث مشکلات قابل توجهی در روابط شده است؟
- آیا در حین مصرف پورن احساس هیجانی را تجربه میکنید که سپس جایش را به حس شرم و گناه میدهد؟
- آیا وقت زیادی را صرف فکر کردن به پورن میکنید؟ حتی زمانی که پورن نمیبینید یا میخواهید ترک کنید؟
- آیا پورن باعث مشکلات دیگری در زندگی شخصی و حرفهایتان شده است؟ (نمرات پایین در مدرسه، مشکلات مالی، مشکلات در روابط و عملکرد ضعیف در زندگی.)
۱.۱ درباره کتاب
اگر یک مصرفکننده پورن هستید که به آن وابسته شدهاید، هر دلیلی که پشت این مشکل است تنها کاری که لازم است انجام دهید این است که به خواندن ادامه دهید. اگر برای یکی از آشنایانتان این کتاب را میخوانید تنها کاری که لازم است انجام دهید این است که او را قانع کنید که این کتاب را بخواند. اگر موفق به قانع کردن او نشدید میتوانید خودتان این کتاب را بخوانید و پیام آن را به او برسانید و همینطور از فرزندان خود در برابر پورن محافظت کنید. این فکر را از سرتان بیرون کنید که آنها به پورن دسترسی ندارند و یا به سراغ آن نمیروند. اگر مراقب آنها نباشید، آنها نیز به دام پورن خواهند افتاد.
این کتاب برگردانی از کتاب ترک آسان سیگار به روش آلن کار است. موفقیت شما در این روش بستگی دارد به اینکه: کتاب را با ترتیبی که نوشته شده است بخوانید. برای اینکه یک کلید بتواند قفل را باز کند نیاز است که همه فراز و فرودهای آن به درستی در جای خود درون قفل قرار بگیرند. اعتیاد هم روندی مشابه دارد. نیاز است تا ساختار کتاب به درستی دنبال شود تا بتواند به شما در جهت رسیدن به هدفتان کمک کند.
به شخصه نسخه اصلی این کتاب که در اینترنت موجود است زندگی مرا تغییر داد. اگر شما نیز مانند اکثر مردم باشید، از سنین پایین پورن را پیدا کردهاید و از آن زمان تاکنون به آن اعتیاد داشتهاید. یا شاید زمانی که با مضرات و خطرات آن، و تاثیراتش بیشتر آشنا شدید تصمیم به ترک گرفتهاید. مانند داستان خودم احتمالاً تابهحال توانستهاید تا هفتهها یا ماهها آن را کنار بگذارید ولی در نهایت تسلیم توهمات و وسوسهها شدهاید. خوشحالم که قرار است اعلام کنم این روش به کلی به شکل دیگری کار میکند و همینطور پس از خواندن متوجه خواهید شد که این تنها روشی است که جواب خواهد داد.
شاید این کتاب توسط کسی به شما معرفی شده و یا اتفاقی با آن مواجه شدهاید و درباره خواندن آن دچار شک و تردید باشید. در ابتدا لازم است از شما تشکر کنم که تا اینجا آن را دنبال کردهاید. به زودی توضیحات بیشتری در اختیار شما قرار خواهد گرفت. ولی اکنون از شما میخواهم که اندکی باخودتان تامل کنید؛ آیا زمانی که برای اولین بار با پورن مواجه شدید تصمیمتان این بود که برای تمام زندگیتان و تا آخر عمرتان درگیر آن باشید؟ آیا زمانی که برای اولین بار با آن مواجه شدید، چنین چیزی را در ذهن داشتید؟ تجربه شخصی من نشان داده است که این کتاب و روش آسان برای ترک، چه برای معتادان سنگین و چه برای کسانی که کمتر مصرف میکنند (معتادان تفننی) جواب میدهد. و نیز در نظر داشته باشید که این کتاب بسیار کوتاه است. و در حالی که چیزی برای از دست دادن وجود ندارد احتمال زیادی هست که به چیزهای مثبت بسیاری برسید. پس در اینجا از شما خواهش میکنم که به خواندن ادامه دهید. روشی که در ادامه توضیح داده خواهد شد:
- فوری است.
- برای معتادان سنگین و سبک به یک اندازه کارآمد است.
- نیاز به اراده ندارد.
- باعث ایجاد دردهای کنارهگیری در زمان ترک نمیشود.
- نیاز به داروهای کمکی و یا هرگونه کمک مصنوعی دیگر ندارد، همچنین به ذهن و جسم هیچ شوکی وارد نمیکند.
- باعث نخواهد شد که این اعتیاد را با اعتیادهای دیگر مانند پرخوری، اعتیاد به الکل و یا سیگار جایگزین کنید.
- دائمی است.
شاید در ابتدا باورش سخت باشد، ولی تجربه کسانی که با این روش پیش رفتهاند جملات بالا را تایید میکند:
این کتاب درمان واقعی اعتیاد به پورن است.
برای ده سال معتاد بودم. آن ده سال همهاش با ترس و افسردگی گذشت و همیشه نگران برملا شدن کارهایم بودم. بعد از هر بار تماشای پورن، از خودم متنفر میشدم. هر بار که برای چند روز یا چند هفته ترک میکردم، باز هم به افتضاحترین حالت ممکن لغزش میکردم. این کتاب باعث شد بتوانم این روند را متوقف کنم. همیشه در برابر پورن در موضع دفاع بودم، ولی بعد از دو بار خواندن این کتاب انگار اکنون این من هستم که در موضع حمله قرار دارم. پورن هیچ کنترلی روی من ندارد و مانند یک داستان ناراحتکننده به نظر میرسد.
چند روز پیش تولد ۲۰ سالگیام بود و بعد از مدتها بالاخره توانستم آن را رها از پورن بگذرانم. مدیون این کتاب شگفتانگیز هستم که چند ماه پیش به طور اتفاقی آن را پیدا کردم. قبل از آن صدها بار با روشهای مختلفی که گفته میشود، سعی کردم پورن را ترک کنم. دچار آشفتگی درونی شده بودم و دیگر خود را به عنوان یک معتاد مادامالعمر پذیرفته بودم. این کتاب همه این مشکلات را برایم حل کرد. قبلاً دائماً میترسیدم که کنترلی بر روی خودم ندارم و ارادهام ضعیف است، ولی اکنون میدانم دیگر هرگز نیازی به پورن ندارم.
نمیدانم اصلاً چرا دارم این تجربه را مینویسم. فقط احساس میکنم که باید آن را جایی بیان کنم زیرا برای من بسیار با ارزش است. اگر مرد دهستید که این کتاب را مطالعه کنید یا نه، این را از من داشته باشید که روش این کتاب، بهتر از تمام روشهایی که وجود دارد جواب خواهد داد. توصیهای برایتان دارم: یادداشتبرداری کنید. زیرا این کار کمک خواهد کرد که ایدههای کتاب را بهتر درک کنید.
۱.۲ هشدار
اگر از این کتاب انتظار دارید که شما را با انواع مختلف مشکلات سلامتی که پورن ایجاد میکند مانند مشکلات جنسی، اختلال نعوظ، از دست دادن علاقه به افراد واقعی، تغییرات مغزی و جملاتی مانند اینکه پورندیدن کثیف و احمقانه است و فقط جلبکهای دریایی پورن میبینند، بترساند، باید به شما بگوییم که جای اشتباهی آمدهاید. این تاکتیکها هیچوقت به من برای ترک کمک نکرد. و اگر قرار بود به شما کمک کند تا الان ترک کرده بودید.
در این کتاب خبری از انواع مختلف مضرات پورن نخواهد بود. قرار نیست با گفتن این جمله که پورن، مغز شما را کوچک میکند، کسی موفق به ترک آن شود. اگر این چنین بود تاکنون همه پورنبینانی که از مضرات آن آگاه هستند، ترک کرده بودند. ولی چرا بسیاری از آنها علارغم آگاهی از این موضوعات، باز هم به پورندیدن ادامه میدهند؟
روشهای مرسوم طرفدار استفاده از اراده برای ترک هستند. یا رژیم پورن را توصیه میکنند برای مثال میگویند هر هفته یک بار پورن ببینید یا در ابتدا مصرف را کم کنید. بعضی سایتهای دیگر فهرست بلندبالایی از مطالب درباره مغز و پلاستیسیته مغزی را تهیه کردهاند و انتظار دارند این اطلاعات باعث ترک معتادان شود. با آنکه این سایتها گاهی بخشهستند، خیلی از معتادان این ضررها را میدانند و انتخاب میکنند که به مصرف ادامه دهند. هرچند که خیلیها هم اصلاً مضررات این کار را قبول نمیکنند. در نهایت باید بگویم این حرفها بیاثر است، زیرا دلایلی که برای مصرف پورن وجود دارند برای فرد معتاد از بین نمیبرند. تبدیل کردن چیزی به میوه ممنوعه راه درمان اعتیاد نیست.
روش این کتاب که به روش آسان ترک معروف است، کاملاً متفاوت عمل میکند. بعضی از چیزهایی که قرار است گفته شود شاید در ابتدا باورشان سخت باشد، ولی زمانی که کتاب را به اتمام برسانید نه تنها ایدههای کتاب را خواهید فهمید بلکه متعجب خواهید شد که چگونه شستوشوی مغزی شدید که طور دیگری فکر کنید.
اینکه ما انتخاب کردهایم که معتاد پورن باشیم یک سوءتفاهم رایج است. مانند این است که بگوییم معتادان الکل انتخاب کردهاند که الکلی باشند. یا معتادان هروئین انتخاب کردهاند که معتاد باشند. برای معتادان به پورن، (بله معتادان) هم الگوی مشابهی وجود دارد. درست است که ما با اختیار خودمان وارد سایتهای پورن میشویم و این خودمان هستیم که تصمیم میگیریم پورن تماشا کنیم ولی خودمان انتخاب نکردهایم که معتاد باشیم. بگذارید مثالی بزنم، من انتخاب میکنم که به سینما بروم ولی نمیخواهم کل زندگیام را در سالن سینما بگذرانم. من انتخاب میکنم که آن کلیپ پورن را ببینم، ولی نمیخواهم چندین ساعت را به پورندیدن مشغول باشم و تا آخر عمرم وابسته به آن باشم. در اصل کنجکاوی و طبیعت انسان ما را به سمت پورن برد ولی ما در اولین برخوردمان نمیدانستیم که قرار است معتاد شویم و سلامت، شادی و روابطمان را فدا کنیم.
ما نمیدانستیم که قرار است به پورن وابسته شویم. نمیدانستیم که قرار است بعد از یک روز سخت کاری از پورن هم آزار ببینیم. نمیدانستیم که قرار است برای همیشه در زندگیمان بمانیم.
ما مانند بقیه پورنبینان، شما هم فریب زیرکترین تله شیطانی موجود را خوردهاید. تلهای که طبیعت و انسان برای ساختنش دست به دست هم دادهاند. هیچ انسانی روی کره زمین چه مصرفکننده باشد و چه نباشد، حاضر نمیشود که فرزندانش برای لذت بردن و یا برای کنار آمدن با استرسهای زندگی، از پورن استفاده کنند. این یعنی همه معتادان آرزو میکنند که از ابتدا شروع نمیکردند. البته هیچ جای تعجبی هم ندارد. هیچ کس برای لذت بردن از زندگی و یا برآمدن از عهده استرسهای زندگی نیازی به تماشای پورن ندارد.
ولی در عین حال همه معتادها دوست دارند به مصرف ادامه دهند. گذشته از همه این صحبتها، کسی مارا مجبور نکرده که وارد سایتهای پورن شویم. چه متوجه این موضوع باشند و چه نباشند این تنها خود مصرفکنندهها هستند که تصمیم میگیرند مرورگر خود را باز کرده و وارد سایتهای پورن شوند.
اکنون فرض کنید دکمه جادوییای وجود داشت که اگر آن را فشار میدادید فردا صبح در حالی از خواب بیدار میشدید که انگار هیچوقت از ابتدا پورن ندیده بودید. اگر چنین دکمهای در واقعیت وجود میداشت، فردا تنها معتادهایی که باقی میماندند ندکسانی بودند که هنوز در مراحل اولیه و در حال آزمایش کردن بودند یا کسانی که هنوز دربارهاش کنجکاو هستند.
تنها چیزی که ما را از بیرون آمدن از این تله بازمیدارد، ترس است. ترس از این فکر که برای اینکه نهایتاً آزاد شویم، نیاز است که مدتی را با بدبختی و هواهای برآوردهنشده سپری کنیم. ترس از اینکه ترک سخت است و نیاز به اراده زیادی دارد. این نتیجه باورهای غیرمنطقی عام از آموختهشده و اکتسابی است. باورهایی مانند اینکه:
- خودارضایی و سکس، تنها و مهمترین چیز در زندگی است.
- پورن از سکس واقعی امنتر و راحتتر است، زیرا پورن نمیتواند مرا پس بزند و یا مرا قبول نکند.
- پورن باعث آموزش میشود یا سودمند است.
- بیشتر همیشه بهتر است.
وقتی به این باورهای غیرمنطقی عمل شود، عواقب زیر را به دنبال خواهد داشت:
- پرستیدن سواسگونه قسمتهای مختلف بدن.
- باعث میشود اگر در جایی، موقعیت رابطه جنسی را از دست بدهید، خودتان را بازنده بدانید. انگار رابطه جنسی مهمترین تجربه انسانی است.
- صبر کردن تا پیدا شدن مورد کامل و بدون هیچ عیب و نقص.
- بیش از حد قضاوتکننده و انتقادی نسبت به شرکای احتمالی.
- باعث میشود خودتان را برای رابطه جنسی مجبور کنید، حتی اگر واقعاً تمایلی به آن ندارید.
ترس از اینکه مجبور باشید شبی را در بدبختی بگذرانید و با وسوسههای قوی خود مبارزه کنید. ترس از اینکه شب قبل از امتحان بدون پورن تبدیل به جهنم شود. ترس از اینکه هرگز قادر نخواهید بود تمرکز کنید، استرس خود را مدیریت کنید و یا بدون عصای کمکی خود به اندازه قبل اعتماد به نفس داشته باشید. یا اینکه بعد از ترک قرار است شخصیتتان تغییر کند و زندگی هرگز به لذتبخشی قبل نخواهد شد.
ولی بین این ترسها یکی از همه قویتر است. ترس از اینکه: وقتی معتاد شوید برای همیشه معتاد خواهید ماند و هرگز کاملاً آزاد نخواهید شد. و برای تمام عمرتان در زمانهای خالی قرار است وسوسه پورن داشته باشید. اگر این طور است پس احتمالاً تمام راههای ترک را امتحان کردهاید و میدانید منظورم از بدبختی و شکنجه روش ارادی برای ترک چیست. اگر تحت تاثیر این ترس باشید، پس لابد تا الان قانع شدهاید که هرگز موفق به ترک نخواهید شد.
اگر میترسید که الان زمان مناسبی برای ترک نیست، بگذارید چیزی را به شما بگویم: این ترس و دلهره با تماشای پورن از بین نمیرود بلکه این ترس توسط خود پورن به وجود آمده است. شما نمیخواستید در تله پورن گیر بیفتید ولی مانند هر تله دیگری، این تله نیز طوری طراحی شده است تا مطمئن شود تا آخر عمر در آن خواهید ماند. ساختار تله، طوری طراحی شده است تا شما را در خود نگه دارد. از خودتان بپرسید آیا زمانی که اولین تصاویر و ویدیوهای پورن را دیدید تصمیم داشتید که برای همیشه به دیدن آنها ادامه دهید؟ اگر پاسختان به این پرسش نه است، خب پس کی قرار است ترک کنید؟ فردا؟ سال آینده؟ دست از این بازی بردارید.
تله طوری طراحی شده است که برای همیشه شما را داخل خودش نگه دارد. اگر غیر از این است چرا معتادهایی هستند که تا آخر عمرشان به مصرف ادامه دادند؟ چرا آنقدر مصرف کردند که آخرین اعتیاد آنها را به کشتن داد؟ چرا نتوانستند قبل از مرگ این اعتیاد را ترک کنند؟
آن دکمه جادویی را که پیشتر دربارهاش صحبت کردم به خاطر دارید؟ روش آسان ترک مانند آن دکمه جادویی عمل میکند. البته بگذارید بیشتر توضیح دهم. روش آسان دقیقاً مانند آن دکمه نیست ولی برای شما و هر کس دیگری که آن را بسیار آسان و لذتبخش خواهد یافت مانند آن دکمه به نظر میرسد.
البته باید یک هشدار را در نظر داشته باشید. مسئله اعتیاد مانند این سوال است که اول مرغ وجود داشت یا تخم مرغ؟ به این صورت که برای همه معتادان ترک کردن آسان و لذتبخش است و از طرف دیگر همه معتادان نیز دوست دارند ترک کنند. تنها چیزی که مانع از ترک آنها میشود ترس است. مهمترین دستاورد خروج از اعتیاد خلاص شدن از این ترس است. ولی تا زمانی که کتاب را تمام نکنید از شر این ترس خلاص نخواهید شد. حتی ممکن است در موقع خواندن ترستان موقتاً افزایش یابد، که شاید شما را از ادامه دادن کتاب باز دارد. مانند مورد زیر:
تازه خواندن کتاب را روش آسان را تمام کردهام. درست است که فقط چهار روز است که ترک کردهام، ولی میدانم دیگر هرگز نمیخواهم دوباره پورن تماشا کنم. اولین بار پنج ماه پیش خواندن کتاب را شروع کردم آن را نصفهکاره رها کردم، زیرا ترسیدم و میدانستم که اگر ادامه دهم حتماً پورن را کنار خواهم گذاشت. الان باخودم فکر میکنم که چه اشتباه بزرگی مرتکب شدم.
۱.۳ در نهایت...
شما تصمیم نگرفتهاید که به دام این تله بیفتید ولی این را در ذهنتان روشن کنید: هرگز از این تله رهایی نخواهید یافت مگر آنکه تصمیم بگیرید که از تله بیرون بیایید. ممکن است در حال حاضر به خودتان فشار میآورید که ترک کنید. یا شاید افکار ترسناکی داشته باشید ولی لطفاً لطفاً این را به خوبی در ذهن خود روشن کنید: هیچ چیزی برای از دست دادن وجود ندارد.
اگر در انتهای کتاب به این نتیجه رسیدید که میخواهید باز هم به مصرف پورن ادامه دهید هیچ چیزی وجود ندارد که جلوی شما را بگیرد. حتی نیاز نیست موقع خواندن کتاب مصرف خود را کم کرده و یا شروع به ترک کنید. و یادتان هم باشد هیچ درمان سخت و طاقتفرسایی هم در این کتاب در کار نیست ولی خبرهای خوبی برای شما دارم، میتوانید تصور کنید که وقتی اندی دوفرسن در فیلم رستگاری در شاوشنک از زندان فرار کرد چه حسی داشت؟ این دقیقاً همان حسی است که من موقع فرار کردن از پورن داشتم، و این همان حسی است که همه کسانی که ترک کردهاند دارند. در آخر کتاب شما هم این حس را تجربه خواهید کرد. وقت آن است که شروع کنیم.
همه میتوانند از ترک پورن لذت ببرند و شما هم شامل آنها میشوید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که کتاب را تا انتها بخوانید و موقع خواندن آن ذهنی باز داشته باشید. هر چقدر بیشتر بفهمید آسانتر خواهد بود اگر هم جایی را متوجه نشدید، ساختار کتاب را دنبال کنید. ترک پورن را بسیار آسان خواهید یافت و مهمتر از همه، نیازی نیست در طول زندگی احساس محرومیت داشته باشید و یا افسرده شوید. در انتهای کتاب تنها سوالی که بیجواب باقی میماند این است که چرا از زودتر از شر پورن خلاص نشده بودید؟
باروش آسان تنها دو دلیل برای شکست وجود دارد:
اشتباه در دنبال کردن ساختار کتاب: بعضی ممکن است از اینکه کتاب به برخی چیزها تاکید میکند اذیت شوند مانند اینکه نیازی نیست سعی کنید مصرف را کاهش داده و یا زودتر از موعود ترک کنید. من مسلماً منکر آن نیستم که بعضی افراد با استفاده از این روشها (روشهای ارادی) موفق شدهاند ولی باید بگویم که موفقیت آنها بخاطر این روشها نبوده است، بلکه این روشها فقط کمک حال آنها شده است. بعضی ممکن است بتوانند روی دستهای خود را ببروند ولی مسلماً این سادهترین راه برای قدم زدن نیست. اعداد مربوط به باز کردن قفل تله پورن در این کتاب آمده است، ولی یادتان باشد باید اعداد را به ترتیب در جای خود قرار دهید.
اشتباه در فهمیدن: هیچ چیزی را بدون دلیل نپذیرید، و در مورد همه چیز از جمله چیزهایی که توسط جامعه به شما گفته شده است و یا عقاید خودتان سوال کنید. برای مثال بعضی میگویند پورندیدن فقط یک عادت است. ولی از خودتان بپرسید چرا شکستن بقیه عادتها که اتفاقاً بعضی از آنها هم بسیار لذتبخش است آنقدر آسان است، ولی چرا عادتی که آنقدر در حس بد در من ایجاد میکند قابل کنار گذاشتن نیست؟ بعضی میگویند که پورن لذتبخش است. ولی از خودتان بپرسید چرا چیزهای لذتبخش دیگری هستند که میتوانید تصمیم بگیرید انجام بدهید و یا ندهید، ولی چرا احتمالاً باید پورن ببینید؟ چرا وقتی نباشد آشفته میشوید و حس محرومیت دارید؟
وظیفه روش آسان این است که به شما نشان دهد ترک پورن چقدر آسان و لذتبخش است. مانند بسیاری دیگری از بهترین تصمیمات زندگی من فرار از تله پورن بوده است. هیچ نیازی به احساس افسردگی نیست. یادتان باشد قرار است چیزی را به دست بیاورید که همه معتادان عالم دوست دارند داشته باشند: آزادی. یادتان باشد همه معتادان جهان میخواهند ترک کنند.
و تذکر آخر: کتاب را به ترتیب بخوانید و فصلها را نپرید.
چند نکته برای خواندن این کتاب:
- این کتاب را مانند یک کتاب عادی نخوانید. کتاب بسیار کوتاه است و شاید در چند ساعت بتوانید تمامش کنید. هایلایت کردن و یادداشتبرداری میتواند سودمند باشد و شاید چند بار خواندن آن باعث شود کاملاً ایدهها و درسهای آن را فرابگیرید.
- این کتاب رونوشت از کتاب روش آسان برای ترک سیگار است که توسط آلن کار نوشته شده است. آلن کار در طول زندگی خود به سیگاریهای زیادی کمک کرد که سیگار را ترک کنند. اما متاسفانه او اکنون در میان ماست و موسسه او هنوز اعتیاد به پورن را پوشش نمیدهد. ولی این کتاب از روی آثار و ایدههای او برای اعتیاد به پورن نوشته شده است.
روش آسان
۵ دقیقهاین کتاب قرار است شما را به چهارچوب ذهنی جدیدی برساند. برخلاف مسیر معمول ترک کردن که این احساس را در فرد ایجاد میکند که قرار است از کوه اورست بالا برود و چند هفته آینده را باید با وسوسههای قوی و ضعف دست و پنجه نرم کند و حس محرومیت داشته باشد، در روش آسان با حس خوشحالی شروع خواهید کرد، انگار که بالاخره یک مریضی وحشتناک شفا پیدا کرده است. پس از آن نیز هرچقدر در زندگی پیشروی کنید، بیشتر به این دوره از زندگیتان با حس دلسوزی و تاسف نگاه خواهید کرد و متعجب میشوید که چرا اصلاً از ابتدا شروع به پورندیدن کردید.
غیر از این حالت که تاکنون با پورن مواجهایند (کتاب را برای کمک به اطرافیانتان میخوانید)، یا معتاد نیستید (ترجمه واژه انگلیسی non-user به معنای کسی که در درجه اول هرگز معتاد نشده است، مانند فردی که هرگز سیگار نکشیده است و حالا سیگاریها برای او بیگانه است. در این کتاب، این واژه را به عنوان «غیرمعتاد» میخوانید) یا قبلاً ترک کردهاید یا در روزهای پرهیز «رژیم پورن» خود هستید، ضروری است تا زمانی که کتاب را به طور کامل به پایان نرساندهاید به مصرف ادامه دهید. این توصیه که نیازی نیست موقع خواندن کتاب، پورندیدن را کنار بگذارید شاید متناقض به نظر بیاید. و شاید حتی بیشتر از هر حرف دیگری در این کتاب قابل اعتراض باشد. ولی صبر باشید، همینطور که پیش میروید تمایلتان به پورن به شدت کاهش خواهد یافت. این دستورالعملها را جدی بگیرید: تلاش برای ترک زودهنگام سودی دربر نخواهد داشت.
خیلی از افراد کتاب را تمام نمیکنند زیرا فکر میکنند قرار است دست از چیزی بردارند یا چیزی را از دست بدهند. بعضی هم باخود قرار میگذارند که روزی فقط چند خط بخوانند تا این رویداد سهماهه را به تاخیر بیندازند. ولی من از شما میخواهم از این زاویه به آن نگاه کنید: شما دقیقاً چه چیزی برای از دست دادن دارید؟ اگر در آخر کتاب پورن را کنار نگذارید تازه به شرایطی برمیگردید که احتمالاً سالها در آن بودهاید. پس چیزی را از دست ندادهاید ولی اگر این کتاب شما را برای ترک قانع کرد در آن صورت چیزهای بسیار خوبی نسبتان خواهد شد. به این موضوع، شرطبندی پاسکال میگویند که در آن شخص چیزی برای از دست دادن ندارد در حالی که احتمال بدست آوردن چیزهای بزرگی وجود دارد.
ولی اگر برای چند روز است که پورن تماشا نکردهاید و مطمئن نیستید که اکنون مصرفکننده، مصرفکنندهٔ سابق و یا غیرمصرفکننده هستید، در این صورت وقتی کتاب را میخوانید، پورن تماشا نکنید. در واقع باید بگویم شما همین الان هم یک غیرمعتاد هستید. مانند کسی که ترک کرده است یا اصلاً از ابتدا شروع نکرده است. ولی باید به مغزتان زمان دهید که به بدنتان برسد. در آخر کتاب یک غیرمعتاد خوشحال خواهید بود. روش آسان کاملاً مخالف روش عادی است، در روش عادی شخص مضرات پورن را لیست میکند و باخود میگوید: اگر فقط بتوانم به اندازهای کافی بدون تماشای پورن دوام بیاورم در این صورت تمایلم به پورن از بین خواهد رفت و میتوانم دوباره از زندگی لذت ببرم و از بردگی آزاد شوم. این روش، روش منطقی ترک به نظر میرسد و در روزها هزاران نفر با این روش شروع به ترک میکنند. هرچند به دلایل زیر موفقیت با این روش بسیار سخت است:
توقف هیچوقت مشکل اصلی نبوده است: هر بار که یک وعده مصرف را پشت سر میگذارید، در همان حال مصرف را متوقف کردهاید. ممکن است در روزهای ابتدایی دلایل قوی ای داشته باشید و بگویید من دیگر نمیخواهم هیچوقت به مصرف پورن ادامه دهم و یا خودارضایی کنم. همه معتادان اینها را به خود میگویند. باید بگویم دلایل آنها در روز اول از آن چیزی که فکر میکنید خیلی قویتر است. مشکل اصلی روز دوم، دهم یا هزارم است، وقتی که در یک لحظه یا یک روز سخت فقط یک نگاه کوچک، فریبمان میدهد و بعد یک نگاه دیگر و ادامه، دوباره معتاد میشوند.
آگاهی از مشکلات سلامتی که پورن ایجاد میکند ترس بیشتری ایجاد کرده و در نتیجه ترک کردن را سختتر میکند: این امر به دو دلیل اتفاق میافتد، اول اینکه انگار دائماً مجبور شدهاید که دوست کوچک و یا تکهگاه خود را کنار بگذارید و یا اینکه از یک لذت دست بکشید (معتادها اینگونه فکر میکنند که از اعتیادشان لذت میبرند) و دوم آنکه این مدل فکر کردن باعث ایجاد نوعی نقطه کور میشود. ما برای ترک پورن نیاز به دلیل نداریم. سوال واقعی این است: چرا باید خودارضایی کنیم و یا اصلاً چه دلیلی دارد که پورن مصرف کنیم؟
همه دلایل ترک کردن در واقع ترک را سختتر میکنند.
در روش آسان ما در ابتدا تمام دلایلی که میخواهیم ترک کنیم را فراموش میکنیم. سپس مستقیماً با مشکل پورن روبهرو شده و سوالات مقابل را از خود میپرسیم:
- پورن چه سودی برای من دارد؟
- آیا واقعاً از پورن لذت میبرم؟
- آیا لازم است در طول زندگی ذهن و بدن خود را در معرض نابودی قرار دهم؟
نکتهٔ زیبایی که در اینجا وجود دارد این است که پورن مطلقاً هیچ سودی برای شما ندارد و هیچ کاری برای شما انجام نمیدهد، شما هیچ نیازی به آن ندارید. بگذارید موضوع را برایتان روشن تر کنم: این طور نیست که مضرات معتاد بودن از مزایای آن بیشتر باشد. حقیقت این است که تماشای پورن هیچ مزیتی ندارد.
بسیاری از معتادان سعی میکنند برای مصرفشان دلیلی درست کنند ولی تمام دلایلی که به آن میرسند فقط توهم و سفسطهبازی است.
در ابتدا ما این توهمات و خیالبافیها را از بین خواهیم برد. در واقع به زودی خواهید فهمید که اصلاً چیزی برای ترک وجود ندارد. نه تنها چیزی برای ترک وجود ندارد بلکه کلی چیزهای خوب و مزایای خوب برای بدست آوردن وجود دارد. سلامتی و شادمانی فقط دو تا از این مزایای خوب خواهند بود. به محض اینکه این توهم که زندگی بدون پورن، هرگز لذتبخش نخواهد بود از بین برود متوجه شوید نه تنها زندگی لذتبخش خواهد بود، بلکه بسیار بسیار بهتر نیز خواهد بود و به محض اینکه حس فقدان و محرومیت از چیزی، از بین برود، آنگاه بازهم به عقب برخواهیم گشت و یک بار دیگر مزایای فراوان آزادی از اعتیاد را مرور خواهیم کرد. در نظر گرفتن این مزایا میتواند یک کمک جانبی برای بدست آوردن چیزی باشد که خواستهٔ واقعی شماست: لذت بردن از زندگی، آزادانه از بردگی اعتیاد به پورن.
چرا قطع کردن آن سخت است؟
۱۰ دقیقههمه معتادان این حس را دارند که یک ماده شیطانی آنها را مسوم کرده است. در روزهای اول سوال بسیار ساده بود، به خودمان میگفتیم کنار خواهم گذاشت، فقط امروز نه. در نهایت ما جلوتر رفتیم و باور کردیم که برای ترک کردن اراده کافی نداریم. یا اینکه یک چیز ذاتی در پورن وجود دارد که باید آن را داشته باشیم تا بتوانیم از زندگی لذت ببریم. اعتیاد به پورن مانند این است که میخواهیم از یک گودال لغزنده بیرون بیاییم. همچنان که رو به بالا میرویم نور خورشید را میبینیم و انگیزه میگیریم ولی به محض اینکه حال و احساسمان کمی بد میشود دوباره سر میخوریم و به ته گودال برمیگردیم. در نهایت مرورگر را باز کرده و دوباره به محض اینکه کارمان تمام میشود حس و حالمان افتضاح میشود.
این سوال را از یک معتاد بپرسید: اگر با دانشی که اکنون دارید میتوانستی به زمانی که برای اولین بار پورن تماشا کردی برگردی، آیا باز هم شروع به تماشا میکردی؟ هرگز. تمام معتادان این را خواهند گفت.
از یک معتاد که از پورن اینترنتی دفاع میکند و باور ندارد که پورن باعث آسیب به مغز و کاهش گیرندههای دوپامین میشود، بپرسید: آیا حاضر است فرزندانش را به پورندیدن تشویق کند؟ هرگز. باز هم جوابش این خواهد بود.
پورن معمای عجیبی است. همانطور که قبلاً گفته شد، به راحتی میتوان نشان داد که متوقف کردن پورندیدن، کار سختی نیست، اما مسئله اصلی این است که توضیح دهیم چرا ترک دشوار است. هرچند مشکل اصلی این است که توضیح دهیم چرا اصلاً کسی بعد از فهمیدن مضرات آن، باز هم به آن ادامه میدهد. بخشی از دلیل اینکه ما شروع کردیم این بود که دهها میلیون نفر هم اکنون مصرفکننده آن هستند. هرچند همه آنها آرزو میکنند که اصلاً از ابتدا شروع نمیکردند. همه آنها معترفند که این کار به زندگیشان لطمه جدی زده است. ولی ما باور نداریم که هیچ کدام از آنها از پورن لذت نمیبرند. و آن را با آزادی و آموزش جنسی یکی میدانیم. و سخت تلاش میکنیم که خودمان را نیز به آن عادت دهیم. و سپس زندگیمان در حالی سپری میشود که به دیگران میگوییم هرگز نزدیک آن نشوند و خودمان نیز دائماً در تلاشیم تا این به اصطلاح عادت را کنار بگذاریم. و معمولاً هم فکر میکنیم مشکل ما خاص است. ولی حقیقت جالب آن است که تمام آن دهها میلیون نفر مصرفکننده درست مانند شما هستند.
سپس قسمت قابل توجهی از وقتمان به ناامیدی و بدبختی میگذرد. وقت گذراندن با این تصاویر سرد باعث میشود آنها را به افراد واقعیتر ترجیح دهیم و مشتاق آنها باشیم. حتی اگر گرم و صمیمی باشند، افراد واقعی در دسترس هستند. در پی بالا و پایین شدن پیپ دوپامین به وسیله پورن خود را محکوم به یک عمر انزوا، عصبانیت، استرس، خستگی و اختلال در عملکرد جنسی میکنیم. در استفاده از پورن و حذف ارتباطات انسانی و بهترین قسمتهای رابطه جنسی سپس به حس بدبختی و گناه میرسیم.
در واقع، خواندن درباره تأثیرات اعتیادآور و پورن اینترنتی در جاهای مختلف، باعث میشود حتی بیش از پیش احساس ناامیدی و بیچارگی کنیم. این چطور عادتی است که وقتی انجامش میدهی آرزو میکنی که انجام نمیدادی و وقتی انجام نمیدهی میل شدید به آن داری؟
معتادان هر بار که درباره دوپامین و حساسیت زیاد میخوانند، هر بار که در نبود شریک مورد اعتماد خود پورن تماشا میکنند و هر بار که نمیتوانند پس از یک وعده پورندیدن ورزش کنند، خود را تحقیر میکنند. یک انسان باهوش و منطقی تمام روزهای خود را با تحقیر میگذرانند. اما بدتر از همه این است که معتادان از اینکه مجبورند زندگی را با این سایههای سیاه و وحشتناک در پشت ذهن خود بگذرانند، چه چیزی عایدشان میشود؟ مطلقاً هیچ چیز!
شاید باخودتان فکر کنید: تمام این صحبتها درست است ولی وقتی انسان در این چیزها گیر میافتد ترک کردن آن دیگر خیلی سخت است. ولی چرا فکر میکنید سخت است؟ شاید بگویید به دلیل دردهای دورهای ترک است. ولی به زودی خواهید آموخت که علائم و واقعی ترک بسیار ناچیز و خفیف هستند. اینکه بسیاری از معتادان با آن زندگی کردند و بدون اینکه متوجه شوند آنها نیز معتاد هستند، از دنیا رفتند، از این ثابت میکند که علائم واقعی ترک بسیار ناچیز و خفیف است.
برخی ممکن است بگویند پورن اینترنتی رایگان است و انسان باید از توانایی ذاتیاش برای لذت بردن استفاده کند. این جمله نیز درست نیست، زیرا پورن اینترنتی اعتیادآور است و درست مانند دیگر مواد اعتیادآور میماند. برای مثال از معتادانی که میگویند فقط از چیزهای عاشقانه لذت میبرند بپرسید آیا تابهحال شده است که از خط قرمز رد شوند و به سمت پورنهای شوکآور تربروند؟ و اگر واقعاً صادق باشند اعتراف خواهند کرد که بارها برای رد شدن از خط قرمز برای خودشان دلیل تراشی کردهاند، به جای آنکه اصلاً چیزی نبینند.
در پورن هیچ لذتی نیز وجود ندارد. من از باز بازی گلف لذت میبرم ولی آیا لازم است هر روز گلف بازی کنم؟ چیزهای دیگر در زندگی طوری هستند که وقتی آنها را انجام میدهیم از آنها لذت میبریم ولی وقتی نیستند، در نبودشان حس محرومیت نداریم. ولی پورن اینگونه نیست.
برخی میگویند:
- پورن باعث آموزش میشود: آیا واقعاً باعث رشد فردی شما شده است؟
- یا باعث ارضای جنسی میشود: پس چرا شما را منزوی میکند و باعث میشود هوش سیریناپذیری داشته باشید؟
- یا باعث احساس آزادی میشود: آزادی از استرسهای زندگی؟ برای یک ساعت؟ قبل از اینکه همه استرسها دوباره برگردند؟ و چه استرسهایی را برطرف کرده است؟ چه مشکلاتی از زندگی را حل کرده است؟
- یا به من کمک میکند بخوابم: پس چرا دیگران بدون آن نمیتوانند خواب خوبی داشته باشند؟ همچنین تعداد زیادی روش علمی برای اصلاح و بهبود خواب وجود دارد.
بسیاری برایین باورند که پورن بیحوصلگی را از بین میبرد، اما بیحوصلگی، یک حالت ذهنی است. فیلمهای پورن شما را به جستجوی تنوع بیشتر و پیدا کردن چیزهای جدیدتر و جدیدتر عادت میدهد و باعث میشود که شما به طور فزایندهای بیحوصله شوید، تا سرانجام در آن تعقیب و گریز بیپایان فقط برای پیدا کردن یک کلیپ مناسب درگیر میشوید، و هر بار بیشتر به سمت پیدا کردن چیزهای خشنتر و شوکآورتر پیش میروید.
برخی میگویند به این دلیل آن را انجام میدهند که دوستانشان و هر کسی که میشناسند نیز این کار را میکنند. اگر این چنین است بهتر است دعا کنید دوستانتان برای درمان سردرد سرهایشان را ببُرند. در نهایت اکثر معتادانی که در مورد آن فکر میکنند به این نتیجه میرسند که این فقط یک عادت است. این توجیه واقعاً نمیتواند رفتار را توضیح دهد. اما با نادیده گرفتن تمام توضیحات معمول و منطقی، به نظر میرسد تنها بهانه باقیمانده باشد. متأسفانه این هم دقیقاً به اندازه بهانههای قبلی غیرمنطقی است. ما هر روز از زندگی عادات خود را تغییر میدهیم که برخی از آنها بسیار لذتبخش است. ما شستوشوی مغزی شدهایم تا باور کنیم پورن یک عادت است و ترک کردن عادتها کار سختی است.
آیا شکستن عادتها سخت است؟ رانندگان در ایالات متحده، عادت دارند در سمت راست جاده رانندگی کنند، اما هنگام سفر به خارج از کشور و کشورهایی که در سمت چپ رانندگی میکنند، با اندکی تلاش و تمرین این عادت را کنار میگذارند. یا هنگامی که شغل جدیدی پیدا میکنید، روال متفاوتی را در پیش میگیرید، ممکن است ساعت کاری و یا ساعت بیداری شما تغییر کند که بعد از مدتی به آن عادت میکنید. این مثالها نشان میدهند که عادتهای شما قابل تغییر هستند. اینها ممکن است کمی به تلاش و تمرین نیاز داشته باشند، اما اصلاً شبیه به یک مبارزه طولانی مدت با اعتیاد به پورن نیست. ما هر روز از زندگی خود عادتهایی میسازیم و میشکنیم، پس چرا برای ما سخت است که عادتی را ترک کنیم که وقتی آن را نداریم احساس محرومیت میکنیم، و وقتی داریم احساس گناه میکنیم، عادتی که به هر حال دوست داریم آن را ترک کنیم، در حالی که تنها کاری که لازم است انجام دهیم این است که انجام آن را متوقف کنیم.
جواب این است که پورن عادت نیست بلکه اعتیاد است. برای همین است که به نظر میرسد ترک کردن آن آنقدر دردناک است. بسیاری از مصرفکنندهها باور نمیکنند که معتاد هستند و فکر میکنند که در پورن لذتی وجود دارد و یا پورن به آنها کمکی میکند. آنها فکر میکنند اگر ترک کنند چیزی را فداکردهاند و یا چیزی را از دست دادهاند.
حقیقت زیبا این است که وقتی ماهیت واقعی اعتیاد به پورن و دلایل استفاده از آن را درک کردید، از انجام آن دست میکشید. در عرض سه هفته، تنها سوالی که باقی میماند این است که چرا مجبور بودید این همه مدت از پورن استفاده کنید و چرا نمیتوانید دیگران را قانع کنید که اینکه انسان معتاد به پورن نباشد، چقدر زیبا و لذتبخش است.
۳.۱ تله شیطانی
پورن اینترنتی، تلهای ظریف و شوم است که انسان و طبیعت دست به دست هم دادهاند و آن را برپا کردهاند. حتی به برخی از ما در مورد خطرات هشدار داده شده است، اما نمیتوانیم باور کنیم که چگونه از آن لذت نمیبریم. ولی در وهله اول چه چیزی ما را به سمت آن سوق میدهد؟ پورنهای رایگان توسط افراد و شرکتهای متفاوتی تهیه میشود. اینگونه این تله شیطانی ساخته میشود. شاید اگر قبل از اولین برخورد به ما درباره این تله هشدار داده میشد و به ما گفته میشد که در آینده چه مشکلاتی میتواند برای ما ایجاد کند، در همان اولین برخورد، زنگهای هشدار ما به صدا درمیآمد و از آن رویگردان میشدیم. در ادامه نگاهی کوتاه به روند بهدام افتادنمان خواهیم داشت.
ولی این زنگ خطر در درون ما به صدا درنمیآید. شاید محتوای شوکآمیز اولین کلیپها طوری بود که باخود فکر کردیم هرگز به چنین چیزی وابسته نخواهیم شد. شاید به این دلیل که از آنها لذت نمیبریم فکر کردیم هرگاه که بخواهیم میتوانیم آن را کنار بگذاریم. و یا شاید هم بیگناهی ظاهری برخی کلیپهای اولیه به ما میگفت که خطری وجود ندارد. درست مانند قصهبافیهای یک کلاهبردار که برای منحرف کردن ذهن ما انجام میدهد. به عنوان انسانهای عاقل سپس متوجه میشویم چرا انیمی از جمعیت بزرگسال به طور سیستماتیک معتاد چیزی شدهاند که تواناییشان را در قسمتهای مختلف زندگی کاهش میدهد. سپس کنجکاوی، ما را تا در خانه اعتیاد پیش میبرد. ولی هنوز جرئت کلیک بر روی کلیپهایی که میدیدیم را نداشتیم. از ترس اینکه ما را بیمار کند و یا به سمت انحراف اخلاقی کشیده شود. و اگر به تصادف روی یکی از کلیپها کلیک میکردیم اغلب تنها خواسته ما این بود که در سریعترین زمان ممکن از آنجا خارج شویم. هرچند حالا کنجکاوتر از قبل بودیم.
حالا که این روند شروع شده است دیگر بهدام افتادهایم. اکنون قرار است بقیه عمرمان را در حالی بگذرانیم که این سوال در ذهنمان است که به راستی چرا باید این کار را انجام دهم؟ سپس به فرزندانمان میگوییم که هرگز شروع نکنند. و هر زمانی که پیدا میکنیم در پی راه حلی میگردیم که خودمان نیز از این دام فرار کنیم. تله طوری طراحی شده است که فقط و فقط در صورتی که حادثهای برایمان پیش بیاید، در نهایت به فکر جدی خروج میافتیم. حالا این حادثه میتواند عدم توانایی جنسی، از دست دادن شغل یا رابطه، کم شدن میل جنسی و یا صرفاً حس افتضاح بعد از هر بار تماشا باشد. به محض اینکه سعی میکنیم این روند را متوقف کنیم عوارض ترک نمایان میشوند، و این بار روشی هم که برای مواقع پراسترس از آن استفاده میکردیم نیز دیگر در دسترسمان نیست.
وقتی شروع به ترک میکنیم تصمیممان سست و متزلزل است. بعد از چند روز شکنجهکشی خودمان را قانع میکنیم که شاید زمان مناسبی برای ترک انتخاب نکردهایم. و بعد تصمیم میگیریم زمانی بدون استرس را برای ترک پیدا کنیم. هرچند که اگر چنین زمانی برسد، دیگر اصلاً دلیلی برای ترک نداریم. البته هیچوقت زمانی که کاملاً خالی از استرس باشد نخواهد رسید. سپس باورمان میشود که انگار زندگیمان پر از استرس است و بخاطر این استرسها است که قادر به ترک نیستیم. سپس از حمایت والدینمان خارج شده و سعی میکنیم مستقل شویم و بعد نیز استرسهای مربوط به شغل، خانهداری، وام بانکی، خرید خانه، و بزرگکردن فرزندانمان، زندگی ما را در بر میگیرند. البته این نیز توهمی دیگر است. پراسترسترین قسمتهای زندگی مربوط به دوران کودکی و دوران بلوغ است.
ما تمایل داریم که مسئولیتهایمان را در زندگی، با استرس یکی بدانیم. زندگی یک معتاد به مواد مخدر، به صورت اتوماتیک دارای استرس بیشتری خواهد شد. زیرا پورن استرس را از بین نمیبرد، هرچند برخی سعی دارند که ما اینگونه باور داشته باشیم. در واقع دقیقاً برعکس این ماجرا اتفاق میافتد. هرچقدر بیشتر مصرف میکنیم، استرسهایمان نیز بیشتر میشود. با هر بار تماشا بار بر روی دوشمان سنگینتر میشود. برای مثال معتادی که این عادت را کنار میگذارد (معمولاً هر کدامشان یک یا چند بار در طول زندگی موفق میشوند این کار را بکنند) به زندگی شادی میرسند، ولی ناگهان دوباره به دام میافتند. با سرگردانی در پیچوخمهای سایتهای پورن، ذهن ما آشفته میشود، و بقیه عمر خود را صرف تلاش برای فرار میکنیم. خیلیها موفق میشوند، اما موفقیتشان موقتی است تا زمانی که دوباره به تلهای شوم بازگردند.
حل مشکل پورن مانند معماهای معمولی مانند است. پیچیده و سخت است. ولی وقتی جواب را پیدا کنید راحت و جالب خواهد بود. و باخود فکر خواهید کرد چرا تا حال به ذهن خودتان نرسیده بود.
روش آسان ترک، راه حل این پازل را میداند. شما را از هزار توبیرون خواهد کشید. هرگز هم به آن باز نخواهید گشت. تنها کاری که باید بکنید این است که خط به خط کتاب را دنبال کنید. ولی اگر اشتباه فصلهای کتاب را بدون خواندن پشت سر بگذارید و یا با سرعت نور کتاب را تمام کنید، و بدون آنکه فصلهایی را متوجه شوید از آن بگذرید، در این صورت باقی فصلهای کتاب بیهوده و بیاثر خواهند بود.
هر کسی میتواند به راحتی ترک کند. ولی در ابتدا باید طرز فکرهای درستی را در شما ایجاد کنیم. البته نه باورها و اطلاعاتی که باعث ترس شما شود، مانند آن چیزهایی که در اینترنت فراوان یافت میشود. این چیزها را هم اکنون نیز خود شما میدانید. اگر این اطلاعات درباره پورن قرار بود باعث ترک شما شود، شما تاکنون صدها بار ترک کرده بودید. ولی چرا انقدر ترک کردن برای شما سخت به نظر میرسد؟ برای پاسخ به این سوال باید به دنبال دو دلیلی باشیم که به خاطر آنها است که به مصرف پورن ادامه میدهیم. دلایلی که باعث میشوند افراد پورن ببینند، دو دسته هستند:
- ساختار طبیعی انسان و پورن.
- شستوشوهای مغزی که توسط جامعه صورت گرفته، و باورهای اشتباه.
مصرفکنندههای پورن، انسانهای باهوش و خردمندی هستند. آنها میدانند ریسکهای زیادی میکنند و در آینده مشکلات زیادی انتظارشان را میکشد، بنابراین زمان زیادی را صرف منطقی نشان دادن عادت خود میکنند. ولی معتادان پورن در قلب خود میدانند که احمق هستند. میدانند که اگر به دام پورن نمیافتادند، هیچ نیازی به تماشای پورن نمیداشتند. بیشتر آنها به یاد دارند که اولین نگاه آنها، ترکیبی از نفرت و کنجکاوی بدبین بود. سپس آرام آرام سعی کردند خود را به آن عادت دهند و تحملشان را در برابر آن بالا ببرند.
از همه آزاردهندهتر، این حقیقت است که افراد غیرمعتاد (بیشتر زنان، مردان مسنتر، و افرادی که در کشورهایی زندگی میکنند که اینترنت پرسرعت در آنها در دسترس نیست) نه تنها چیزی را از دست نمیدهند، بلکه این موقعیت را خندهدار میدانند. با از بین بردن این دو عامل در فصول بعدی، شما هم این تله شیطانی را درک خواهید کرد، و بعد از آن برای شما هم همه این مسائل، خندهدار به نظر خواهد رسید.
طبیعت
۹ دقیقهساختار طبیعی انسان و پورن، اولین دلیلی است که بخاطر آن افراد به تماشای پورن روی میآورند. پورن، برای اینکه بتواند کار خود را ادامه دهد، بر روی مکانیزم پاداش مغز سوار میشود. این مکانیزم برای آن است که بتوانید تولید مثل کنید و نسل خود را حفظ کنید. از آنجایی که پورن به صورت فوری در دسترس است باعث میشود سطح دوپامین، بسیار بیشتر از حد طبیعی آن بالا نگه داشته شود. به این موضوع از نظر علمی، اثر کولیج گفته میشود که شاید قبلاً نیز نام آن را شنیده باشید.
دوپامین انتقالدهنده عصبیای است که به حس خواستن مربوط میشود. این در حالی است که حس لذت واقعی از طریق آزاد شدن اوپیوئیدها به وجود میآید. در طبیعت هر کاری که دوپامین بیشتری تولید کند باعث آزاد شدن اوپیوئیدهای بیشتری شده و باعث میشود تمایل به انجام اقداماتی داشته باشیم که دوپامین بیشتری به ما میدهند. بدون دوپامین اقداماتی مانند غذا خوردن، دیگر جذاب به نظر نمیرسند و تمایلی برای انجام آن نخواهیم داشت. غذاهای قندی و پرچرب دوپامین بیشتری آزاد میکنند.
دوپامین همچنین در برخورد با تنوع نیز آزاد میشود. از آنجایی که پورن تنوع نامحدودی دارد، باعث جاری شدن سیل دوپامین در قسمت لیمبیک مغز میشود. همان قسمتی که مدار پاداش در آنجا قرار دارد. برای همین وقتی پورن تماشا میکنید دوپامین آزاد شده و در پی ارگاسمها نیز آزاد میشوند. سپس مغز این روند را دریافت کرده و در پی انتشار BDNF آن را برای یادآوری آسانتر، به صورت یک قطعه کد درون خود ذخیره میکند. سپس در پیدا کردن یک آگهی تبلیغاتی جنسی، زمان تنهایی، استرس و یا حتی کمی احساس ناراحتی، این قطعه یادآوری شده و در پی عمل به آن، این مسیر در مغز هر بار روانتر و روانتر میشود و هر بار عمل کردن به آن راحتتر میشود.
در سیستم لیمبیک مغز روند خودتصحیحگری وجود دارد که وقتی میزان دوپامین بالاتر از حد معمول است گیرندههای دوپامین را کاهش میدهد. متأسفانه ما برای رسیدگی به استرسها و مسئولیتهای روزانمان، به این گیرندهها نیاز داریم و دیگر جایزههای طبیعی توسط این گیرندهها به طور مؤثر جذب نمیشوند. و باعث میشود احساس استرس و تحریکپذیری بیشتری نسبت به حالت عادی داشته باشید. این فرآیند با عنوان حساسیتزدایی شناخته میشود.
در این چرخه شما از خطهای قرمز خود عبور کردهاید و در نتیجه احساساتی مانند گناه، انزجار، خجالت، اضطراب و ترس را نیز برانگیختهاید که این احساسات نیز باعث میشوند سطح دوپامین مدت زمان بیشتری بالا بماند و مغز شرطیسازی شده، و این احساسات را با برانگیختگی جنسی اشتباه میگیرد.
با گذشت زمان مغز نسبت به کلیپها و ژانرهای قدیمی حساسیتزدایی میشود و دیگر کلیپها مطلوبیتشان را از دست میدهند. در نتیجه شما به جستجو برای برانگیختگی بیشتر و رفع گرسنگی مغز ترغیب میشوید. اینجاست که به سراغ کلیپهایی میروید که هرگز در نخستین بازدیدتان، گمان نمیکردید تمایلی به دیدنشان داشته باشید.
«در شبنم چیزهای کوچک، قلب صبح خود را پیدا میکند و تازه میشود.»
— خالیل جبران
تعادل این هورمونها برای زندگی ما لازم است و در سختیها و مشکلات زندگی انگیزهای لازم برای حرکت رو به جلو برای ما فراهم میکنند، اما آیا مغز یک معتاد میتواند به اندازه مغز یک غیرمعتاد از این هورمونها بهرهمند شود؟
سیل دوپامین مانند یک داروی سریععمل میکند ولی به سرعت مغز را ترک میکند و در نبود دوپامین شخص دچار عوارض ترک میشود. بسیاری از افراد گمان میکنند این عوارض به دلیل آن است که مجبور به ترک شدهاند و اما این عوارض و دردها در درجه اول ذهنی هستند زیرا فرد تصور میکند از نوعی لذت محروم شده است و در درجه دوم این دردها توسط خود پورن به وجود آمدهاند.
منظور از دردهای عوارض ترک، این موضوع است که به محض اینکه دوپامین مغز فرار را ترک میکند، مغز شروع به خواستن و هوس دوپامین میکند. به محض کنارگیری، دردهایی در فرد شروع میشود که فقط باخود پورن تسکین پیدا میکنند. در بقیه اعتیادها هم این روند وجود دارد. برای مثال فرد سیگاری، به محض اینکه نیکوتین بدنش را ترک میکند، هوس سیگار میکند و اکنون این هوس را فقط خود سیگار میتواند آرام کند. حالا اگر فرد به داروی خود نرسد، موهای خود را از شدت عصبانیت میکند.
۴.۱ هیولای کوچک
به خاطر داشتن وابستگی شیمیایی به پورن، آنقدر خفیف است که بسیاری از معتادان به پورن، بدون آنکه متوجه شوند آنها نیز معتاد هستند، زندگی کردند و از دنیا رفتند. بسیاری از افراد از اعتیاد به مواد مخدر میترسند، ولی با تماشای پورن دقیقاً در چنین اعتیادی هستند. خوشبختانه اعتیاد به پورن اعتیاد آسانی برای ترک کردن است. ولی قبل از آن لازم است که بپذیرید که واقعاً معتاد هستید. کنارگیری از پورن هیچ درد جسمانی خاصی ایجاد نمیکند و صرفاً احساس نوعی نبودی یا فقدان چیزی در فرد ایجاد میکند. این احساس در طولانی مدت تبدیل به عصبانیت، احساس ناامنی، بیقراری، اعتماد به نفس پایین و تحریکپذیری میشود. مانند حس گرسنگی. البته برای نوعی سم.
در عرض چند ثانیه پس از رسیدن به پورن، دوپامین تأمین میشود و ولع به پایان میرسد، و در نتیجه احساس رضایت در ذهن و مغز فرد، ایجاد میشود. در روزهای اولیه، دردهای کنارهگیری و تسکین متعاقب آن به قدری خفیف است که ما از آنها بیاطلاعیم. وقتی مصرفکنندههای دائمی میشویم، معتقدیم به این دلیل است که از آن لذت میبریم، یا به اصطلاح عادت کردهایم. حقیقت این است که ما از قبل گرفتار شدهایم، اما متوجه آن نیستیم. هیولای کوچک در حال حاضر در مغز ما است، بنابراین هرچند وقتی یک بار، ما را خبر میکند تا به آن غذا بدهیم.
همه افراد به دلایل غیرمنطقی به سراغ پورن میروند، یا شروع به دلیل تراشی برای آن میکنند. ولی تنها دلیلی که هر کس، به استفاده از پورن ادامه میدهد، خواه معتاد تفننی باشد یا معتاد سنگین، این است که به آن هیولای کوچک غذا دهد. کل ماجرا مجموعهای از مجازاتهای بیرحمانه و گیجکننده است، اما شاید انگیزهترین جنبه، احساس لذتی است که فرد از یک جلسه تماشای پورن، دریافت میکند و تلاش میکند به آرامش و اعتماد به نفسی که بدنش قبل از گرفتار شدن در تله داشت، بازگردد. و بعد از هر بار غذا دادن، تازه به آرامش و ثباتی میرسد که غیرمعتادها هر دقیقه از زندگیشان، از آن لذت میبرند.
۴.۲ زنگ آزاردهنده
تصور کنید همسایه کناری شما مهمان گرفته است و صدایش باعث آزار و اذیت شما شده است. حالا فرض کنید این سر و صدا برای چند دقیقه قطع شود. میتوانید احساس آرامشی که در این حالت بهتان دست میدهد را تصور کنید؟ این آرامش واقعی نیست، بلکه پایان آزار و اذیتهای آن صدا است. اعتیاد هم شبیه به این مثال است. قبل از آنکه در تله گیر بیفتیم ذهن و جسممان در سلامت و آرامش کامل است، ولی وقتی مغزمان را مجبور میکنیم دوپامین پمپاژ کند، وقتی این دوپامین مغزمان را ترک کرد و چاردردهای ترک میشویم و از نبود دوپامین رنج میبریم. این درد، درد جسمانی نیست فقط شبیه احساس نوعی نبودی یا فقدان چیزی است. ما حتی از وجود آن آگاه نیستیم و فقط مانند شیر است که در درون ما در حال چکه کردن است.
بخش منطقی ذهن ما متوجه این چکهها نمیشود ولی نیازی هم ندارد که متوجه شود. تنها چیزی که ذهن منطقی ما میفهمد، این است که اگر پورن تماشا کنیم و خودارضایی کنیم این حس از بین میرود. هرچند این حس در ابتدا توسط خود پورن به وجود آمده است و رضایت بعد از مصرف گذرا است، دفعه بعد برای از بین بردن هوس، پورن بیشتری لازم است. به محض اینکه به ارگاسم میرسید و وسوسهها دوباره شروع میشود و شما دوباره باخود فکر میکنید تنها راه خلاص شدن از شر وسواسههای تماشای پورن بیشتر است. اینگونه یک چرخه بازخورد دائمی تشکیل میشود، تا زمانی که تصمیم بگیرید از چرخه بیرون بیایید.
تلهٔ پورن مانند آن است که کفشهای تنگ بپوشید، فقط برای اینکه از درآوردن آن لذت ببرید. سه دلیل عمده وجود دارد که چرا معتادان این تله را، از این زاویه نمیتوانند مشاهده کنند:
- از کودکی شستوشوی مغزی شدهایم که پورن اینترنتی، فقط نوعی پیشرفت دیگر در تکنولوژی است و قرار است جای پورنهای مصور قدیمیتر را بگیرد. این توهم با این موضوع که خودارضایی ضرری ندارد و به خورد ماده شده است. در نتیجه چرا نباید آن را باور میکردیم؟
- از آنجایی که خروج دوپامین شامل هیچگونه درد فیزیکی خاصی نمیشود و صرفاً احساسی شبیه به گرسنگی و یا استرسهای عادی را دارد که به سختی از این احساسات قابل تفکیک است، ما این حس را معمولاً زمانیهایی تجربه میکنیم که تمایل داریم به سراغ پورن برویم، در نتیجه آن را عادی در نظر میگیریم، در حالی که کسانی که تابهحال پورن ندیدهاند این حس را ندارند و این حس توسط خود پورن به وجود آمده است.
- با این حال، دلیل اصلیای که افراد نمیتوانند پورن را از زاویه حقیقیآن مشاهده کنند این است که فرآیند بهدام افتادن، از عقب به جلو اتفاق میافتد. چرا؟ زیرا زمانی که پورن نمیبینید است که از درد و عوارض کنارهگیری رنج میبرید. اینگونه است که پورن شبیه به داروی درمان این حس به نظر میرسد نه مسبب آن. از سوی دیگر فرآیند بهدام افتادن در روزهای ابتدایی، مبهم و تدریجی است در نتیجه فرد آن حس فقدان را عادی تلقی میکند و تقصیرش را به گردن وعده قبلی تماشای پورن نمیاندازد. به محض اینکه مرورگر باز میشود و شخص به پورن میرسد، به آرامش میرسد و حس دستوپاچگی از بین میرود. در نتیجه پورن اعتبار خود را کسب میکند.
این فرآیند از عقب به جلو و وابسته شدن است که خلاصی از مواد اعتیادآور را دشوار میکند. حالت خماری یک معتاد به هروئین را وقتی به هروئین دسترسی ندارد تصور کنید. حالا شادیای را تصور کنید که وقتی بالاخره میتواند سرنگ را در رگش فرود کند. کسانی که معتاد هروئین نیستند از این احساس، رنج نمیبرند و اصلاً به خاطرشان هم خطر نمیکنند.
هر آن احساس و وحشت را تسکین نمیدهد، بلکه خودش آن را ایجاد کرده است. به طور مشابه، کسانی که هرگز پورن ندیدهاند، احساس نیاز و خلاء در هنگام نبود پورن را ندارند. و اگر پورن را از آنها بگیرید، دچار وحشتزدگی نمیشوند. آنها حتی نمیتوانند باور کنند که معتادان، چطور از تصاویر دوبعدی که صدایشان هم قطع شده است لذت میبرند. هرچند خود معتادان هم نمیتوانند باور کنند.
ما همیشه فکر میکنیم پورن باعث آرامش و تسکین و رضایت میشود. اما سوالی از شما دارم، چگونه میشود راضی شد اگر اول ناراضی نباشید؟ کسانی که به پورن اعتیاد ندارند از این ناراضیها رنج نمیبرند. اگر بعد از یک روز کاری به پورن نرسند، ناراحت نمیشوند. بلکه این معتادان هستند که اول باید غذای هیولای کوچک خود را داده، سپس آن را بخوابانند تا بعد بتوانند به بقیه امورشان برسند.
۴.۳ لذت یا عصا؟
یک مسئلهٔ بسیار مهم: اصلیترین دلیلی که افراد، ترک کردن را دشوار میدانند این است که احساس میکنند قرار است لذت و یا عصای کمکی را از دست بدهند. لازم و ضروری است که بدانید هرگز چیزی را از دست نخواهید داد. در واقع اصلاً چیزی برای ترک وجود ندارد. حتی خود کلمهٔ ترک غلطانگاری است. بهترین راه برای درک این موضوع مقایسهٔ آن با نیاز به غذا خوردن است. عادت خوردن غذا در وعدههای منظم باعث میشود ما در میان این وعدهها حس گرسنگی نداشته باشیم. ما تنها زمانی از این حس گرسنگی آگاه میشویم که وعدهای به تاخیر بیفتد. در این مورد هم درد جسمانیای وجود ندارد فقط نوعی حس نیاز و خواسته است که ما آن را به عنوان گرسنگی میشناسیم. سپس روند ارضاکردن گرسنگیمان تجربهای لذتبخش میشود.
به نظر میرسد پورن هم مشابه این مورد است، البته نه کاملاً. ما مانند گرسنگی درد جسمانیای وجود ندارد و مدار پاداش مغز نیز به صورت مشابهی کار میکند. ولی این شباهت به غذا خوردن است که باعث میشود معتادان تصور کنند در پورن نوعی لذت و یا عصای کمکی وجود دارد. با اینکه به نظر میرسد غذا خوردن و پورن شبیه هم هستند ولی دقیقاً مخالف هم هستند.
- شما غذا میخورید تا زنده بمانید و به زندگی خود انرژی دهید، در حالی که پورن، در حال بلعیدن نیروی جنسی شماست.
- غذا واقعاً طعم خوبی دارد و خوردن یک تجربه واقعاً خوشایند است، که ما در طول زندگی از آن لذت میبریم. پورن در عوض، باعث تخریب گیرندههای شادی میشود، و در نتیجه توانایی شما را برای مقابله با مشکلات و احساس شادی از بین میبرد.
- غذا خوردن باعث ایجاد گرسنگی نمیشود و واقعاً آن را تسکین میدهد، در حالی که این اولین جلسه پورن است که ولع مصرف دوپامین و خواسته پورن را ایجاد میکند. و نه تنها آن نیاز را تسکین نداده و موجب رضایت نمیشود، بلکه رنج را برای بقیه عمرتان تضمین میکند. و این نیاز را به صورت تصاعدی بیشتر میکند.
۴.۴ رد شدن از خط قرمز
آیا خوردن عادت است؟ اگر اینطور فکر میکنید، سعی کنید آن را کاملاً بشکنید! توصیف خوردن به عنوان عادت، تمامن میتواند توصیف تنفس به عنوان عادت را توصیف کند، هر دو برای بقا ضروری هستند. درست است که مردم عادت دارند گرسنگی خود را در زمانهای مختلف، با انواع مختلف غذا برطرف کنند. ولی این عادتها در طول زندگی تغییر میکنند. ولی پورن عادت نیست، بلکه اعتیاد است.
وقتی ماهیت واقعی اعتیاد به پورن را درک کنید، به راحتی آن را ترک خواهید کرد. در عرض سه هفته تنها سوالی که باقی میماند این است که چرا مجبور بودید این همه مدت از پورن استفاده کنید.
شستشوی مغزی
۱۰ دقیقهشستشوی مغزی دومین دلیلی است که باعث میشود به مصرف ادامه دهیم. اگر جنبهٔ فیزیکی اعتیاد را هیولای کوچک در نظر بگیریم، شستشوی مغزی هیولای بزرگ خواهد بود. در کامل بودن این قسمت، ما را ملزم میکند که ابتدا اثرات قدرتمند محرکهای فراطبیعی را بررسی کنیم. مغزهای ما برای بهوجود آمدن پورن اینترنتی آماده نشدهاند. پورن به ما اجازه میدهد در طول یک ربع ساعت بیشتر از کل شرکای بالقوهای که اجدادمان در زندگیشان دیدند، در دسترس داشته باشیم.
در گذشته دیدگاهها و توصیههای اشتباهی در این زمینه وجود داشت. مانند اینکه خودارضایی باعث نابینایی میشود. این مثال، و همچنین تاکتیکهای ترسانندهٔ مختلف، بهوضوح اشتباه بودند و باعث شدند علم مسیر مخالف آنها را طی کند. اما همین امر باعث شد جامعه بیش از حد حساسیت خود را روی این موضوعات کاهش دهد. باعث شد افراد از آن سوی بوم بیفتند. از همان روزهای اول زندگیمان، ضمیر ناخودآگاه ما بیش از حد با تصاویر و پیامهای جنسی بمباران میشود. از تبلیغات و مجلات گرفته تا چیزهای دیگر. البته ناامید نشوید، میتوانید تشخیص دهید که آنها در هر کدام از این موضوعات از چه روشهایی برای گیرانداختن ذهن استفاده میکنند را به یک بازی تبدیل کنید. چیزهای مانند شوکآور بودن، تازگی، رنگی بودن، اندازهها، تابوها، نوستالژیها و... . حتی این چیزها را میتوان به نوجوانها آموزش داد تا آنها را تشخیص دهند.
پیام اصلی تمام بمباران محتوای جنسی این است: «ارزشمندترین چیز روی زمین، سکس و ارگاسم است.» به نظر شما آیا این پیام اغراقآمیز نیست؟ به فیلم و سریالهای تلویزیونی یا برنامههای دیگر نگاه کنید، در خیلی از آنها این پیام اصلی را مشاهده خواهید کرد. در بسیاری از آنها، نشان دادن رابطهٔ جنسی نقش محوری دارد. تأثیر این موضوع روی خودآگاه ما ثابت نمیشود ولی ناخودآگاه ما این فرصت را دارد که این پیامها را جذب کند. این جاست که شستشوهای مغزی و هیولای بزرگ پورن به وجود میآید.
۵.۱ استدلال علمی
البته برخی نیز در این داستان از آن سوی بوم افتادهاند. گروههای مختلف اینترنتی که ترس از اختلال جنسی، از دست دادن انگیزه، ترجیح دادن پورن به شرکای واقعی و مسائل دیگر را مطرح میکنند. مانند سایت yourbrainonporn.com و زیرفرهنگهای اینترنتی دیگر. ولی این جنبشها باعث نخواهند شد که افراد دست از مصرف بردارند. اگر بخواهیم منطقی باشیم باید این کار را میکردند ولی حقیقت این است که نمیتوانند. حتی مقالات و مطالعات فهرستشده در سایت yourbrainonporn.com هم برای منصرف کردن یک نوجوان از شروع کردن کافی نیست.
از قضا، قویترین افراد در این میان خود معتادها هستند. اینکه معتادها از نظر اراده ضعیف هستند یا از نظر جسمی قدرت کافی ندارند، فقط یک توهم دیگر است. شما باید از نظر جسمی قوی باشید تا بتوانید بعد از آگاهی از وجود یک اعتیاد با آن کنار بیایید. شاید دردناکترین قسمت ماجرا برای آنها این باشد که خودشان را افراد ناموفق و شکستخورده میدانند. یا به خودشان بهعنوان درونگراهایی که تحملناپذیرند نگاه میکنند. شاید بهتر میبود این افراد خودشان را آنقدر در دست پایین نمیگرفتند.
۵.۲ مشکلات استفاده از اراده
معتادانی که از اراده برای ترک استفاده میکنند در درجهٔ اول کمبود ارادهٔ خود را ملامت میکنند و همینطور آرامش و شادی خود را در این راه فدا میکنند. اینکه در برنامهریزیهایتان شکست بخورید یک چیز است و تنفر از خود چیز دیگری است. گذشته از همهٔ اینها هیچ قانونی وجود ندارد که از شما بخواهد همیشه به درستیترین شکل ممکن رفتار کنید. با خود مهربان باشید. ما در اینجا با اعتیاد سروکار داریم نه یک عادت عادی. آیا تابهحال شده است سر توقف عادتی مانند گلف باز کردن با خود بحث کنید؟ ولی انجام همین کار برای مقابله با اعتیاد به پورن توصیه میشود. آیا به نظر شما منطقی است؟
قرار گرفتن مدام در معرض یک محرک فراطبیعی، ساختار مغز شما را تغییر میدهد و آن را دوباره سیمکشی میکند. بنابراین ایجاد مقاومت در برابر این شستشوهای مغزی، در اینجا بسیار اهمیت دارد. مانند این است که به حرفهای شخصی که میدانید دارد اشتباه صحبت میکند گوش کنید ولی در عین حال مودبانه سر تکان دهید. به همین شکل باید باشد و شستشوهای مغزی که اطرافمان را احاطه کرده برخور کنید. بنابراین باور نکنید که تا آنجا که میتوانید رابطهٔ جنسی داشته باشید، همهٔ آنها نیز باید فوقالعاده خوب باشند، و در غیاب آن نیز باید از پورن استفاده کرد. تأکید بیش از حد محیط را بر رابطهٔ جنسی باور کنید.
۵.۳ انفعال
اکثر معتادان قسم میخورند که فقط پورنهای استاتیک و بیضرر تماشا میکنند و در نتیجه هیچ مشکلی ندارند. ولی در واقع دائماً در حال کشیدن افسار اسب خود هستند و ارادهٔ خودشان را در این مبارزه مصرف میکنند تا بتوانند در برابر وسوسهها مقاومت کنند. حتی اگر در این مبارزه موفق باشند این کار بهطرز قابل توجهی ارادهٔ آنها را مصرف میکند و باعث میشود در دیگر عرصههای زندگی که نیاز به اراده وجود دارد شکست بخورند. مانند ورزش کردن، رژیم گرفتن و... شکست در این زمینهها باعث میشود احساس گناه و بدبختی کنند. و باعث بازگشت آنها به پورن میشود. یا اینکه عصبانیت خود را سر دیگران خالی میکنند.
هنگامی که به پورن اینترنتی معتاد میشوید، شستشوی مغزی افزایش مییابد. ضمیر ناخودآگاه شما میداند که هیولای کوچک باید تغذیه شود و در نتیجه همهٔ چیزهای دیگر را نادیده میگیرد. این ترس است که مردم را از ترک کردن بازمیدارد، ترس از احساس پوچی و ناامنی که وقتی دست از غرق کردن مغزتان برمیدارید به آنها دست میدهد. فقط به این دلیل که شما از ناخودآگاهتان بیاطلاع هستید، نمیتوان گفت که این تمایل وجود ندارد. دلیلش این است که نیازی نیست دقیقاً ماهیت این احساس خلأ را بدانید، تنها چیزی که میدانید این است که پورن این احساس را از بین میبرد. لازم نیست بیشتر از آن چیزی که یک گربه برای فهمیدن اینکه لولههای آب گرم کجا هستند بداند، بدانید. گربه فقط میداند که اگر در یک نقطهٔ خاص بنشیند احساس گرما میکند.
۵.۴ عوارض ترک
انفعال ذهن ما و وابستگی به منابعی که معتبر تعبیر میشود، منجر به شستشوی مغزی میشود. مشکل اصلی کنار گذاشتن پورن همین است. تربیت مادر، جامعه، باشستشوهای مغزی ناشی از اعتیاد خودمان، تقویتشده و با تأثیرگذارترین افراد اطرافمان (دوستان، بستگان و همکاران) ترکیب شده است. خود عبارت ترک کردن یک مثال خوب برای دیدن شستشوی مغزی است. و نوعی از دست دادن یا قربانی کردن چیزی را به ذهن میرساند. حقیقت زیبای این است که چیزی برای ترک وجود ندارد، برعکس، شما خود را از یک بیماری وحشتناک رها خواهید کرد و به دستاوردهای مثبت شگفتانگیزی دست خواهید یافت. اکنون شروع به پاک کردن این شستشوهای مغزی خواهیم کرد. با این شروع میکنیم که دیگر از واژهٔ ترک کردن استفاده نکنیم و بهجای آن از واژههایی مانند کنار گذاشتن، خارج شدن یا واقعیترین کلمه برای آن یعنی فرار کردن استفاده خواهیم کرد.
تنها چیزی که در مرحلهٔ اول ما را مقاومت کرده که به سراغ آن برویم این بود که دیگران نیز درگیر آن بودند. و این احساس به ما دست داد که داریم چیزی را از دست میدهیم. سپس سخت تلاش میکنیم تا در تله جابگیریم. ولی هیچوقت متوجه نشدیم دقیقاً چه چیزی را قرار بود از دست بدهیم. هر بار که کلیپ دیگری را میبینیم با خود میگوییم که حتماً باید چیز خاصی در آن وجود داشته باشد، در غیر این صورت مردم آن را انجام نمیدادند و این تجارت آنقدر بزرگ نمیشد. حتی وقتی این عادت را کنار میگذارند، وقتی در میان دوستان صحبتی از یک بازیگر، خواننده یا حتی یک ستارهٔ پورن به میان میآید، معتادان سابق احساس محرومیت میکنند. با خود میگویند: «اگر همهٔ دوستانم دربارهٔ آن حرف میزنند پس حتماً باید چیز خوبی باشد.» سپس فقط یک تصویر کوچک دیگر در آن شب کافی است تا دوباره آنها را به تله بازگرداند.
شستشوی مغزی بسیار قدرتمند است و باید از اثرات آن آگاه باشید. فناوری به رشد خود ادامه میدهد و آینده سایتها و روشهای دسترسی سریعتر راه ارمغان خواهد آورد. صنعت پورن میلیونها دلار در واقعیت مجازی سرمایهگذاری خواهد کرد تا تبدیل به مادهٔ اعتیادآور بعدی شود. ما نمیدانیم به کجا میرویم، و برای مقابله با فناوریهای زمان حال و آینده آمادگیای نداریم.
مادر شرف حذف این شستشوهای مغزی هستیم، این غیرمعتاد نیست که از چیزی محروم شده است، بلکه این معتاد است که یک عمر موارد زیر را از دست خواهد داد:
- سلامت
- انرژی
- ثروت
- آرامش ذهن
- اعتماد به نفس
- شجاعت
- علاقه به خود
- شادی
- آزادی
چه چیزی در برابر این فداکردنها نصیبشان میشود؟ مطلقاً هیچچیز. البته به غیر از توهم رسیدن به حالت صلح، آرامش و اطمینانی که غیرمعتادها همیشه از آن لذت میبرند.
عوارض ترک، در واقع همان دردهایی هستند که فرد معتاد در غیاب مادهٔ اعتیادآور تجربه میکند. برای مثال میتوانید حال یک معتاد به هروئین وقتی برای مدتی از هروئین دور بوده است را تصور کنید؟ این دردها در واقع عوارض ترکی هستند که فرد تجربه میکند.
همانطور که قبلاً توضیح داده شد، معتادان باورند که از پورن برای لذت، آرامش یا آموزش استفاده میکنند. دلیل واقعی تسکین دردهای ترک است. ضمیر ناخودآگاه ما شروع به یادگیری این موضوع میکند که پورن اینترنتی و خودارضایی در زمانهای خاص لذتبخش است. همانطور که ما بهطور فزایندهای درگیر این مادهٔ اعتیادآور میشویم، نیاز به تسکین دردهای ترک نیز بیشتر میشود و تله شما را بیشتر درون خود میکشاند. این روند بهقدری آهسته اتفاق میافتد که شما حتی از آن آگاه نمیشوید، اکثر معتادان جوان تا زمانی که اقدام به ترک آن نکنند متوجه نمیشوند که معتاد شدهاند و حتی پس از آن، بسیاری آن را نمیپذیرند.
این گفتگو را که یک روانشناس با صدها نوجوان انجام داده است، در نظر بگیرید:
دکتر: «آیا میدانید که پورن اینترنتی یک مادهٔ مخدر است و تنها دلیلی که از آن استفاده میکنید این است که نمیتوانید این کار را نکنید؟»
بیمار: «نه اینطور نیست! من از آن لذت میبرم، اگر لذت نمیبردم، ترک میکردم.»
دکتر: «فقط برای یک هفته ترک کن تا به من ثابت کنی اگر بخواهی میتوانی.»
بیمار: «نیازی نیست، من از آن لذت میبرم. اگر میخواستم ترک کنم، این کار را میکردم.»
دکتر: «فقط یک هفته ترک کن تا به خودت ثابت کنی که هر وقت خواستی میتوانی.»
بیمار: «چه فایده؟ من از آن لذت میبرم.»
همانطور که میبینید، فرد درهایی از عوارض ترک را با لذت اشتباه میگیرد و تأیید نمیکند اگر تصمیم به ترک بگیرد از پس عوارض ترک برنخواهد آمد. معتادان تمایل دارند تا در مواقع استرس، بیحوصلگی، تمرکز یا ترکیبی از این موارد، دردهای ترک خود را تسکین دهند. در فصلهای بعدی، این جنبههای شستشوی مغزی را مورد هدف قرار خواهیم داد.
جنبههای شستشوی مغزی
۱۹ دقیقهدر این فصل، به جنبههای مختلف شستشوی مغزی، و همچنین راههایی از عوارض ترک پورن میپردازیم. اگر جنبهٔ فیزیکی و مغزی اعتیاد به پورن را هیولای کوچک در نظر بگیریم، شستشوهای مغزی هیولای بزرگ تلهٔ پورن محسوب میشود. هیولای بزرگ تلهٔ پورن، از طریق راههای مختلفی مانند فشارهای اجتماعی، تعریفهای رسانه، اطرافیان و همچنین تجربههای درونی خود فرد به وجود میآید. اگر نتوانید درست این مغلطهها و شستشوهای مغزی را از بین ببرید، استفاده از روش اراده باعث احساس محرومیت میشود. و باعث میشود فرد دوباره به تله بازگردد. از بین بردن ارزشهای تخیلی پورن برای موفقیت شما بسیار مهم است و باعث میشود متوجه شوید، کجا سرقتان رفته است.
نکتهٔ قابل توجه، ارتباط بین شستشوی مغزی و ترس است. ترس از اینکه بعد از ترک قرار است دردها و عوارض ترک وجود داشته باشند باعث ایجاد این دردها میشود. اصلاً خود این ترس نوعی درد است. به زمانهایی فکر کنید که علائم ترک مانند عرق کردن کف دست، تنگی نفس، مشکلات خواب و ناتوانی در درست فکر کردن را داشتهاید. اکنون به موقعیتهای مشابهی فکر کنید که این احساسات را داشتهاید: مصاحبههای شغلی، استرس در مواجهه با یک فرد جذاب، سخنرانی در جمع، و غیره. اینها نیز دقیقاً احساسات اضطرابی هستند که ترسی پشت آنها است که آن را ایجاد میکند. به زبان ساده، چگونه یک داروی فیزیکی میتواند ماهها پس از قطع شدن، همچنان افراد را درگیر نگه دارد و عوارض ترک داشته باشد؟ باید از نظر ذهنی باشد، درست است؟
دردها و عوارض ترک به چهار دسته تقسیم میشوند و یا میتوانند ترکیبی از آنها باشند: استرس، سررفتن حوصله، مشکل تمرکز، عدم آرامش. معتادان به اشتباه باور دارند که پورن به این موارد کمک میکند در نتیجه در نبود آن در این موارد دچار مشکل شده و آن را به نبود پورن ربط میدهند. حقیقت آن است که پورن به هیچیک از این حوزهها کمک نمیکند، وگرنه اکنون معتادان به پورن باید متمرکزترین و کماسترسترین افراد جهان میبودند و هرگز حوصلهشان سر نمیرفت ولی میدانیم که دقیقاً برعکس این مورد درست است.
۶.۱ استرس
نه تنها تراژدیهای بزرگ زندگی، بلکه استرسهای کوچک نیز باعث میشود فرد معتاد به سمت منطقهٔ ممنوعهای که قبلاً دربارهٔ آن صحبت شد، برود. استرسهایی مانند انجام فعالیتهای اجتماعی، تماسهای تلفنی و اضطرابهای ناشی از همسر و فرزندان و چیزهای دیگر. بیایید بهعنوان مثال به تماسهای تلفنی نگاه کنیم. مخصوصاً برای یک شخص تاجر. اکثر تماسها از طرف مشتریان راضی نیست و یا مدیرتان برای تبریک گفتن با شما تماس نمیگیرد. و در این حالتها نوعی تشدید استرس صورت میگیرد. برگشتن به خانه و زندگی خانوادگی در حالی که فرزندان جیغ میکشند و شریک شما از نظر عاطفی به شما نیاز دارد، باعث میشود فرد معتاد شروع به فانتزیسازی دربارهٔ رهاییای بکند که آن شب میتواند با پورن به دست بیاورد. آنها بهصورت ناخودآگاه در حال رنج بردن از دردهای ترک هستند. کاهشدهندههای استرس طبیعی موجود در بدن، در این مدت ضعیف شدهاند و توانایی تحمل تشدیدهای بیشتر را ندارند. تا اندازهای راههایی از دردهای ترک بهعنوان نوعی استرس عادی باعث میشود که مجموع استرسها کاهش یابد و فرد موقتاً تقویت شود. این تقویت شدن توهمی نیست، فرد واقعاً احساس بهتری پیدا میکند، ولی با این حال باز هم تنش و فشار بیشتری روی شخص در مقایسه با کسی که معتاد نیست وجود دارد.
مثال زیر برای ترساندن شما طراحی نشده است، روش آسان قول داده است که چنین درمانهایی در کار نیست، بلکه برای این است که بدانید پورن، بهجای آرامش دادن اعصاب شما، در حال نابود کردن آن است.
سعی کنید تصور کنید به مرحلهای رسیدهاید که نمیتوانید برانگیخته شوید، حتی با یک شریک بسیار جذاب و وابسته. لحظهای مکث کنید و سعی کنید زندگیای را تجسم کنید که در آن یک فرد بسیار دوستداشتنی و جذاب باید با ستارههای پورن مجازی، که سایت پورنتان را اشغال کردهاند، رقابت کند تا بتواند توجه شما را جلب کند و در نهایت نیز شکست بخورد. چارچوب ذهنی فردی را تصور کنید که وقتی با این شرایط روبهرو میشود و به او دربارهٔ آن هشدار داده میشود، باز هم به مصرف ادامه میدهد و بدون داشتن رابطهٔ جنسی واقعی با این شریک جذاب و دلباخته میمیرد. بهراحتی میتوان این افراد را در دستهٔ افراد عجیب و غریب جای داد، اما داستانهایی از این دست جعلی نیستند، این همان چیزی است که تنوع وحشتناک پورن بر سر مغز میآورد. هرچه بیشتر اینگونه پیش بروید، شجاعت بیشتری در شما از بین میرود و بیشتر دچار این توهم میشوید که نه تنها پورن باعث این موارد نشده است بلکه پورن برعکس عمل کرده و در واقع به شما کمکی کرده است.
آیا تابهحال شده است در میان یک وعده از تماشای پورن ناگهان اینترنت قطع شود یا سرعتش پایین بیاید؟ آیا چنین حسی را تجربه کردهاید؟ افراد غیرمعتاد از چنین احوالاتی رنج نمیبرند. این خود پورن است که باعث آن احساس شده است ولی فرد معتاد برعکس آن میاندیشد، او فکر میکند این پورن است که داروی درمان چنین زمانهایی است. همینطور که این روند را جلو میبرید پورن بیشتر و بیشتر شجاعت و سیستم اعصاب شما را تخریب میکند و با آزادسازی DeltaFosB این مسیر را هموارتر و هموارتر میکند و هر بار بیشتر تواناییتان برای نه گفتن ضعیف میکند. تا به مرحلهای میرسد که دیگر مردانگی در شخص کشته شده است، فرد معتاد معتقد است که پورن شریک جدید اوست و نمیتواند بدون آن زندگی رو ببرد.
پورن اینترنتی اعصاب شما را تسکین نمیدهد بلکه به آرامی آن را از بین میبرد. یکی از دستاوردهای بزرگ ترک اعتیاد، بازگشت اعتماد به نفس طبیعیای بود که داشتید. این را به خاطر داشته باشید که هرگز بر اساس این توهم که پورن باعث کاهش استرس میشود عمل نکنید. پورن فقط میتواند موقتاً استرسی که خودش به وجود آورده بود را تسکین دهد. افراد غیرمعتاد نیازی به پورن برای مقابله با استرس احساس نمیکنند. این توهم توسط خود پورن به وجود آمده است. آزادی واقعی از این استرس را نمیتوان با تماشای پورن به دست آورد.
۶.۲ سررفتن حوصله
اگر شما هم مانند بسیاری از افراد باشید، به محض اینکه به رختخواب میروید، وارد سایت پورن مورد علاقهٔ خود میشوید، حتی شاید آنقدر به این کار عادت کردهاید که تا زمانی که کسی ادتان بیندازد در حال انجامش هستید. بهنوعی تبدیل به طبیعت دوم شما شده است. بهطور مشابه، تسکین ملال توسط پورن مغالطهٔ دیگری است، زیرا سررفتن حوصله یک حالت ذهنی است. و زمانی اتفاق میافتد که شما برای مدت طولانی محروم بودهاید یا در تلاش برای کاهش مصرف خود هستید.
شرح حقیقی وضعیت به این شکل است، وقتی به محرک فراطبیعیای مانند پورن معتاد میشوید و سپس سعی میکنید پرهیز کنید، احساس میکنید انگار چیزی کم است یا چیزی سر جای خودش نیست. حتی در این حالت نیز اگر چیزی برای مشغول کردن ذهن خود داشته باشید که استرسزا نباشد، میتوانید برای مدت طولانی بدون اینکه نبود پورن آزارتان دهد، ادامه دهید. این تجربه را بسیاری از معتادان در بعضی مواقع داشتهاند. با این حال، وقتی حوصلهتان سر میرود، چیزی نیست که ذهنتان را از پورن دور کند، بنابراین به هیولای کوچک غذا میدهید. در حالی که وقتی در حال پرهیز نیستید و سعی نمیکنید جلوی آن را بگیرید یا مصرف را کاهش دهید، در این حالت حتی دوباره باز کردن مرورگر برایتان ناخودآگاه میشود. و کل این فرآیند برایتان به صورت خودکار انجام میشود. اگر معتاد سعی کند وعدههای هفتهٔ گذشته را به خاطر بسپارد، فقط میتواند بخش کوچکی از آنها را به یاد بیاورد، مانند آخرین وعده یا وعدهٔ پس از یک پرهیز طولانی.
معتادان به پورن بهجای اینکه مانند افراد غیرمعتاد در مواقع کسالت دست به کاری بزنند و خودشان را سرگرم کنند دوست دارند گوشهای لم بدهند و به فکر راههایی از دردهای ترک فروروند و سررفتن حوصلهشان را به دلیل نبود پورن تفسیر میکنند. در صورتی که کسالت یک حالت طبیعی ذهنی است و برای همهٔ افراد اتفاق میافتد و غیرمعتادها آن را عوارض ناشی از ترک تعبیر نمیکنند. همیشه یادتان باشد این فرد معتاد است که از عوارض ترک رنج میبرد و فردی که هرگز این اعتیاد را شرع نکرده است چنین طرز فکری ندارد.
حقیقت این است که پورن بهطور غیرمستقیم کسالت را افزایش میدهد، زیرا ارگاسم باعث میشود شما احساس بیحالی کنید و بهجای انجام فعالیتهای پرانرژی، فرد ترجیح میدهد در اطراف بچرخد، بیحوصله باشد و به فکر تسکین دردهای کنارهگیری خود باشد. مقابله با شستشوی مغزی مهم است، زیرا افراد تمایل دارند وقتی حوصلهشان سر میرود، پورن تماشا کنند، مغز ما در این حالت پورن را چیزی جالب تفسیر میکند. بهطور مشابه، ما نیز شستشوی مغزی شدهایم تا باور کنیم رابطهٔ جنسی — حتی رابطهٔ جنسی بد — به آرامش کمک میکند. در نتیجه دوست داریم پورن را با این احساسات مرتبط کنیم و سررفتن حوصله را نیز نبود پورن تعبیر میکنیم.
۶.۳ تمرکز
خودارضایی و رابطهٔ جنسی به تمرکز کمک نمیکنند، زمانی که میخواهید تمرکز کنید، بهطور خودکار سعی میکنید از عوامل حواسپرتی جلوگیری کنید. بنابراین، وقتی فرد معتاد میخواهد تمرکز کند، حتی فکرش را هم نمیکند و بهصورت ناخودآگاه مرورگر را باز میکند، به هیولای کوچک غذا میدهد و تا حدی به ولع پایان میدهد. سپس به موضوعی که برای انجامش نیاز به تمرکز داشت ادامه میدهد و اصلاً حواسش نیست که پورن دیده است. پس از سالها تحریک بیش از حد دوپامین، تغییرات عصبی بر تواناییهایی مانند بهخاطر سپردن اطلاعات، برنامهریزی و کنترل تکانهها تأثیر میگذارد.
شما همچنین نیاز دارید برای وعدهٔ بعدی تازگی و تنوع بیشتری فراهم کنید زیرا چیزهای قدیمی دیگر دوپامین کافی تولید نمیکنند. بنابراین باید برای پیدا کردن چیزهای جدید در کوچههای تاریک اینترنت پرسه بزنید و همچنین با تمایل برای رفتن به سمت چیزهای شوککنندهتر مبارزه کنید، که بهنوبهٔ خود استرس بیشتری ایجاد میکند و پس از اتمام کار شما را ناکام میگذارد و تشنگی شما را از بین نمیبرد.
تمرکز نیز بهطور غیرمستقیم تحت تأثیر نامطلوب قرار میگیرد. زیرا گیرندههای دوپامین در پی بمباران شدن بادوپامین بیش از حد از بین میروند و دیگر چیزهای طبیعی که دوپامین کمتری آزاد میکنند مطلوبیت سابق را نخواهند داشت. با امتناع کردن از این روند، تمرکز و الهام شما بسیار افزایش خواهد یافت.
برای بسیاری، این جنبهٔ تمرکز است که مانع از موفقیت آنها با روش اراده میشود، آنها میتوانند زودرنجی و بدخلقی را تحمل کنند، اما عدم تمرکز بر چیزهای دشوار پس از برداشتن عصای کمکی، بسیاری را در مسیر ترک از پا درمیآورد.
وقتی شخص سعی میکند ترک کند دچار عدم تمرکز میشود البته این حالت در واقع به دلیل نبود پورن نیست حتی نبود رابطهٔ جنسی نیز نمیتواند این کار را بکند چه رسد به پورن. این شستشوی ذهنی و باورهای فرد است که این عدم تمرکز را ایجاد میکند. یادتان باشد دردهای ترک دلیل ذهنی دارند نه دلیل جسمانی. وقتی به چیزی معتاد میشوید و از سوی دیگر مشغلهٔ ذهنی دارید یا مسئولیتی هست که باید به آن رسیده کنید این حالت پیش میآید که چون نمیتوانید روی آن مشغله تمرکز کنید و آن را به انجام برسانید میروید و پورن تماشا میکنید. البته در نظر داشته باشید که پورن آن وظیفه را به انجام نمیرساند. سپس چه کار میکنید؟ بعد از آن مجبور میشوید بروید و به مشغلهتان برسید. خب این همان کاری است که غیرمعتادها در مرحلهٔ اول انجام میدهند. آنها اصلاً نیازی ندارند پورن را در این میان داشته باشند و مستقیم به سراغ مشغلهشان میروند. پورن مشکل تمرکز شما را حل نمیکند و با تماشای آن تازه مانند افراد غیرمعتاد میشوید.
فرد معتاد هیچچیز را بهعنوان علت اصلی که اعتیادش است نمیتواند از زاویهٔ درست ببیند. اگر اختلال جنسی دارد میگوید علتش چیز دیگری است. اما همین فرد به محض اینکه شروع به ترک میکند هر اتفاقی که میافتد را بهعنوان درد ترک تفسیر میکند. وقتی مشغله یا وظیفهای دارد بهجای آنکه به انجام آن بپردازد با خود میگوید: اگر فقط میتوانستم یک بار دیگر پورن ببینم همهٔ مشکلاتم حل میشود. سپس شروع میکند به زیر سؤال بردن تصمیمش برای ترک و فرار است بردگی.
اگر باور دارید که پورن یک کمک واقعی به تمرکز است، نگرانی در این باره تضمین خواهد کرد که هرگز موفق به تمرکز نخواهید شد. این مشکل بهخاطر عوارض جسمانی ترک نیست این مشکل راشک به وجود آورده است. همیشه یادتان باشد این فرد معتاد است که از عوارض ترک رنج میبرد و فردی که هرگز این اعتیاد را شرع نکرده است چنین طرز تفکری ندارد.
پس بعد از این اگر موقع انجام کاری این فکر به سرتان آمد که اگر فقط میتوانستید به هیولای کوچک غذا دهید انجام آن کار آسانتر میشد این را به خاطر داشته باشید که این طرز فکر یک معتاد است و افراد غیرمعتاد این فکر را تجربه نمیکنند و بدانید پورن در این میان هیچ مزیتی برای شما ندارد و بعد از تماشای آن تازه به حالت صلح و آرامش افراد غیرمعتاد میرسید و شرایطتان با آنها یکسان میشود.
۶.۴ آرامش
بسیاری از افراد فکر میکنند پورن به آنها کمک میکند تا به آرامش برسند. البته این طرز فکر نیز اشتباه است. جستجوی دیوانهوار برای یافتن راه حل در آن کوچههای تاریک اینترنت و تلاش درونی و جدال درونی برای کنترل خود، مطمئناً فعالیت آرامشبخشی به نظر نمیرسد.
با فرارسیدن شب پس از سفر به یک مکان جدید یا یک روز طولانی، برای استراحت مینشینیم و گرسنگی و تشنگی خود را برطرف میکنیم و کاملاً راضی میشویم. ولی فرد معتاد اینطور نیست، زیرا آنها گرسنگی دیگری برای ارضا کردن دارند. معتادان پورن را بهعنوان شیر روی کیک تصور میکنند، اما در واقعیت این هیولای کوچک است که نیاز به تغذیه دارد. حقیقت این است که فرد معتاد هرگز نمیتواند کاملاً آرام باشد و زندگی بهطور تصاعدی بدتر میشود. یکی از معتادان سابق تجربهٔ خود را از این موضوع به شکل زیر توصیف میکند:
من همیشه فکر میکردم چیزی شیطانی در ذاتم وجود دارد که مرا به دیدن پورن سوق میدهد، اکنون میدانم که واقعاً چنین چیزی وجود داشت، اما این یک نقص ذاتی در شخصیت من نبود بلکه هیولای کوچک پورن بود که مشکل را ایجاد کرده و غذا میخواست. در آن زمان فکر میکردم تمام دنیا روی سرم خراب شده است، اما وقتی به زندگیام آن روزها نگاه میکنم تعجب میکنم که مشکل جدیدی در کار نبود. من در جنبههای دیگر زندگی کنترل داشتم، تنها چیزی که مرا کنترل میکرد بردگی پورن بود. نکتهٔ غمانگیز این است که حتی امروز نمیتوانم فرزندانم را متقاعد کنم که این بردگی پورن بوده که در آن روزها باعث عصبانیت و بداخلاقی من میشد.
هر بار که میشنوید معتادان به پورن سعی میکنند اعتیاد خود را توجیه کنند، پیام نهایی این است که: پورن به من کمک میکند تا آرام شوم. پدری مجرد در اینترنت داستانی را شرح میدهد. پسر ششسالهاش از دیدن فیلمی ترسناک پدرش شب کنار او بخوابد، اما پدر قبول نمیکرد تا بتواند ساعتها در تنهایی پورن تماشا کند.
در اینجا یک شباهت دیگر به سیگاریها دیده میشود، چند سال پیش قانونگذاران فرزندخواندگی تهدید کردند که از دادن فرزندخواندگی به سیگاریها جلوگیری کنند. مردی عصبانی تماس گرفته بود و میگفت: «کاملاً اشتباه میکنی، یادم میآید وقتی بچه بودم، اگر موضوعی بحثانگیز با مادرم مطرح میکردم، صبر میکردم تا او سیگاری روشن کند، زیرا در آن زمان آرامتر بود.»
این مرد به اشتباه تصور میکرد، این سیگار کشیدن است که باعث آرامش مادرش شده است. ولی چرا وقتی مادرش سیگار نمیکشید، مرد نمیتوانست با مادرش صحبت کند؟ سیگار خود باعث افت اعصاب مادرش شده بود. ولی فرد به اشتباه برمیداشت میکند که سیگار باعث تسکین آن شده است.
چرا برخی از معتادان وقتی به داروی خود نمیرسند آنقدر تحت فشار استرس هستند؟ در یکی از پستهای آنلاین، مردی ماجرای خودش را شرح میدهد که قرار گذاشته بود با افراد واقعی، علاقهاش به بیرون بردن آنها برای شام را از دست داده بود، زیرا پورن اینترنتی بسیار چیز آسانتری بود، هزینهای در رستوران نداشت و امکان شنیدن «نه» نداشت. چرا وقتی هیولای کوچکش به او وعدهٔ برنامهای کمخطر و با پاداش بالا فقط با لمس انگشتانش پس از رسیدن به خانه میدهد، او را سرزنش میکنید؟
چرا غیرمعتادها کاملاً آرام هستند؟ چرا معتادان نمیتوانند یک یا دو روز بدون دارویشان استراحت کنند؟ دربارهٔ تجربهٔ معتادی که سوگند پرهیز خورده است بخوانید تا متوجه مبارزهٔ دائمی او با وسوسهها شوید، واضح است که وقتی دیگر اجازه ندارند تنها لذتی را که حق لذت بردن دارند داشته باشند، خبری از آرامش نیست. آنها فراموش کردهاند که آرامش کامل چگونه بود. این خود پورن است که باعث آن احساس شده است ولی فرد معتاد برعکس آن میاندیشد، او فکر میکند این پورن است که داروی درمان چنین زمانهایی است.
پورن را میتوان به مگس تشبیه کرد که در یک گیاه گوشتخوار گرفتار میشود، در ابتدا مگس در پی خوردن شهد گیاه است اما در مرحلهای نامحسوس، این گیاه است که شروع به خوردن مگس میکند.
آیا وقت آن نرسیده است که از گیاه خارج شوید؟
۶.۵ انرژی
اکثر معتادان از تأثیرات فزایندهٔ نووبودگی و جستوجوی شدید پورن، بر سیستم پاداش مغز و سیستمهای جنسی آگاه هستند. با این حال، آنها تأثیر آن را بر سطح انرژی خود نادیده میگیرند.
یکی از ظرافتهای تلهٔ پورن این است که تأثیراتی که هم از نظر جسمی و هم از نظر ذهنی روی ما میگذارد، آنقدر در تدریجی و نامحسوس اتفاق میافتد که ما از آنها غافل میشویم و در عوض دردهای کنارهگیری را طبیعی در نظر میگیریم. این تأثیر شبیه به عادات بد غذایی است، ما به افرادی که به شدت اضافه وزن دارند نگاه میکنیم و متعجبیم که چگونه ممکن است به خودشان اجازه دهند به آن حالت برسند. اما فرض کنید این اتفاق یکشبه رخ داده است، شما به رختخواب رفتهاید با بدنی قوی و حتی یک ذره چربی روی بدنتان وجود ندارد. و از خواب بیدار میشوید و متوجه میشوید که چاق شدهاید. بهجای اینکه با استراحت کامل و پرانرژی از خواب بیدار شوید، احساس بدبختی و بیحالی میکنید و به سختی میتوانید چشمان خود را باز کنید.
و وحشتزده میشوید و میپرسید یک شب به چه بیماری وحشتناکی مبتلا شدهاید، اما این بیماری دقیقاً همان مسئلهٔ اضافه وزن است که بسیاری از افراد به آن دچار شدهاند. این حقیقت که بیست سال طول کشید تا شما به این حالت برسید، ربطی به اصل بیماری ندارد. پورن هم به همین صورت است، اگر میتوانستید فوراً ذهن و بدنتان را منتقل کنید تا به شما مقایسهٔ مستقیمی در مورد احساسی که پس از سه هفته ترک کردن پورن دارید ارائه دهد، این تمام چیزی است که برای متقاعد کردن شما برای اقدام به ترک لازم خواهد بود. اگر میتوانستید به سه هفته بعد بروید، از خود میپرسید آیا چنین احساس خوبی و واقعی است؟ یا شاید هم به همین اندازه از نظر احساسی، توسط پورن به پایین کشیده شده بودید. شما حالا نه تنها انرژی بیشتری دارید و احساس سلامتی میکنید، بلکه اعتماد به نفس بسیار بیشتری را نیز تجربه میکنید و توانایی تمرکز نیز در شما افزایش یافته است.
کمبود انرژی، خستگی و هر چیزی که مربوط به آن است، بهطور ظریفی زیر فرش پیر شدن پنهان شدهاند. دوستان و همکارانی که سبک زندگی کمتحرکی دارند نیز عادیسازی این رفتار را تشدید میکنند. این باور که انرژی در انحصار کودکان و نوجوانان است و پیری در دههٔ بیست شما شروع میشود، یکی دیگر از علائم شستشوی مغزی است، همچنین ناآگاهی از عادات غذایی و ورزشی به دلیل تأثیرات ترکیبی ناشی از حساسیتزدایی به دوپامین، این طرز فکر را تشدید کرده است.
مدت کوتاهی پس از ترک پورن، احساس مهآلودگی ذهنی و آشفتگی ذهنی، از بین خواهد رفت. با پورن همیشه سطح انرژی خود را کاهش میدهید و در این فرآیند، شیمیایی سیستم لیمبیک مغز خود را دستکاری میکنید. برخلاف ترک سیگار، که در آن افزایش سلامت جسمی و روانی در فرد، بهتدریج ظاهر میشود، ترک پورن، نتایج بسیار خوبی از روز اول به ارمغان خواهد آورد. کشتن هیولای کوچک و بستن مسیرهای مغزی کمی زمان میبرد، اما بهبود مرکز پاداش شما یک روند تدریجی نخواهد بود. اگر از روش اراده برای ترک استفاده میکنید و در حال گذراندن آسیبهای روحی ناشی از روش اراده هستید، هرگونه سلامتی یا انرژی بهدستآمده، با افسردگی ناشی از روش اراده از بین میرود. متأسفانه، این امکان برای روش آسان وجود دارد که در این لحظه شما را به ذهن سه هفته بعد منتقل کند، اما روش دیگری وجود دارد! شما بهطور غریزی میدانید که آنچه در اینجا به شما گفته میشود درست است، تنها کاری که باید انجام دهید این است که از قوهٔ تخیل خود استفاده کنید!
چه چیزی را از دست میدهم؟
۷ دقیقهمطلقاً هیچچیز. دلیل سختیتر ترک کردن پورن این است که میترسیم لذت یا عصای کمکی را از دست بدهیم. ترس از اینکه موقعیتهای لذتبخش خاص دیگر هرگز مانند قبل لذتبخش نخواهند بود. ترس از اینکه دیگر قادر نخواهید بود از پس موقعیتهای پراسترس بر بیایید. به عبارت دیگر، تأثیر شستشوهای مغزی است که باعث بهوجود آمدن این توهم شده است که سکس و ارگاسم برای همهٔ انسانها ضروری است. و در مرحلهٔ بعد این اعتقاد وجود دارد که چیزی ذاتی در پورن وجود دارد که اگر ترک کنیم خودمان را از آن محروم کردهایم و در خود یک خلأ و احساس نیاز ایجاد کردهایم.
این را در ذهن خود روشن کنید: پورن هیچ خلائی را پر نمیکند، بلکه آن را ایجاد میکند.
جسم ما پیچیدهترین سیستم موجود بر روی این سیاره است. اگر قرار بود این جسم نیازی به محرکهای فراطبیعی داشته باشد اکنون ما بهجای یک مدار پاداش، مدار پاداش چنین موقعیتهایی داشتیم. حتی جسم ما فرق بین سم و غذا را میداند و شما از ابتدا میدانستید که هیچ نیازی به پورن ندارید و از همان ابتدا متوجه بودید که دارید به خودتان آسیب میزنید و این زنگ خطر طبیعی توسط فرد معتاد نادیده گرفته میشود.
۷.۱ هیچ چیزی برای از دست دادن وجود ندارد
وقتی هیولای کوچک را از بدنتان و هیولای بزرگ را از ذهنتان بیرون کردید، نه تنها دیگر تمایل چندانی به خودارضایی نخواهید داشت بلکه دیگر دلیلی هم برای استفاده از پورن به همراه آن نمیبینید. وقتی صحبت از اعتیاد به پورن میشود، دانستهها و ندانستههای زیادی وجود دارد، و بسیاری از افراد در جامعهٔ پزشکی تمایلی ندارند شخصی را بهعنوان معتاد به پورن معرفی کنند. در نتیجهٔ این امر، بسیاری از علائم گزارششده برای اعتیاد به پورن، به اشتباه به بیماریهای دیگر ربط داده میشوند. اینطور نیست که معتادان انسانهای احمقی باشند، بلکه فقط بدون مصرف پورن احساس بدبختی میکنند. انگار بین یک شیطان و یک دریای عمیق گیرافتادهاند. اگر برای مدتی پرهیز کنند، به این دلیل که نمیتوانند پورن ببینند احساس بدبختی میکنند. اگر هم پورن تماشا میکنند به دلیل احساس گناه و تنفر از خود، احساس بدبختی میکنند. هنگامی که دچار علائمی مانند کمردرد یا اختلال عملکرد جنسی میشوند، ذهن آنها بین پذیرش مسئولیت و نگاه به سمت عقب، گیر میافتد.
یکی دیگر از شباهتها با سیگاریها در اینجا وجود دارد، همه ما سیگاریهایی را دیدهایم که برای فقط یک پوک دیگر برای خودشان دلیل تراشی میکنند و خودشان را گول میزنند. در اینجا میشود اعتیاد را در عمل دید. معتادان این کار را برای لذت انجام نمیدهند، در عوض این کار را انجام میدهند زیرا بدون انجام آن، احساس بدبختی میکنند.
برای بسیاری، اولین تجربهٔ جنسی آنها به ارگاسم ختم شده است، بنابراین آنها این باور را به دست آوردهاند که نمیتوانند بدون ارگاسم از رابطهٔ جنسی لذت ببرند. برای مردان، پورن بهعنوان کمک جانبیای برای رابطهٔ جنسی، حتی گاهی اوقات بهعنوان آموزش اعتماد به نفس در حین عمل، به خورد آنها داده میشود. اینگونه توجیهات مزخرف است، شرطی شدن به محرکهای فراطبیعی فقط میتواند در پایین آوردن اعتماد به نفس آنها موفق باشد.
نه تنها چیزی برای از دست دادن وجود ندارد بلکه بعد از ترک کردن، به بسیاری مزایای مثبت خواهید رسید. معمولاً وقتی افراد به فکر ترک کردن پورن میافتند به مزایایی مانند افزایش تمرکز یا مردانگی فکر میکنند. البته این دستاوردها هم در بسیار موارد خوب هستند ولی به نظر من مهمترین مزایای ترک پورن، مزیتهای روانی هستند:
- بازگشت دوبارهٔ شجاعت و اعتماد به نفس
- آزادی از بردگی
- دیگر آن سایهٔ سیاه اعتیاد در پس ذهنتان نیست و بخاطر آن از خودتان نفرت ندارید
۷.۲ زیبایی پرهیز از پورن، آیا پورن خلا را پر میکند؟
تصور کنید دچار نوعی تبخال پوستی میشوید. سپس به یک داروساز مراجعه میکنید و او به شما نوعی پماد میدهد و میگوید این پماد میتواند تبخال را از بین ببرد. و به محض اینکه پماد را روی تبخال میگذارید، تبخال از بین میرود. ولی یک هفتهٔ بعد سر و کلهٔ تبخال دوباره پیدا میشود. در نتیجه دوباره پیش داروساز میروید و باز هم از آن پماد تهیه میکنید و داروساز هم با کمال میل آن را در اختیار شما قرار میدهد.
باز هم از پماد استفاده میکنید و تبخال محو میشود. ولی پس از مدتی دوباره سر و کلهٔ آن پیدا میشود و هر بار که این اتفاق میافتد بزرگتر و دردناکتر میشود و فاصلهٔ برگشت نیز هر بار کوتاهتر و کوتاهتر میشود. در نهایت تبخال کل صورت شما را میپوشاند و بهطرز وحشتناکی دردناک است، و هر نیم ساعت یکبار برمیگردد. البته شما میدانید که آن پماد آن را بهطور موقت از بین خواهد برد ولی با این حال دائماً نگران هستید. آیا تبخال در نهایت تمام بدنتان را خواهد گرفت؟ آیا کاملاً از بین خواهد رفت؟ پیشدکترتان بازمیگردید و او نیز نمیتواند تبخالتان را درمان کند. پس سعی میکنید چیزهای دیگر را نیز امتحان کنید ولی انگار هیچ چیز بهجز پماد نمیتواند مشکل شما را برطرف کند.
اکنون دیگر کاملاً وابسته به آن پماد شدهاید. دیگر هرگز از خانه بیرون نمیروید مگر اینکه مطمئن شوید یک بسته از آن پماد همراهتان باشد. اگر قرار است به یک مسافرت طولانی بروید مطمئن میشوید که حتماً چند بسته از آن همراهتان باشد. اضافه بر نگرانیهایتان دربارهٔ سلامتی باید برای هر بسته پماد نیز صد دلار هزینه کنید. البته هیچ گزینهٔ دیگری جز خرید آن پماد ندارید.
ناگهان در اینترنت با یک مقاله مواجه میشوید و متوجه میشوید این مشکل فقط برای شما به وجود نیامده است و افراد بسیاری در سراسر جهان دچار آن شدهاند. در حقیقت جامعهٔ پزشکی متوجه میشود که آن پماد واقعاً تبخال را درمان نمیکند و بهجای آن فقط باعث محو شدن تأثیرش از روی پوست میشود. و این خود پماد بوده است که باعث رشد و بزرگتر شدن تبخال شده است. بنابراین تنها کاری که برای خلاص شدن از شرزخم باید انجام دهید این است که استفاده از پماد را متوقف کنید و خود تبخال در زمان مناسب ناپدید خواهد شد.
این مثال را برای خود تجسم کنید. آیا در چنین شرایطی به استفاده از پماد ادامه میدهید؟ آیا برای استفاده نکردن از پماد نیاز به اراده دارید؟ حتی اگر آن مقالهای که دیده بودید را باور نکرده باشید ممکن است چند روزی دچار هراس شوید ولی به محض اینکه متوجه شوید تبخال در حال بهتر شدن است نیاز و خواستن آن پماد به کلی در شما از بین میرود. آیا بعد از قطع مصرف پماد احساس بدبختی میکنید؟ معلوم است که نه. شما مشکل وحشتناکی داشتید که گمان میکردید حلشدنی نیست ولی اکنون پاسخ را یافتهاید. حتی اگر از بین رفتن کامل تبخال یک سال طول بکشد هر روز حستان از روز قبل بهتر میشود و با خود میاندیشید که چقدر خوب است که بالاخره دارید از شر آن تبخال خلاص میشوید. این دقیقاً اتفاقی است که با ترک پورن برای شما خواهد افتاد.
البته این تبخال دردهای جسمی، کاهش میل جنسی، ضعف نعوظ، مهآلودگی ذهنی، هدر دادن زمان پای تصاویر دوبعدی، احساس عدم استحقاق و اعتماد به نفس، تنفر از کسانی که با حضورشان مجبور میشوید پورن را کنار بگذارید و یا حتی بدتر، تنفر از خودتان نیستند. البته اینها هم در کنار تبخال اصلی وجود دارند.
ولی تبخال واقعی آن چیزی است که باعث میشود ذهنتان را به روی همهٔ اتفاقات جهان ببندید و آن حس شدید نیاز به نوعی پر کردن آن حس خلا است که در درونتان وجود دارد. غیرمعتادها از این احساس رنج نمیبرند. و مهمترین چیزی که از آن رنج بردیم ترس بود. مهمترین دستاورد فرار از این تله نیز رهایی از این ترس خواهد بود. باراولی که با پورن مواجه شدید این ترس در شما به وجود آمد و سپس تقویت شد و با هر بار مصرف دوباره به جای خود برگردد.
هر زمانی که خواستید ببینید این تبخال برای شما شامل چه چیزهایی میشود کافی است خود را با کسی که تابهحال در عمرش پورن ندیده است مقایسه کنید. آیا او برای رهایی از استرس به پورن نیاز دارد؟ آیا وقتی حوصلهاش سر رفته است یا پورن میافتد؟ آیا چیزی را از دست داده است؟ آیا برای انجام وظایفش نیاز به پورن دارد؟ خیر. پورن هیچکدام از این موقعیتها را بهبود نمیبخشد وگرنه معتادان پورن اکنون کماسترسترین و پرتمرکزترین افراد جهان میشدند بلکه این خود پورن است که این خلاءها را به وجود آورده است. این خود پماد بود که باعث رشد تبخال میشود.
البته برخی معتادان به ظاهر شادتزده توسط هیولای کوچک خود فریب خوردهاند و نمیخواهند بپذیرند در چه کابوسی به سر میبرند. و حاضرند ساعتها بحثهای ساختگی کنند تا کار احمقانهٔ خود را توجیه کنند.
ولی تصور کنید آزادی از چنین کابوسی چقدر میتواند زیبا و لذتبخش باشد.
صرفهجویی در زمان
۸ دقیقهمعمولاً وقتی افراد تلاش میکنند که ترک کنند، اصلیترین دلیلی که دارند مربوط به مشکلات سلامتی، مسائل مذهبی و یا مشکلاتی است که برای شریکشان ایجاد شده است. بخشی از شستشوی مغزی این مادهٔ اعتیادآور، بردگی محضی است که در آن وجود دارد. انسانها در طول تاریخ بسیار جانفشانی کردهاند تا بتوانند بردهداری را از بین ببرند، با این حال، فرد معتاد کل زندگیاش را صرف این میکند که خود را برده کرده و از آن در رنج و عذاب باشد. چیزی که بسیار مشخص است و همه آن را تأیید میکنند این است که وقتی اجازه داریم پورن تماشا کنیم با خود آرزو میکنیم که ایکاش هرگز این اعتیاد را شروع نمیکردیم و آرزو میکنیم ایکاش مانند افراد غیرمعتاد میبودیم. این موضوع کاملاً مشخص است. تنها زمانیهایی که پورن برایمان با ارزش میشود، زمانی است که تلاش میکنیم مصرف را کم کرده و یا از آن پرهیز کنیم یا مجبور به ترک شویم.
بارها در این کتاب گوشزد کردیم که این شستشوی مغزی و باورهای اشتباه هستند که ترک پورن را دشوار میکنند، هرچه قبل از شروع بیشتر از آنها حذف کنید، راحتتر به هدف خود خواهید رسید. معتادانی که معتقد هستند پورن هیچ تأثیر منفیای بر سلامتی آنها ندارد (اختلال نعوظ ناشی از پورن و غیره) و درگیر کشمکش ذهنی نیستند، معمولاً جوانتر یا مجرد هستند. بنابراین، بازخورد داخلی به دلیل ماهیت جوانی آنها از بین میرود یا به ندرت قابل مشاهده و ثبت است. در نتیجه شاید نتوان با استفاده از دلایل مختلف آنها را به فکر ترک آن انداخت.
یک استدلال بهتر برای یک معتاد جوانتر، میتواند صرفهجویی در زمان باشد. اگر به آنها گفته شود که چقدر در زمان دارند صرف پورن میکنند، میتواند سودمند باشد و آنها را بیدار کند. اگر با دلایل سلامتی یا اجتماعی با آنها صحبت شود، احساس ضعف میکنند ولی اگر دربارهٔ زمان با آنها صحبت شود حتماً تأثیر مثبتی خواهد داشت.
«ولی من استحقاقش را دارم. فقط چند ساعت در هفته وقت مرا میگیرد. این تنها لذت من است.»
«هنوز نمیتوانم باور کنم که نگران این زمان نیستی. فرض کن بهطور میانگین روزی نیم ساعت را برای پورن در نظر بگیریم که شامل زمان صرف تماشای آن و همینطور زمانی است که سطح دوپامینت پایین است و حال هیچ کاری را ندارید. این یعنی تقریباً هر دو هفته، یک روز کامل کاری را صرف پورن کردهای. حتی به نظرم نیم ساعت در روز نیز یک تخمین بسیار کم است، زیرا اگر زمانی را که صرف عوارض ترک شده است را نیز حساب کنیم این عدد بیشتر میشود. حال به این فکر کن که در طول کل زندگیات چقدر قرار است زمان برای پورن صرف شود؟ زمانی را که داری به آن فکر میکنی نیز در نظر بگیر. این زمان هدر دادهشده دقیقاً چه سودی برایت داشته است؟ آیا رابطهٔ واقعی ایجاد کردهای؟ نه، پورن استار مورد علاقهات به تو همدلی نمیکند، فقط به خاطر اینکه این همه زمان ویدیوهایش را صرف کردهای — داری زمانت را هدر میدهی! نه تنها این، بلکه در واقع با این زمان سلامتی جسمیات را از بین میبری، اعصاب و اعتماد به نفست را نابود میکنی تا در طول عمر بردگی، درد، مالیخولیا و بدخلقی را تحمل کنی. مطمئناً این باید برایت نگرانکننده باشد، درست است؟»
در این نقطه است که آشکار میشود، مخصوصاً برای تازهمعتادها، که آنها هرگز این پورندیدن را بهعنوان چیزی که برای تمام عمرشان به حساب نمیآوردند. هر از گاهی زمانی را که در طول یک هفته تلف میکنند بررسی میکنند و این به اندازهٔ کافی برایشان هشداردهنده است. حال اگر زمانی را که در یک سال هدر دادهاند را نیز حساب کنند باز هم نگرانتر میشوند. ولی اگر برای کل زندگی به آن نگاه کنند مقدار این زمان هدر رفته فاجعه میشود. هرچند به دلیل اینکه ما در بحث با شخص معتاد هستیم و باز هم دلیلتراشی و بهانه میآوریم: «من استحقاقش را دارم. این فقط در طول یک هفته است.» و سپس ژستیک انسان با فکر به خود میگیرند.
آیا اگر اکنون کاری به شما پیشنهاد شود و همین میزان دستمزد کنونیتان را به شما بدهد بهاضافهٔ یک ماه مرخصی بیشتر، آیا این درخواست شغلی را رد میکنید؟ افراد معمولاً در چنین شرایطی کمی استرس میگیرند و با خود میاندیشند کجا و چگونه آن یک ماه را سپری کنند. فهمیدن اینکه چگونه یک ماه کامل را بدون کار بگذرانید بزرگترین مشکلی است که باید حل شود. در هر بحثی که با معتادانی که مضرات اعتیادشان را نمیپذیرفتند داشتهام تا کنون هیچکس از آنها این پیشنهاد را قبول نکرده است. اما بهراستی چرا؟
اغلب در این مرحله، فرد معتاد میگوید: جنبهٔ مالی این موضوع برایم اهمیت چندانی ندارد. اگر اینگونه فکر میکنید از خود بپرسید، واقعاً چرا اهمیت ندارد؟ چرا در جنبههای دیگر زندگیتان برای صرفهجویی در چند دلار اینجا و آنجا تلاش زیادی میکنید، اما در جای دیگر کلی خرج میکنید تا شادیتان را بکشید و نگران هم نیستید؟
هر تصمیمی که در زندگی خود میگیرید، نتیجهٔ یک فرآیند تحلیلی است که در آن مزایا و معایب را با هم سنجیده و به یک تصمیم منطقی میرسید. این تصمیم ممکن است اشتباه باشد، اما نتیجه استنتاج منطقی شما بوده است. هر زمان که هر معتادی، مزایا و معایب استفاده از پورن را بررسی میکند، پاسخ بسیار واضح و روشن است: «همین الان ترک کن! اگر ادامه بدهی احمق هستی!» پس با توجه به این موضوع، همه معتادان نتیجه کارشان را میدانند و از این معادله آگاهند، ولی چیزی که جلوی آنها را میگیرد این است که نمیتوانند ترک کنند. آنها مجبورند از پورن استفاده کنند، و بنابراین خودشان را شستشوی مغزی میدهند و سرشان را درون شن فرو میکنند.
معتادان باید در نظر داشته باشند که هر روز مطالعات بیشتری روی این موضوع انجام میشود و عوارض آن بیش از پیش آشکار میشود و هر روز مردم نسبت به این اعتیاد آگاهتر میشوند، در نتیجه اوضاع نیز برای این معتادان فقط بهصورت تصاعدی بدتر و بدتر خواهد شد. امروز، افراد عادی در مورد اثرات آن بحث میکنند، فردا در لیست آزمایشهای تشخیصی پزشک شما قرار میگیرد. روزهایی که فرد میتوانست پشت استرس کاری در زندگی جنسیاش پنهان شود، گذشته است، شریک زندگی شما از شما میپرسد که چرا تا آخر شب لپتاپت روشن است. آن معتاد بیچاره — که از قبل احساس بدبختی میکرد — حالا میخواهد زمین باز شود و او را ببلعد.
نکتهٔ عجیب دیگر این است که بسیاری از افراد برای عضویت در باشگاه و مربی خصوصی پول خوبی میپردازند تا ماهیچههایشان رشد کند و بهتر به نظر برسند، حتی بسیاری از آنها به درمانهای دارویی با عوارض جانبی زیاد روی میآورند تا سطح تستوسترون خود را افزایش دهند. ولی همهٔ این افراد میتوانند تنها با متوقف کردن اعتیادی که سیستم طبیعی مغزشان را نابود کرده است، بهطور طبیعی از مزایای بسیاری بهرهمند شوند.
این بهخاطر آن است که آنها هنوز با ذهن شستشوی مغزیشدهٔ یک معتاد قضیه را تحلیل میکنند و از زاویهٔ دید یک معتاد به موضوع مینگرند. خواهش میکنم برای یک لحظه سرتان را از درون شنها بیرون بیاورید و حقیقت را بپذیرید. پورن یک چرخهٔ بازخورد خودابدی است و یک زنجیره است که تا آخر عمرتان رهایتان نمیکند. و اگر این زنجیره را از پایان باز نکنید قرار است تا آخر عمرتان معتاد باقی بمانید. اکنون حساب کنید چقدر در طول این عمر قرار است صرف تماشای پورن شود؟ مطمئناً این مقدار برای افراد مختلف متفاوت است ولی بیایید برای نمونه در نظر بگیریم حدود یک سال و نیم ساعت کاری باشد. حال تصور کنید در یک چک بختآزمایی به ارزش یک سال و نیم حقوق خود برنده شدهاید. اگر این اتفاق بیفتد حتماً از جای خود بلند میشوید و شروع به رقصیدن میکنید. البته همین الان هم میتوانید شروع به رقصیدن کنید زیرا قرار است بهزودی به این مزایا دست پیدا کنید و یک سال و نیم زمان کاری بیشتر برای خود به وجود بیاورید. تنها کافی است پورن را کنار بگذارید تا همین لحظه این زمان اضافه به حسابتان واریز شود.
اگر فکر میکنید این زاویهٔ دید، فریبکاری است همچنان دارید خودتان را مسخره میکنید. همین اکنون حساب کنید و ببینید چقدر در زمان ذخیره کرده بودید اگر آن اولین نگاه هرگز اتفاق نمیافتاد. با خود ببینید اگر آن اولین نگاه نبود اکنون کجا بودید. این کار را به بعد موکول نکنید و همین حالا حساب کنید ببینید چقدر در زمان صرف پورن کردهاید و زمانهایی که در اندیشهٔ پورن بودهاید یا از عوارض ناشی از کنارهگیری رنج میبردهاید را نیز حساب کنید.
به محض اینکه تصمیم بگیرید و از این چرخه برای همیشه خارج شوید شما نیز تبدیل به یک غیرمعتاد خواهید شد و تنها کاری که لازم است برای باقی ماندن در آن وضعیت انجام دهید این است که پورن مصرف نکنید و هرگز گول فقط یک نگاه را نخورید. یادتان باشد اگر فریب فقط یک نگاه را بخورید انگار دوباره زنجیرهای برای تمام عمرتان به پایان بسته خواهد شد و دوباره مجبورید تا آخر عمر به پورندیدن ادامه دهید. تأکید میکنم برای تمام عمر.
اگر کسی را برای اعتیادش به پورن راهنمایی میکنید، به او بگویید کسی را میشناسید که پیشنهاد شغلی را رد کرده است که حقوق سالانهٔ فعلیاش را پرداخت میکند و همچنین یک ماه کامل مرخصی با حقوق به او میدهد. وقتی از او پرسیدند این فرد کیست، به آنها بگویید: خودت! شاید کمی بیادبانه باشد، اما گاهی لازم است موضوع را به روشی صریح بیان کنید.
سلامت
۱۲ دقیقهحوزهٔ سلامتی جایی است که بیشترین شستشوهای مغزی در آن وجود دارد مخصوصاً برای تازهمعتادها که فکر میکنند از ریسکهای سلامتی این کار آگاهند، ولی واقعاً آگاه نیستند. خیلی افراد نیز با گفتن این جمله که حاضرند عواقب این کار را بپذیرند خودشان را مسخره میکنند.
فرض کنید دستگاه اینترنت شما این ویژگی را داشت که وقتی سایت پورنی را باز میکردید آژیر بلندی پخش میکرد و میگفت اگر یک دقیقه دیگر در این سایت بمانید سرتان منفجر خواهد شد. آیا در این حالت در سایت باقی میماندید؟ اگر در مورد پاسخ شک دارید، سعی کنید تا بالای یک صخره بروید، با چشمان بسته روی لبه بایستید و تصور کنید که این انتخاب را دارید که پورن را کنار بگذارید یا با چشمان بسته راه بروید.
البته شکی نیست که جوابتان چه خواهد بود. ولی تا زمانی که سرتان را در شن فرو کردهاید و امیدوارید یک روز صبح از خواب بلند شوید و دیگر تمایلتان به پورن از بین برود، به جایی نمیرسید، زیرا چنین صبحی هرگز نخواهد رسید. معتادان به خودشان اجازه نمیدهند دربارهٔ مشکلات سلامتی بیشتر بدانند. زیرا اگر بدانند توهم لذتبخش بودن اعتیاد از بین میرود. به همین دلیل است که شوکدرمانی معتادان در مراحل اولیه ترک، قالباً بیاثر است.
این مکالمه را با فرد معتاد در نظر داشته باشید. مخصوصاً معتادان تازهکار:
من: چرا میخواهی ترک کنی؟
معتاد: در یک سایت دربارهٔ آموزش روابط، خواندهام که اگر چهار روز ترک کنم، در روابطم بهتر خواهم شد.
من: آیا دربارهٔ مشکلات سلامتی نگران نیستی؟
معتاد: نه، زیرا ممکن است فردا یک اتوبوس من را زیر بگیرد.
من: ولی آیا عمداً زیر اتوبوس میروی؟
معتاد: معلوم است که نه.
من: آیا موقع رد شدن از خیابان چپ و راست را نگاه نمیکنی؟
معتاد: البته که میکنم.
دقیقاً. کلی زحمت میکشند تا یکوقت باید یک اتوبوس تصادف نکنند در حالی که احتمال آن بسیار کم است ولی همین شخص حاضر میشود خطر پرواز هواپیما را بپذیرد که ریسکش بسیار پایین است. ولی میدانیم پورندیدن چه خطراتی برای تمام مدت عمرمان دارد ولی خودمان را به فراموشی میزنیم. فرد معتاد از این معامله چه چیزی نصیبش میشود؟ مطلقاً هیچچیز.
یکی دیگر از افسانههای رایج، افسردگی یا بدخلقی است. بسیاری از افراد جوان نگران سلامتی خود نیستند زیرا افسردگی یا مالیخولیا را رنج نمیبرند. افسردگی یا استرس خود بیماری نیست، بلکه نشانهٔ آن است. افراد جوان بهطور کلی به دلیل توانایی طبیعی بدنشان برای تولید دوپامین بیشتر، تحریکپذیری یا افسردگی ایجادشده را احساس نمیکنند. وقتی سنشان افزایش مییابد یا در زندگی با مشکل جدیدی روبهرو میشوند، منابع از دست رفته آنها خودشان را نشان میدهند و این علائم را تجربه میکنند. وقتی معتادان مسنتر احساس استرس، افسردگی یا تحریک میکنند، به این دلیل است که مکانیسمهای طبیعی بدنشان، از سیستم عصبی در برابر سیل بیش از حد دوپامین محافظت میکنند. معتادان همچنین تغییرات عصبی دیگری را نیز ایجاد میکنند که آنها را در بیحسی نگه میدارد.
به این فکر کنید، اگر یک ماشین خوب داشته باشید و اجازه دهید بدون اینکه کاری در مورد آن انجام دهید زنگ بزند، بسیار احمقانه است. به سرعت تبدیل به انبوهی از زنگار غیرقابل حرکت میشود که قادر به حمل شما به هیچ جایی نیست. با این حال، این پایان دنیا نخواهد بود، زیرا فقط مسئلهٔ پول است. اما بدن شما وسیلهٔ نقلیهای است که شما را در طول زندگی میبرد. همه میگوییم سلامتی بزرگترین دارایی ما است — از هر میلیونر بیماری بپرسید. بسیاری از ما میتوانیم به بیماری یا حادثهای در زندگی خود نگاه کنیم که در آن دعا میکردیم بهتر شویم. پورندیدن، نه تنها باعث زنگ زدن این وسیلهٔ نقلیه میشود، بلکه بهطور سیستماتیک وسیلهٔ نقلیهای را که در کل زندگیتان استفاده میکنید از بین میبرد.
عاقل باش. شما مجبور نیستید این کار را انجام دهید، به یاد داشته باشید که پورن هیچ سودی برایتان ندارد. فقط برای یک لحظه، سر خود را از شن بیرون بیاورید و از خود بپرسید که اگر با اطمینان میدانستید که بعدی پورن بعدی روندی آغاز میشود که شما را به کسی که عمیقاً دوستش دارید، کاملاً بیحس میکند، آیا به استفاده از آن ادامه میدهید؟ وقتی با کسانی که این بلابه سرشان آمده است صحبت کنید، متوجه خواهید شد که آنها نیز انتظار چنین چیزی را نداشتهاند و بدترین چیز در این موضوع خود بیماری نیست بلکه این آگاهی است که این خودشان بودهاند که این بلابه را سر خودشان آوردهاند.
تصور کنید دکمهٔ قرمزی وجود داشت که با فشار دادن آن، در همان لحظه همهٔ شستشوهای مغزی از بین میرفت. آنهایی که این دکمه را فشار میدادند باقی عمر خود را با این فکر میگذراندند که: بهراستی چرا اینقدر در خودمان گفتیم که نیاز به خودارضایی و پورن داریم؟ ایکاش فقط میتوانستم زمان را به عقب برگردانم.
دست از مسخره کردن خودتان بردارید. شما این فرصت را دارید. اعتیاد یک واکنش زنجیرهای است. اگر به سراغ وعدهٔ بعدی پورن بروید این کار شما را به سمت وعدهٔ بعدی و بعدی میکشاند. این دقیقاً اتفاقی است که برای شما افتاده است. روش آسان البته قول داده که هیچگونه درمان ترسآوری در کار نباشد. در نتیجه اگر تصمیمتان را برای متوقف کردن گرفته باشید چیزهایی که گفته خواهد شد برایتان شوکآور نخواهد بود. ولی در غیر این صورت میتوانید باقی این فصل را بگذارید و پس از پایان کتاب مطالعه کنید.
تعداد زیادی تحقیق دربارهٔ تأثیر پورن بر زندگی جنسی و همچنین سلامت ذهنی ما وجود دارد. مشکل اینجاست تا زمانی که فرد تصمیم به ترک نداشته باشد دوست ندارد بداند. گروهها و مربیگری در این مورد و سایتهایی که این تأثیرات را مینویسند فقط وقت تلف کردن است. زیرا حقیقت تلهٔ پورن را به اشخاص نشان نمیدهند. اگر شخص معتاد ناخواسته این مطالب را بخواند اولین کاری که پس از آن انجام میدهد این است که برود و پورن تماشا کند.
به این موضوع فکر کنید، این چرخه در حال حاضر در حال اتفاق افتادن است. هر بار که سایت پورن خود را باز میکنید، سیل دوپامین را تحریک میکنید و اپیوئیدها دست به کار میشوند. مسیرهای عصبی فعالشده و این روند را به صورت خودکار انجام میدهند، مغز شما از قبل دستورالعمل را حفظ کرده است. سیستم عصبی اکنون توسط دوپامین غرق شده است و از آنجایی که برای چندمین بار است که این اتفاق میافتد، سیستم عصبی نسبت به آن بیحس شده است و هیولای کوچک از این بیحسی خفیف در لذت نسبت به دفعه قبل استفاده میکند تا شما را از خط قرمز عبور دهد و به سمت پورنها یا رفتارهای تکاندهندهتر سوق دهد. برای ترشح دوپامین بیشتر، هیولای کوچک به شما دستور ادامه دادن میدهد. تعداد زیادی عکس و فیلم در یک جلسه یک محرک فراطبیعی است که مواد شیمیایی بیشتری را به مغز تزریق میکند و شما را به ادامه سوق میدهد.
در تمام این مدت، گیرندههای دوپامینتان دارند یاد میگیرند در برابر سیل دوپامین از خودشان محافظت کنند. و ارگاسم نیز فقط این تأثیر را بدتر میکند. شما در انکار هستید زیرا هیولای کوچک فقط و فقط در پی آوردن دوز خود است در حالی که اصلاً هیچ درد یا ناراحتی جسمانی و واقعی وجود ندارد. خطر ابتلا به اختلال نعوظ خیلیها را به وحشت میاندازد، به همین دلیل است که بسیاری سعی میکنند اصلاً به آن فکر نکنند. با خود میگویند امروز برای ترک کردن زود است، شاید اصلاً تا آن زمان ترک کرده باشند، فردا هم میتوان به این مشکلات فکر کرد.
پورن برای این افراد مانند مسابقهٔ طنابکشی است، در یک طرف ترس است: «این کار اشتباه است، کثیف است و مانند بردگی میماند.» در طرف دیگر، نکات مثبت: «این تنها لذت من است، دوست من است، برای مواجهه با زندگی به من کمک میکند.» ولی انگار هیچوقت متوجه این موضوع نمیشویم که در این سوی نیز ترس است. موضوع این نیست که ما از پورن لذت میبریم، موضوع این است که بدون آن بدبخت میشویم. معتادان هروئین نیز وقتی از هروئین محروم میشوند، تمام وجودشان احساس بدبختی میشود. اما زمانی که سرانجام به آنها اجازه داده میشود سوزن را در رگشان فرود آورند و به آن ولع وحشتناک پایان دهند، نمیتوانند شادیای را که از این کار میبرند تصور کنند. سعی کنید تصور کنید که چگونه کسی واقعاً میتواند باور کند که از چسباندن یک سرنگ زیرپوستی به وریدش لذت میبرد. افراد غیرهروئینی به این احساس و وحشت رنج نمیبرند و هروئین نیز این احساس را تسکین نمیدهد، بلکه خودش باعث ایجاد آن میشود.
اگر غیرمعتادان، اجازهٔ استفاده از پورن را داشته باشند، احساس بدبختی نمیکنند. بلکه این معتادان هستند که از این حس رنج میبرند. پورن این احساس را تسکین نمیدهد، بلکه باعث ایجاد آن شده است. ترس از عوارض منفی به معتادان کمک نمیکند که ترک کنند، زیرا خودشان میگویند این عوارض فقط برای دیگران است و برای من اتفاق نخواهد افتاد. این نیز فقط یک دلیلتراشی دیگر است. معتادان برای مقابله با این شرایط، معمولاً تاکتیکهای زیر را ابداع کردهاند:
«وقتی پیر شوی نیز بالاخره قدرت جنسی خود را از دست خواهی داد...»
البته که این اتفاق خواهد افتاد. ولی ما فقط دربارهٔ قدرت جنسی صحبت نمیکنیم، موضوع یک عمر بردگی است. ولی حتی اگر قدرت جنسی اینجا ملاک باشد، آیا منطقی است که عمداً عمر جنسی خود را کوتاه کنی؟
«کیفیت زندگی مهمتر از فقط زندگی کردن است.»
این حرف دقیقاً درست است. ولی یعنی میگویید کیفیت زندگی کسی که معتاد نیست از کسی که معتاد به پورن است بدتر است؟ از نظر من، زندگی کسی که سرش را در شن فرو کرده است و همیشه احساس بدبختی دارد، زندگی خوشایندی به نظر نمیرسد.
«من مجرد هستم و قصدی برای تشکیل رابطهٔ آینده ندارم، پس چرا خودم را از آن محروم کنم؟»
آیا بهراستی این موضوع دلیل میشود تا مکانیسمهایی را که در طبیعت وجود دارند در بازی بگیریم؟ آیا میتوان کسی را تصور کرد که احمقانه باشد تا وقتی تنهاست، حتماً برهنه باشد، هرچقدر هم مطمئن نباشد که انتظار کسی را دارد، برهنه باشد؟ این دقیقاً چیزی است که معتادان پورن بهطور مؤثر انجام میدهند!
برهم خوردن توازن طبیعی مدارهای پاداش ما با تحریکهای بیش از حد، آنها را برای مواجهه با استرسهای روزمرهٔ زندگی، ناتوان میکند. تحریک بیش از حد این مدارها قرار نیست باعث شود از زندگی لذت بیشتری ببرید. پورن و خودارضایی جایگزین اشتهای جنسی طبیعی شده است، مانند اینکه بستهٔ شکلات جای غذای واقعی را بگیرد.
روش آسان، به شما کمک خواهد کرد از پورن خلاص شوید و به یک معتاد سابق خوشحال تبدیل شوید. آنها هم بدون پورن، یا خودارضایی با آن یا ارگاسمهای غیرضروری. پس از آن دیگر موارد مختص شریک جنسیتان خواهد شد. مانند اینکه وقتی اشتهایتان به حالت طبیعی بازگشت، دیگر غذاهای فرآوریشدهٔ پرشکر را ترجیح نمیدهید، همینطور پس از آزادی دیگر پورن اینترنتی را ترجیح نخواهید داد. شواهد آنقدر زیاد است که نیازی به اثبات ندارد. وقتی با چکش به انگشتم میزنم، درد میگیرد. نیازی به اثبات ندارد. استرس پورن اینترنتی بر جنبههای دیگر زندگی معتادان تأثیر میگذارد و بسیاری را مستعد میکند تا برای مقابله با آن به مواد مخدری مانند سیگار و الکل روی بیاورند، در برخی موارد حتی فرد را به فکر خودکشی میاندازد.
معتادان همچنین دچار این توهم میشوند که ممکن است در تأثیرات مخرب پورن، بیش از حد بزرگنمایی شده باشد. درست برعکس، شکی نیست که پورن اینترنتی عامل اصلی اختلالات جنسی و بسیاری از مشکلات دیگر است. به نظر شما چند درصد از طلاقها به دلیل پورن است؟ هیچ راه مطمئنی برای دانستن وجود ندارد، اما با نگاه کردن به اینترنت و شبکههای اجتماعی میتوان حدس زد که تعدادشان در حال افزایش است.
در یکی از قسمتهای سریال Friends، جوئی و چندلر که برای چند وقت به یک شبکهٔ رایگان پورن دسترسی پیدا کرده بودند، تعجب میکنند که چرا دختری که پیتزایشان را تحویل میداد هیچ تمایلی به آنها نشان نداد. وقتی معتاد هستید، بهطور ناخودآگاه، سناریوهای پورن را روی افراد عادی تصور میکنید. حال تصور کنید جنگیدن با این تصورات وحشتناک برای برخی افراد چقدر میتواند سخت باشد و چقدر به سلامت روانشان آسیب بزند.
فرض کنید فردی دارد از ساختمان صد طبقه سقوط میکند. وقتی به طبقهٔ پنجاهم میرسد با خود میگوید: «تا حالا، درسته!» ما نیز فکر میکنیم چون تا حالا فرار کردهایم، پس یک جلسهٔ پورن دیگر فرق نمیکند. از زاویهٔ دیگری نگاه کنید.
۹.۱ سایههای تاریک و مرموز
برای معتادان پورن سخت است که باور کنند این خود پورن بوده است که باعث این احساسات خواسته و حس نیاز شده است. بعد از یک روز سخت کاری، غیرمعتادها اصلاً نیازی به پورن احساس نمیکنند و اصلاً در ذهنشان جایی ندارد. این پورن است که این سایههای سیاه و مرموز خواسته و آن صدایی که به فرد میگوید بیشتر و بیشتر میخواهد در فرد ایجاد کرده است.
یکی از مهمترین و لذتبخشترین مزایای ترک پورن، رهایی از این سایهٔ شومی است که همیشه پس ذهن ما است. و اینکه دیگر مجبور نیستیم دائماً زیر این سایهٔ شوم زندگی کنیم و ولع فقط یک صحنهٔ پورن دیگر را داشته باشیم. برای بخش زیادی از زندگیمان این کار به صورت خودکار انجام میشده است، اما سایههای سیاه همیشه در ضمیر ناخودآگاه ما، درون تاریکی کمین کردهاند. برخی از مزایای شگفتانگیز ترک، آگاهانه هستند، مانند اتلاف وقت و مشکلات سلامتی. اما برخی دیگر ناخودآگاه هستند، مانند رهایی از این سایهٔ شوم.
در فصلهای آینده باز هم از مزایای غیرمعتاد بودن صحبت خواهیم کرد.
مزایای کاربر پورن بودن
۱ دقیقهاکنون که یک فصل را به معایب پورن اختصاص دادیم، نوبت آن است که دربارهٔ مزایای پورن نیز صحبت کنیم.
هیچ مزیتهایی وجود ندارد!
روش اراده
۱۸ دقیقهاینکه ترک پورن کار دشواری است حقیقتی است که توسط جامعه پذیرفته شده است. کتابها و سایتهایی که برای ترک به شما آموزش میدهند، معمولاً اینگونه شروع میکنند که این کار قرار است سخت و طاقتفرسا باشد. حقیقت این است که این کار بهطرز مسخرهای آسان است. البته قابل فهم است که این مطلب برایتان سؤالبرانگیز باشد ولی لحظهای آن را در نظر بگیرید. اگر هدف شما دویدن یک مایل در چهار دقیقه است، این کار دشوار است و باید سالها تمرینات سختی را پشت سر بگذارید و حتی در این صورت احتمالاً از نظر جسمی نتوانید این کار را انجام دهید.
با این حال، تنها کاری که نیاز است انجام دهید این است که دیگر هرگز پورن تماشا نکنید. هیچکس شما را مجبور به خودارضایی با آن نکرده است و برخلاف آب و غذا برای زنده ماندن نیز نیازی به آن نیست؛ در نتیجه اگر میخواهید این رفتار را متوقف کنید، چرا باید سخت باشد؟ در حقیقت خود فرد است که موضوع را برای خودش سخت میکند، زیرا از اراده یا هر روش دیگری که استفاده میکند باعث میشود شخص احساس کند در حال فداکردن چیزی است، یا چیزی را از دست میدهد. بیایید نگاهی به این روشها بیندازیم.
ما تصمیم نمیگیریم که معتاد شویم، در ابتدا فقط مجلات یا وبسایتهای پورن را آزمایش میکنیم و چون افزون بر کلیپ مورد نظرمان، افشا هستند (درست است، افشا)، متقاعد شدهایم که هر زمان که بخواهیم میتوانیم ترک کنیم. در ابتدا آن چند کلیپ اول را زمانی که بخواهیم و در مناسبتهای خاص میبینیم. قبل از اینکه متوجه شویم، نه تنها بهطور منظم از آن سایتها بازدید میکنیم و زمانی که بخواهیم خودارضایی میکنیم، بلکه پس از آن تبدیل به کار روزانه میشود. پورن به بخشی از زندگی ما تبدیل میشود و بعد از آن هر کجا که میرویم به اتصال اینترنت نیاز داریم. سپس باور میکنیم که استحقاق پورن را داریم و به آن نیاز داریم. سپس همان کلیپ و بازیگران، دیگر همان میزان برانگیختگی را برایمان فراهم نمیکنند و ما شروع به رد شدن از خط قرمز میکنیم و به سمت چیزهای شوکانگیزتر میرویم. در واقع، خودارضایی و پورن اینترنتی نه زندگی جنسی ما را بهبود میبخشد و نه استرس را کاهش میدهد، فقط به این دلیل که معتادان معتقدند بدون آن نمیتوانند از زندگی لذت ببرند یا استرس را بدون ارگاسم کنترل کنند، به سمت آن میروند.
عموماً زمان زیادی طول میکشد تا متوجه شویم که ما به این دلیل در تله گیرافتادهایم که از این توهم رنج میبریم که چون افراد از پورن لذت میبرند، پورن تماشا میکنند نه به این خاطر که به آن وابسته شدهاند و نمیتوانند آن را کنار بگذارند. وقتی از پورن لذت نمیبریم، کاری که هرگز نمیتوانیم انجام دهیم مگر اینکه تازگی، شوک یا تشدید اضافه شود، در این توهم هستیم که هر زمان میتوانیم ترک کنیم. این یک تله اعتماد به نفس است: «من از پورن لذت نمیبرم، بنابراین میتوانم هر زمان که بخواهم ترک کنم.» تنها مشکلی که هست این است که به نظر میرسد هرگز نخواهید ترک کنید.
معمولاً تا زمانی که واقعاً سعی نمیکنیم ترک کنیم، متوجه وجود مشکل نمیشویم. اولین تلاشها عموماً زود انجام میشوند. بعد از شروع رابطه با شخص دیگر و متوجه شدن این موضوع که افراد عادی دیگر مطلوبیت سابق را ندارند یا یکی دیگر از دلایل رایج، این است که توجه به اثرات سلامتی موجود در زندگی روزمره فرد را به فکر ترک میاندازد.
صرفنظر از دلیل ترک، معتاد همیشه منتظر یک موقعیت استرسزا است، چه سلامتی باشد چه رابطه جنسی. به محض توقف، هیولای کوچک شروع به گرسنه شدن میکند. سپس معتاد چیزی میخواهد که دوپامین خود را تأمین کند، مانند سیگار، الکل، چیز مورد علاقه خودش: پورن. در حالی که سایت پورن او تنها یک کلیک فاصله دارد. منبع پورن دیگر در زیرزمین نیست، مجازی است و از هر جایی قابل دسترسی است. اگر شریک زندگی آنها در کنارشان باشد یا با دوستانشان باشند، دیگر به سایت پورن مجازی خود دسترسی ندارند و این باعث ناراحتی آنها میشود.
اگر فرد معتاد دربارهٔ مضرات علمیای که برای پورن در نظر گرفته شده است بداند یا در گروههای آنلاین دربارهٔ آنها شنیده باشد، این موضوع باعث میشود که در درون ذهنشان جنگی به پا شود و احساس محروم شدن به آنها دست میدهد. اکنون راهی که قبلاً برای مدیریت استرس خود استفاده میکردند در دسترس نیست و رنجشان را دوچندان میکند. نتیجهٔ احتمالی از یک دوره شکنجه باروشی معمولاً سازش با اعتیادشان است: «مصرف را کم خواهم کرد» یا «زمان اشتباهی را برای ترک انتخاب کردم» و یا شاید باید تا زمانی که استرسی در زندگیام نباشد، صبر کنم. هرچند وقتی استرسی در کار نباشد دیگر فرد تمایلی به ترک ندارد و تا زمان پراسترس بعدی تصمیم به ترک نخواهد گرفت.
البته اینگونه زمانی هیچوقت فرا نخواهد رسید زیرا برای بسیاری از افراد پراسترس میشود. آنها مجبورند حمایت والدینشان را ترک کنند و وارد دنیایی شوند که باید در آن خانه و خانوادهٔ خود را تشکیل دهند. فرزندانشان را پرورش دهند و شغلهایی با مسئولیت بیشتر در اختیار بگیرند. صرفنظر از این مسائل، زندگی فرد معتاد نمیتواند کماسترستر شود زیرا در واقع این خود پورن است که بسیاری از این استرسها را ایجاد کرده است. فرد هرچه بیشتر در این اعتیاد پیش برود پرشانتر و مضطربتر شده و این توهم که پورن دارویی است بیشتر و بزرگتر میشود.
البته این مورد که زندگی پراسترستر میشود هم نوعی توهم است و پورن یا هر مادهٔ اعتیادآور دیگری آن توهم را به وجود میآورد. در این مورد بهصورت مفصلتر بحث خواهد شد. ولی بعد از چندین بار شکست خوردن، فرد معتاد به این احتمال تکیه میکند که شاید روزی از خواب بیدار شود و دیگر نخواهد پورن ببیند یا خودارضایی کند. این امید معمولاً توسط معتادان سابق که داستانشان را تعریف میکنند به وجود میآید: «من تصمیم جدیای برای ترک نداشتم تا اینکه ناگهان فلان مشکل سلامتی برایم پیش آمد یا فلان جملهٔ انگیزشی را خواندم و از فردای آن روز پورن مصرف نکردم.»
خودتان را دست نزنید. داستانهای اینچینی را بیشتر کاوش کنید و متوجه خواهید شد به این سادگیها که به نظر میرسد نبوده است. معمولاً افراد از قبل خود را برای ترک آماده کرده بودند و از آن حادثه که در زندگیشان پیش آمده بوده بهعنوان تختهٔ پرش استفاده کردهاند. و معمولاً افرادی که اینگونه ترک کردهاند از نوعی شک و ترس رنج بردهاند. شاید یک کشف توسط شریک زندگی آنها، یا اختلال عملکرد جنسی، باعث این شوک و ترسشان شده باشد. بیایید با حقیقت روبهرو شویم. این اتفاق نخواهد افتاد مگر اینکه شما خودتان تصمیم نهایی را بگیرید و با این مشکل روبهرو شوید.
بیایید با جزئیات بیشتری ببینیم که چرا استفاده از روش اراده اینقدر سخت است. برای بیشتر زندگیمان سرخود را در شنها فرو کرده بودهایم و هر بار با خود میگفتیم فردا ترک خواهم کرد. در زمانهای خاصی چیزی باعث تحریک ما برای ترک میشود. این میتواند نگرانیهای دربارهٔ سلامت یا مردانگی باشد و یا اینکه در جایی متوجه میشویم و واقعاً از آن هیچ لذتی نمیبریم. دلیل هرچه که باشد شروع میکنیم مزایا و معایب پورن را با هم مقایسه کنیم. ارزیابی منطقی ما در نهایت چیزی است که در تمام مدت زندگیمان میدانستیم: هرچه زودتر ترک کن.
اگر بنشینید و به مزایای ترک امتیاز دهید و آنها را با مزایای پورن مقایسه کنید، مجموع امتیازات برای ترک، بسیار بیشتر از معایب آن خواهد بود. اگر از شرط بندی پاسکال استفاده میکنید، با کنارگذاشتن، تقریباً چیزی از دست نمیدهید، ولی با شانس بالایی چیزهای بسیار خوبی به دست خواهید آورد. اگرچه معتاد میداند که بهعنوان یک غیرمعتاد وضعیت بهتری خواهد داشت، اما این باور را دارد که با ترک کردن چیزی را قربانی میکند یا از دست میدهد، او را ناامید میکند. این موضوع اگرچه یک توهم است، اما قدرتمند است. آنها نمیدانند چرا، اما معتادان باور دارند که در روزهای خوب و بد زندگی، پورندیدن به نظر کمککننده میآید. حتی قبل از شروع تلاش برای ترک، شستشوی مغزی اجتماعیای وجود دارد که توسط شستشوی مغزی ناشی از اعتیاد خودشان نیز بیشتر تقویت میشود، سپس با شستشوی مغزی قویتر دربارهٔ دشواری ترک کردن ترکیب میشود.
شنیدن داستان کسانی که برای ماهها است ترک کردهاند ولی هنوز هوس فقط یک پورندیدن را دارند، و گزارشهایی از ترککنندگان ناراضی، که بعد از ترک در حال آه و ناله هستند. یا داستان افرادی که برای ماهها یا سالها ترک میکنند، زندگی شادی دارند تا اینکه فقط یک نگاه به پورن دارند و ناگهان دوباره درگیر میشوند. آنها احتمالاً چندین مورد را در مراحل پیشرفته این اعتیاد میشناسند، بهوضوح خود را از بین میبرند و بهوضوح از زندگی لذت نمیبرند، اما همچنان به استفاده از آن ادامه میدهند. علاوه بر این، آنها احتمالاً خودشان یکی یا چند مورد از این داستانها را تجربه کردهاند.
بنابراین بهجای شروع با این احساس که: «عالی است! دیگر نیازی به تماشای پورن ندارم!» در عوض با احساس غم و اندوه شروع میکنند انگار میخواهند از کوه اورست بالا بروند. و به اشتباه فکر میکنند وقتی هیولای کوچک به وجود آمد، دیگر یک معتاد محسوب میشوید، و برای همهٔ عمر نیز یک معتاد باقی خواهید ماند. بسیاری از افراد، تلاش خود را با عذرخواهی از دوستدختر یا همسرشان شروع میکنند: «ببین، دارم سعی میکنم پورن را ترک کنم. احتمالاً تا چند هفتهٔ آینده عصبانی خواهم بود، سعی کنید مرا تحمل کنید.» اکثر این تلاشها قبل از شروع محکوم به شکست هستند.
تصور کنید فردی بتواند چند روزی را باروشی دوام بیاورد و بدون دیدن پورن، سرکند. اکنون ممکن است مشکلی که بهخاطر آن تصمیم به ترک داشتهاند از بین برود، برای مثال اگر بهخاطر اختلال نعوظ مجبور به ترک شده بودند اکنون این مشکل برطرف شده است. اکنون فرد، دیگر دلیلی برای ترک نمیبیند و در اولین فرصت دوباره به سراغ عادت قبلی خود میرود. فرض کنید دیدن یک تصادف جادهای برای مدتی سرعت شما را کم کند، اما دفعهٔ بعد که دیر به قرار ملاقات برسید، دوباره پای خود را روی پدال گاز میکوبید.
در طرف دیگر، جنگی است که هیولای کوچکی است که هنوز به غذای خود نرسیده است. هیچ درد جسمی وجود ندارد، اگر به دلیل سرماخوردگی، همین حس هیولای کوچک را پیدا میکردید نه تنها از کارخودداری نمیکردید و افسرده نمیشدید، بلکه حتی به آن میخندیدید. ولی تنها چیزی که هیولای کوچک میخواهد این است که به پورن برسد. هیولای کوچک این را میداند، و به سراغ هیولای بزرگ، یا همان شستشوهای مغزی میرود، و باعث میشود همان فردی که چند ساعت یا روز قبل دلایل ترک را برای خودش فهرست کرده بود و تصمیم به ترک داشت، اکنون ناامیدانه به دنبال هر بهانهای برای شروع دوباره باشد. نهایتاً ممکن است به بهانههای زیر روی بیاورند:
- زندگی خیلی کوتاه است. هر لحظه احتمال دارد یک بمب منفجر شود یا با اتوبوس تصادف کنم. دیگر برای این تصمیم خیلی دیر است. این روزها همه چیز اعتیادآور است.
- زمان اشتباهی را برای ترک انتخاب کردهام.
- باید تا سال نو صبر میکردم، از سال جدید شروع میکنم. یا صبر میکنم امتحانهایم تمام شود یا استرسهایم از بین برود تا بعد بتوانم ترک کنم.
- نمیتوانم تمرکز کنم، احساس بیثباتی و بیحالی میکنم و به شدت وسوسه شدهام. حتی دیگر نمیتوانم شغلم را درست انجام دهم.
- خانواده و دوستانم از دستم ناراضیاند. باید با حقیقت روبهرو شوم، برای دیگران هم که شده باید دوباره مصرف را شروع کنم. من یک معتاد تأییدشده هستم و هیچ راهی ندارد که بتوانم بدون اعتیادم، انسان شادی باشم.
- من میدانستم که این اتفاق میافتد، مغز من مسیرهای عصبی مربوط به پورن ساخته است، و اکنون نسبت به هر چیزی که به پورن ربط پیدا کند، حساس شده است. این حساسیت را هرگز نمیتوان از مغز حذف کرد.
در این مرحله است که معمولاً، فرد معتاد بالاخره تسلیم میشود. مرورگر را باز میکند، و بیش از پیش گیج میشود. از یک طرف پایان دادن به ولع، و جنگی ذهنی برایش تسکین فوقالعادهای دارد، زیرا هیولای کوچک بالاخره به غذای خود رسیده است. از طرف دیگر، کل فرآیند اففتضاح است و فرد معتاد نمیتواند بفهمد که واقعاً چرا این کار را انجام میدهد. به همین دلیل است که فرد فکر میکند فاقد اراده است و باید ارادهاش را افزایش دهد. ولی در اینجا موضوع نبود اراده نیست، اتفاقاً آنها در این حالت نیز به اطلاعات نگاه کردهاند و از نظر خودشان تصمیمی کاملاً منطقی گرفتهاند.
اگر قرار است آدم بدبخت باشد، ثروتمند بودن یا سالمت بودن چه فایدهای دارد؟
مطلقاً هیچ فایدهای! داشتن یک زندگی لذتبخش کوتاه، بهتر از زندگی طولانی همراه با بدبختی است. خوشبختانه، غیرمعتادها اینگونه فکر نمیکنند، زیرا در اصل، زندگی بدون اعتیاد، بینهایت لذتبخشتر است. بدبختیای که فرد معتاد تحمل میکند به دلیل عوارض ترک نیست، اگرچه در ابتدا توسط آنها ایجاد میشود، عذاب واقعی، جنگی ذهنی ناشی از شک و عدم اطمینان است. از آنجایی که معتاد با احساس فداکاری شروع میکند، سپس احساس محرومیت میکند، که این خود نوعی استرس است.
یکی از این زمانهای استرسزا زمانی است که مغزشان به آنها میگوید: فقط یک نگاه کوچک! اما چون ترک کردهاند، نمیتوانند و این باعث میشود افسردهتر شوند و با خود کلنجار بروند. یکی دیگر از دلایلی که ترک کردن را سختتر میکند این است که این افراد، انتظار دارند اتفاق خاصی در زندگیشان بیفتد. اگر هدف شما قبولی در آزمون رانندگی باشد، به محض شرکت در آزمون، پذیرفته میشوید یا نمیشوید، پس به هدف خود میرسید یا نمیرسید و جواب کاملاً واضح و مشخص است. اما در روش استفاده از اراده، داستان از این قرار است: اگر بتوانم به اندازهٔ کافی بدون پورن دوام بیاورم، در نهایت تمایل به تماشای آن نیز از بین خواهد رفت. در انجمنهای آنلاین در عمل دارد همین اتفاق میافتد که در آن معتادان روزهای پاکی خود را میشمارند و برایشان مهم است.
همانطور که در بالا گفته شد، عذابی که فرد معتاد تحمل میکند در اصل روانی است و ناشی از عدم اطمینان است. درست است که هیچ درد فیزیکیای وجود ندارد، اما هنوز هم این غذا، تأثیرات قدرتمندی روی فرد دارد. فرد معتاد احساس ناامنی و بدبختی میکند. اکنون نه تنها این موضوع را فراموش نمیکند، بلکه ذهنش پر از شک و تردید میشود.
- این وسوسهها چقدر در قرار است طول بکشند؟ کی تمام میشوند؟
- آیا اصلاً دوباره شاد و خوشحال میشوم؟
- آیا صبحها تمایلی برای بلند شدن از خواب خواهم داشت؟
- اصلاً چطور در آینده خواهم توانست با استرسها، کنار بیایم؟
فرد معتاد منتظر است تا بالاخره یک روز همهچیز بهتر شود، اما همچنان در حال آه و ناله است، اکنون هر روز پورن برایش با ارزشتر میشود. اتفاقی در حال رخ دادن است ولی در ناخودآگاه آنها. البته این اتفاق واقعاً میافتد و اگر بتوانند تا مدتی بدون پورن دوام بیاورند و واقعاً هیولای کوچکشان از بین برود. با این حال، همانطور که قبلاً گفته شد، دردهای ناشی از ترک دوپامین و مواد اپیوئیدی به حدی خفیف است که فرد حتی از آنها آگاه نیست. در این زمان، بسیاری از معتادان احساس میکنند که دیگر هرگز معتاد نخواهند شد و بنابراین برای اثبات آن، فقط یک نگاه کوچک به پورن میاندازند و همین کافی است تا دوباره معتاد شوند. پس از رساندن دوپامین به بدن، اکنون صدای کوچکی در پشت ذهن آنها شنیده میشود که میگوید: یکی دیگر هم میخواهم. در اصل، آنها موفق به ترک شده بودند، اما دوباره خودشان با پای خودشان به درون تله بازگشتهاند.
برای مثال، در کودکی انیمیشن تماشا میکردید و طبق علوم اعصاب، مسیرهای عصبی را برای آنها ایجاد کردهاید. اگر میخواستید کودک را از تماشای آن منع کنید، با اینکه آن مسیرها هنوز وجود دارند، مطالعه کنید و از بزرگسالان در مورد اینکه چرا دیگروندستند کارتونهای مورد علاقه دوران کودکیشان را تماشا نمیکنند، بپرسید. اولاً، سرگرمیهای بهتری در دسترس است و دوماً، کارتونها دیگر برای آنها جذابیت ندارند. با روش اراده شما فقط به کودک میگویید نباید کارتون تماشا کند، اما با روش آسان، همچنین مطمئن میشوید که آنها هیچ ارزشی در آن نمیبینند. به نظرتان کدام روش بهتر است؟
معتاد معمولاً بلافاصله سراغ کلیپ بعدی نمیرود و با خود میگوید: نمیخواهم دوباره گیر بیفتم! و اجازه میدهد تا یک دورهٔ مناسب از ساعتها، روزها یا حتی هفتهها بگذرد. سپس معتاد سابق میتواند بگوید: «خب، من گیر نیفتادم، بنابراین میتوانم با خیال راحت یک پورن دیگر ببینم.» آنها دوباره در همان تلهای افتادهاند که برای اولین بار شروع کردند و در حال حاضر در سراشیبی بازگشت هستند.
معتادانی که با استفاده از روش اراده، موفق میشوند، میدانند که این کار دشوار و طاقتفرسایی است. زیرا مشکل اصلی اعتیاد، شستشوی مغزی است. مدتها پس از مرگ اعتیاد فیزیکی، معتاد همچنان در حال آه و ناله و غرزدن است. در نهایت، پس از زنده ماندن از این شکنجه طولانی مدت، بالاخره متوجه میشوند که واقعاً قرار نیست پورن ببینند و به همین سادگی تمام شده است، اینجاست که دیگر آه و نالههایشان تمام میشود و میپذیرند که زندگی بدون پورن ادامه دارد و لذتبخشتر نیز هست. در روش اراده، شکستها بهطور قابل توجهی بیشتر از پیروزیها هستند، برخی از کسانی که موفق میشوند زندگی خود را در حالتی میگذرانند که همواره آسیبپذیر هستند، و مقدار مشخصی از شستشوی مغزی به آنها میگوید که پورن در واقع آنها را تقویت میکند. این توضیح میدهد که چرا بسیاری از افرادی که برای مدت طولانی ترک کردهاند، بعداً دوباره شروع میکنند.
بسیاری از معتادان سابق این پورن را گاه بهعنوان یک جایزهٔ ویژه میبینند. یا سعی میکنند خودشان را متقاعد کنند که چقدر قوی هستند و چقدر در کنترل دارند. دقیقاً همین کار را نیز میکنند. اما به محض اینکه پورنشان تمام میشود، دوپامین شروع به ترک میکند و صدای کوچکی در پشت ذهن آنها شروع میشود به خواستن فقط یک پورن دیگر. اگر آنها تصمیم به دیدن پورن بعدی بگیرند، به نظر میرسد هنوز تحت کنترل است، هیچ شوک، تشدید یا چیز جدیدی در پی ندارد، بنابراین آنها میگویند: «عجب! در حالی که من واقعاً از آن لذت نمیبرم، هنوز هم گیرنیفتادهام. بعد از کریسمس، این تعطیلات، این مناسبت، دوباره ترک خواهم کرد.» آنها نمیدانند مغزشان همین الان هم دوباره به داخل تله بازگشته است.
اما دیگر خیلی دیر شده است، همین الان نیز دوباره داخل تله هستند. تلهای که آنقدر تلاش کردند تا بالاخره بتوانند از آن بیرون بیایند و اکنون دوباره با پای خودشان به آن برگشتهاند.
همانطور که قبلاً گفته شد، لذت هیچ ربطی به پورن ندارد. هرگز نیز نداشته است! بهش فکر کنید. اگر بهخاطر لذت تماشا میکردیم، هیچکس بیشتر از آن چیزی که برای رسیدن به ارگاسم نیاز داشت در سایتهای پورن نمیماند. ما فرض میگیریم که از پورن اینترنتی لذت میبریم، زیرا نمیتوانیم باور کنیم اگر از آن لذت نمیبریم چرا اینقدر احمق بودیم که معتاد شویم. اکثر افراد هیچ ایدهای دربارهٔ محرکهای فوقطبیعی، تازگی یا جستجوی شوک ندارند و حتی پس از مطالعه دربارهٔ آنها، فکر نمیکنند که استفاده از آنها به دلیل سیمکشی مدار پاداش مغزشان باشد. نمیتوانند باور کنند که فقط غذا دادن به هیولای کوچک است و هیچ ربطی به لذت ندارد. به همین دلیل است که بخش زیادی از جریان پورن ناخودآگاه است، اگر شما از تغییرات عصبی آگاه بودید و مجبور بودید هزینهٔ آن را در آینده توجیه کنید، حتی توهم لذت هم از بین میرفت.
وقتی سعی میکنیم معایب پورن را از ذهن خود بیرون کنیم، احساس حماقت میکنیم. از سوی دیگر اگر مجبور بودیم با آن روبهرو شویم، غیرقابل تحمل میشد! اگر یک معتاد در حال پورندیدن را ببینید، میبینید که فقط زمانی خوشحال میشود که حواسش نیست دارد پورن میبیند. هنگامی که آگاه میشود، دیگر نه تنها خوشحال نیست بلکه عذاب و وجدان هم دارد. پورن هیولای کوچک را تغذیه میکند، بنابراین با پاک کردن آن از بدن خود همراه با شستشوی مغزی یا همان هیولای بزرگ، دیگر نه نیازی به تماشای پورن خواهید داشت و نه تمایلی برای آن!
مراقب کاهش مصرف باش
۹ دقیقهبسیاری از افراد بهعنوان قدمی در جهت ترک سعی میکنند مصرف خود را کاهش دهند. و یا این کار را در جهت کنترل هیولای کوچک انجام میدهند. بسیاری دیگر کم کردن مصرف یا رژیم پورن را پیشنهاد میکنند. ولی باید بدانید که این استراتژی برای ترک میتواند کشنده باشد، همین تلاشها برای کاهش مصرف است که مارا برای تمام عمر در تله نگه خواهد داشت. بهطور کلی این ایده، بعد از تلاشهای ناموفق برای ترک به ذهن فرد میرسد. بعد از چند ساعت یا چند روز از شروع ترک، فرد چیزی شبیه به این را به خود میگوید:
اکنون توانایی تحمل سختیتر ترک کردن پورن را ندارم، پس هر چهار روز یکبار پورن تماشا خواهم کرد و کالکشن پورنهای بد خود را نیز کنار خواهم گذاشت. اگر موفق شوم این کار را بکنم بعد از آن میتوانم فاصلهٔ بین روزها را بیشتر کنم یا همینطور ادامه دهم.
این استراتژی مشکلات زیر را برای فرد خواهد داشت:
- آنها بیشتر از هر مدل معتاد دیگری، معتاد محسوب میشوند، حتی از معتادان سنگین نیز، معتادترند. آنها نه تنها هیولای کوچک را در بدنشان زنده نگه میدارند، بلکه هیولای بزرگ نیز در ذهنشان، زنده خواهد ماند.
- آنها از زندگی کردن دست کشیدهاند و در تمام مدت پرهیزشان، فقط و فقط منتظر پورن بعدی هستند.
- قبل از هر بار شروع پرهیز، مرورگر را باز کرده و تا سرحد مرگ، عوارض و دردهای ترک را برطرف میکنند. حالا علاوه بر استرسهای معمولی زندگی، عوارض و دردهای ناشی از کنارهگیری، برای بیشتر عمرشان با آنها خواهد بود که این خود آنها را بدبختتر و معتادتر خواهد کرد.
- بعد از هر بار رژیم، وقتی فرد در حال افراط کردن است، اصلاً از هیچکدام از چیزهایی که میبیند هیچ لذتی نمیبرد و اصلاً متوجه کاری که میکند نیست زیرا این روند برایش بهطور اتوماتیک انجام میشود. تنها صحنهای که برایش لذتبخش به نظر میرسد صحنهای است که بعد از مدت طولانیای پرهیز میبیند. و حالا که برای هر بار مصرف ساعتهای بیشتری را صبر میکنند از هر دفعه بیشتر لذت خواهد برد. هرچه انتظار طولانیتر باشد هر صحنه لذتبخشتر به نظر میرسد. زیرا لذتی که در هر صحنه وجود دارد از خود آن تصاویر نیست بلکه رسیدن به آن، پایان پریشانیهایی است که از وسوسهها و خواستهها به وجود آمده بود، چه وسوسههای کوچک جسمی و چه وسوسههای مهمتر ذهنی. هرچه رنج و وسوسهها بیشتر و انتظار طولانیتر شود، هر صحنه لذتبخشتر به نظر میآید.
سختی اصلی در ترک، مسیرهای عصبی اعتیاد نیست، زیرا در اصل، مقابله با قسمت مغزی اعتیاد بسیار آسان است. افراد بدون هیچ سختی خاصی در مناسبتهای مختلف بهطور اجباری ترک میکنند، مانند مسافرتها یا چیزهای دیگر. ممکن است حتی ده روز یا بیشتر بدون دسترسی به پورن باشند و این اصلاً باعث اذیت آنها نمیشود. ولی اگر همان فرد در حالی که میتواند به پورن دسترسی داشته باشد خودش را مجبور کند که برای ده روز آن را کنار بگذارد موهای خود را از شدت درد خواهد کند. این مثال بهطور کامل نشان میدهد که قسمت مغزی اعتیاد، قدرت زیادی ندارد، این قسمت روانی و باورهای غلط است که انقدر کار را سخت میکند.
بسیاری از افراد در طول ساعات کاری خود، در پرهیز به سر میبرند. به تفریحات مختلف میپردازند و بدون زحمت خاصی میتوانند پورن را متوقف کنند. برخی از افراد عادت دارند قبل از خواب پورن ببینند اگر مجبور شوند روی کاناپه بخوابند این کار را کنار میگذارند. حتی معتادان پورن این موقعیتها را دوست دارند و دوست دارند موقعیتهایی باشد که آنها را به اجبار از دست اعتیادشان نجات دهد. در واقع بسیاری از این معتادان که تصمیم به ترک دارند از این موقعیتها بسیار لذت میبرند زیرا به آنها این امید را میدهد که روزی به سادگی آن، خواهند توانست برای همیشه ترک کنند و یا روزی خواهد رسید که دیگر آن را نخواهند.
مشکل اصلی در موقع ترک شستشوهای مغزی است. توهم اینکه پورن یک لذت است و یا نوعی جایزه یا عصا است که زندگی بدون آن هرگز مانند گذشته نخواهد بود. از آنجایی که قطع کردن مصرف پورن همیشه با حس عدم اطمینان و بدبختی همراه بوده است، شما را متقاعد میکند که با ارزشترین چیز روی زمین، کلیپ جدیدی است که از دست دادهاید، که هیچ راهی وجود ندارد که بدون دیدن دوباره آن خوشحال شوید.
هیچچیز رقتانگیزتر از معتادی نیست که دارد سعی میکند مصرف خود را کاهش دهد. در این توهم وجود دارد که هرچه کمتر پورن تماشا کند، تمایلش به تماشای پورن، کمتر خواهد شد. اما دقیقاً برعکس این است، هرچه کمتر پورن تماشا کنند، مدت بیشتری از دردهای کنارهگیری رنج میبرند و بیشتر از تسکین آنها، توهم لذت تأییدشان میشود. با این حال، هرچند بعد از مدتی متوجه میشوند که ژانر مورد علاقهشان هم دیگر توهم لذت قبلی را ندارد، ولی این هم باعث توقف آنها نخواهد شد. تصور کنید اگر در سایتهای پورن فقط یک ژانر یا فقط یک بازیگر پورن وجود داشت، در این صورت هیچکس بر روی کرهٔ زمین بعد از بازدید اول، به آنها باز نمیگشت.
آیا باورش سخت است؟ تصور کنید بدترین لحظهای که دارید سعی میکنید خودتان را کنترل کنید چگونه است و چه حسی دارد؟ چهار روز انتظار و سپس اوج گرفتن. سپس، با ارزشترین لحظه برای اکثر افراد در یک رژیم چهلروزهٔ پورن چیست؟ درست است، همان اوج پس از چهار روز انتظار! آیا واقعاً معتقدید که برای لذت بردن از ارگاسم خودارضایی میکنید؟ یا توضیح منطقیتر این است که برای تسکین دردهای کنارهگیری تحت این توهم که حق استحقاقش را دارید، مجبورید این کار را بکنید؟
حذف شستشوی مغزی برای از بین بردن توهمات در مورد پورن قبل از ترک، ضروری است. تا زمانی که قبل از بستن آن کلیپ آخرین توهم را که از پورن لذت میبرید، از بین نبرید، هیچ راهی وجود ندارد که بتوانید بعد از ترک بدون اینکه دوباره گیر بیفتید، این موضوع را به خودتان ثابت کنید. هنگامی که در حال انجامش هستید و این تصاویر جلوی چشمتان است، از خود بپرسید که واقعاً لذت این عمل کجاست؟ شاید شما معتقد باشید که فقط کلیپهای خاصی هستند که از آنها لذت میبرید، مانند کلیپهایی که در ژانر مورد علاقهتان هستند. اگر واقعاً اینطور است، چرا خودتان را بارفتن به ژانرهای دیگر اذیت میکنید؟ چون عادت کردهاید؟ چرا کسی باید اینگونه سیستم مغز خود را به هم بزند و خودش را در معرض چنین چیزی قرار دهد؟ این را برای خودتان روشن کنید، بعد از یک ماه، هیچ فرقی در آن پورن ایجاد نخواهد شد، آیا بهراستی بعد از گذشت این زمان چیزی در آن کلیپها یا آن سایتها تغییر میکند؟ چرا باید ماهیت پورن بعد از این مدت تغییر کند؟
این موضوع را خودتان هم میتوانید آزمایش کنید، یکی از آن کلیپهای داغ ماه گذشته را پیدا کنید تا ثابت کنید چیز متفاوتی در آن وجود دارد. سپس این کلیپ را نگه دارید و یک ماه بعد، بدون تماشای پورنی دیگر، همان را دوباره تماشا کنید. در اینجا است که ماهیت توهم لذت پورن مشخص میشود، هیچکس هیچکدام از فیلمهای پورن را برای مدت طولانی تحمل نمیکند، اعتیاد به پورن در اصل اعتیاد به جستجوگری است. اعتیاد به این است که در سایتهای پورن چرخ بزنید و چیزهای مختلف را پیدا کنید. اکنون که این را میدانید چرا باید بیرون آمدن از این چرخه سخت باشد؟
اما پس حس رضایت و لذت از کجا میآید؟ آنها فقط و فقط به این دلیل هستند که اگر فرد نتواند دردهای کنارهگیری را تسکین دهد، احساس بدبختی میکند. برای این فرد، تفاوت بین تماشای پورن و ندیدن تفاوت بین شاد بودن و بدبختی بودن است. به همین دلیل به نظر میرسد که پورن داروی درد آنهاست و لذتی در آن هست. در حالی که معتادانی که اول صبح برای تماشای پورن وارد سایت خود میشوند، چه تماشا کنند چه نکنند، بدبخت هستند.
کاهش مصرف نه تنها هرگز کارساز نیست، بلکه بدترین شکل خودشکنجهگیری نیز هست. این روش جواب نخواهد داد زیرا در ابتدا، فرد امیدوار است که با کمتر و کمتر کردن این عادت، تمایل خود را برای تماشای پورن کاهش دهد. ولی پورن عادت نیست، بلکه یک اعتیاد است. ماهیت هر اعتیادی خواستن بیشتر و بیشتر است نه کمتر و کمتر. بنابراین برای کاهش مصرف، فرد مجبور است تا آخر عمر از اراده و دیسیپلین استفاده کند. بنابراین، کاهش به معنای اراده و انضباط برای همیشه است، و فرد همیشه در حالت جنگی زندگی میکند و آرامش ندارد. ترک واقعی بسیار سادهتر و کمدرسرتر است، در اینترنت دهها هزار مثال و داستان در مورد افرادی وجود دارد که سعی در کاهش داشتهاند و شکست خوردهاند.
مشکل اصلی در ترک این اعتیاد، اعتیاد و وابستگی به دوپامین نیست، که در اصل، کنار آمدن با این جنبهٔ اعتیاد بسیار آسان است. مشکل اصلی، این باور اشتباه است که پورن به فرد لذت میدهد، که در ابتدا با شستشوی مغزی که قبل از معتاد شدن در فرد به وجود آمده بوده است، شروع میشود، و با اعتیاد واقعی بیشتر تقویت میشود. تنها کاری که کاهش مصرف میکند، این است که شستشوهای مغزی را بیشتر و بیشتر تقویت میکند، تا جایی که پورن بر زندگی فرد کاملاً مسلط میشود و آنها را متقاعد میکند که با ارزشترین چیز روی زمین اعتیاد به پورن است.
تنها مواردی که با کاهش مصرف موفق شدهاند، مواردیاند که برای یک مدت نسبتاً کوتاه مصرف را کاهش دادهاند و بعد از آن بلافاصله وارد دورهٔ ترک کامل شدهاند. دلیل موفقیت این افراد کاهش مصرف نبوده است، بلکه با وجود کاهش مصرف، توانستهاند موفق شوند. ولی باز هم تنها کاری که انجام داده است، طولانیتر کردن عذاب بوده است. تلاشهای ناموفق باعث به وجود آمدن این فکر شدهاند که فرد هرگز نخواهد توانست پورن را برای همیشه ترک کند، در نتیجه به این فکر افتاده است که حداقل مصرفش را کم کند، استراتژیای که در عمل تأثیر عکس خواهد داشت.
با این حال، کاهش مصرف، شاید بتواند به نشان دادن بیهودگی پورن کمک کند، و به وضوح نشان میدهد که تماشای پورن پس از دورههای پرهیز نیز لذتبخش نیست. شما باید سرخود را به دیوار آجری بکوبید (تحمل دردهای عقبنشینی) تا در هنگام توقف این کار، آن را لذتبخش ببینید.
بنابراین، انتخابهای فرد در اینجا عبارتاند از:
- کاهش مادامالعمر و تحمل شکنجههای خودخواسته، هرچند که در نهایت نیز موفق به کاهش مصرف نخواهید شد و اعتیاد را خودش را پیدا میکند و شما را دوباره زمین میزند.
- بگذارید اعتیادتان بیشتر و بیشتر شود و بهطور فزایندهای خود را برای تمام عمر، شکنجه کنید، که این نیز کاری بیهوده است.
- به خودتان لطف کنید و یکبار برای همیشه، پورن را قطع کنید و یک نفس راحت بکشید.
جنبهٔ دیگری که کاهش مصرف، نشان میدهد، این است که چیزی به نام تماشای پورن مناسبتی، یا گاهبهگاه وجود ندارد. پورن اینترنتی یک واکنش زنجیرهای است، این را در ذهنتان روشن کنید که این یک واکنش زنجیرهای است و این زنجیره تا پایان عمر ادامه خواهد داشت، مگر اینکه تلاش مثبتی برای شکستن آن انجام دهید.
یادتان باشد: کاهش مصرف فقط و فقط شما را بیشتر در گیر اعتیادتان خواهد کرد.
فقط یک نگاه
۴ دقیقهفقط یک نگاه دیگر، افسانهای بیش نیست که باید نسبت به آن، آگاه باشید:
- فقط یک نگاه بود که در درجهٔ اول باعث شروع این اعتیاد شد.
- فقط همین یک نگاه در لحظات سخت و شرایط خاص بود که باعث شد، بیشتر تلاشهای خوب ما برای ترک پورن، شکست بخورند.
- فقط یک نگاه لازم است تا بعد از موفقیت و از بین بردن چرخهٔ اعتیاد، دوباره مارا به داخل تله بازگرداند. بعضی وقتها افراد این کار را میکنند تا نشان دهند دیگر نیازی به پورن ندارند، ولی همین یک نگاه دوباره آنها را به دام میاندازد.
عواقب پورن، آنقدر وحشتناک است که افراد گمان میکنند دیگر هرگز به آن بازنخواهند گشت ولی با یک نگاه، با پای خودشان به داخل تله، بازمیگردند. افراد فکر میکنند اگر چیزی باعث بدبختی و احساس گناه در آنها میشود پس بیتردید نباید به آن برگردند، ولی در واقعیت امر، این دقیقاً اتفاقی است که میافتد و فقط یک نگاه برای بازگشت به تله کافی است.
معمولاً توهم یک صحنهٔ خاص است که جلوی تلاش افراد برای ترک را میگیرد. ذهنشان صحنهای را تصور کرده و آن را خاص و بهتر از بقیهٔ پورنهای موجود جلوه میدهد. توهمی که بعد از یک مسافرت طولانی، یک روز سخت کاری، مسئولیتهای خانواده و فرزندان و... به سراغ فرد میآید. این را محکم در ذهنتان نگه دارید که چیزی به اسم فقط یک نگاه وجود ندارد. اعتیادی است که واکنش زنجیرهای است و تا آخر عمرتان ادامه خواهد داشت مگر اینکه زنجیر را پاره کنید. افسانهٔ یک صحنهٔ منحصر به فرد، یا یک چیز خاص است که باعث میشود اشخاص بعد از ترک دلتنگ شوند. اینکه دیدن یک صحنه چیز مهمی نیست را از ذهنتان بیرون کنید. این ذهنیت فقط یک توهم ساختهٔ ذهن شماست. هر بار که به پورن فکر کردید آن را همانطور که هست ببینید. یک زندگی کثیف و گذراندهشده بهترین و باارزشترین روزهایتان را پای صفحهٔ نمایشگر ببینید در حالی که این زمان با ارزش صرف نابود کردن ذهن و جسمتان میشود. یک عمر بردگی و ناامیدی را ببینید. این نکته را در ذهنتان روشن کنید که یک نگاه، مساوی است با یک عمر بردگی.
ایرادی ندارد اگر همیشه نمیتوانید سرگرمیای برای پر کردن زمانهای خالی پیدا کنید. پر کردن تمام زمانهای خالی در طول زندگی غیرممکن است. میتوانیم برای بسیاری از آنها برنامهریزی کنیم ولی خیلی وقتها اینگونه زمانها چه بخواهیم و چه نخواهیم برایمان پیش میآید. زمانهای خوب و بد نیز اتفاق خواهند افتاد. این چیزها ربطی به پورن ندارد. این را همیشه بهخاطر داشته باشید که دلیل این زمانهای خوب یا بد پورن نیست. یا برای یک عمر درگیر بدبختی و پورن هستید یا نیستید، حد و وسطی وجود ندارد. هیچکس سیانید نمیخورد فقط بهخاطر اینکه از مزهٔ بادام خوشش میآید. پس خودتان را با توهم فقط یک نگاه ایراد ندارید، تنبیه نکنید.
از یک معتاد بپرسید: اگر میتوانستی به قبل از معتاد شدنت برگردی آیا دوباره تصمیم میگرفتی معتاد شوی؟ جواب همیشه واضح است، هرگز. با این حال همهٔ معتادان در هر روز زندگیشان این فرصت را دارند پس چرا از آن استفاده نمیکنند؟ جواب ترس است. ترس از اینکه نخواهند توانست ترک کنند و یا زندگی هرگز به خوبی قبل نخواهد شد.
دست از خودخوری بردارید. شما میتوانید، همهٔ معتادها میتوانند. بهطرز مسخرهای ساده است فقط لازم است یک سری اصول را در ذهن داشته باشید:
- چیزی برای ترک وجود ندارد. چیزی برای از دست دادن وجود ندارد، فقط دستاوردهای مثبت شگفتانگیزی در این مسیر نسبتان خواهد شد.
- هرگز خودتان را با توهم فقط یک نگاه، یا این یکی مشکلی ندارد قانع نکنید. چنین چیزی وجود ندارد. یک نگاه مساوی است با یک عمر کثافت و بردگی.
- هیچچیز خاص و متفاوتی دربارهٔ شما وجود ندارد. همهٔ افراد میتوانند بهآسانی ترک کنند.
برخی افراد فکر میکنند اعتیاد آنها متفاوت است یا اینکه اعتیادشان صرفاً بخشی از شخصیتشان است. معمولاً این اتفاق در نتیجهٔ خواندن مقدار زیادی مطلب دربارهٔ اعتیاد میافتد. چنین چیزهایی وجود خارجی ندارند، هیچکس با نیاز به خودارضایی کردن با تصاویر دوبعدی به دنیا نمیآید تا زمانی که به دام آن بیفتد. این مادهٔ اعتیادآور است که شما را در دام خود نگه میدارد، نه طبیعت یا شخصیتتان یا هیچ مشکل خاصی دربارهٔ شما. طبیعت محرکهای فراطبیعی است که باعث میشود اینگونه فکر کنید. در هر صورت لازم است که این باورها را اصلاح کنیم زیرا اگر باور دارید که یک معتاد هستید پس یک معتاد هستید حتی اگر هیولای کوچک درون شما مدتها باشد که از بین رفته باشد. لازم است که شستشوهای مغزی را از بین ببریم.
پورنبینان تفننی
۱۲ دقیقهمعتادان سنگین معمولاً به معتاد تفننی پورن حسادت میکنند. همه ما این افراد را دیدهایم: «اوه، میتوانم یک هفته کامل بدون یک جلسه بروم و اصلاً برایم مهم نیست.» آرزو داریم مثل آنها باشیم. شاید باورنکردنی باشد، اما هیچ معتادی از معتاد بودن لذت نمیبرد. هرگز فراموش نکن:
- هیچ معتادی — تفننی یا سنگین — هرگز تصمیم نگرفته معتاد شود؛
- پس همه معتادان احمق به نظر میرسند؛
- پس همه معتادان مجبورند به خود و دیگران دروغ بگویند تا احماقتشان را توجیه کنند.
عاشقان گلف درباره اینکه چقدر بازی میکنند و میخواهند بازی کنند افتخار میکنند؛ پس چرا معتادان درباره اینکه چقدر کم خودارضایی میکنند افتخار میکنند؟ اگر این معیار واقعی باشد، جایزه باید به کسی برسد که اصلاً خودارضایی نمیکند، درست است؟
اگر کسی بگوید «میتوانم یک هفته کامل بدون هویج بروم و اصلاً برایم مهم نیست»، فکر میکنی با یک دیوانه حرف میزنی. اگر هویج را دوست داشتم، چرا بخواهم یک هفته بدونش باشم؟ اگر دوست نداشتم، چرا چنین جملهای بزنم؟ وقتی معتادی درباره زنده ماندن یک هفته بدون جلسه حرف میزند، میخواهد خودش و تو را قانع کند که مشکل ندارد. اما اگر مشکل نداشت، نیازی به چنین جملهای نبود. ترجمه درست این جمله است: «توانستم یک هفته کامل بدون پورن دوام بیاورم.» مثل هر معتاد دیگری، امیدوار است بعد از این بتواند بقیه عمرش را هم دوام بیاورد. اگر فقط یک هفته توانسته باشد، تصور کن جلسه بعدی چقدر برایش گرانبهبار آمده — بعد از یک هفته کامل احساس محرومیت.
به همین دلیل معتادان تفننی در عمل بیشتر از معتادان سنگین گرفتارند. نهتنها توهم لذت بزرگتر است، بلکه انگیزه کمتری برای ترک دارند چون زمان کمتری صرفش میکنند و در نتیجه کمتر در معرض خطرات سلامتیاند. گاهی دچار اختلال جنسی میشوند، اما مطمئن نیستند علت چیست و آن را به عوامل دیگر نسبت میدهند. به یاد داشته باش، تنها «لذتی» که معتادان میبرند همان چرخه جستجو و پاداش دوپامین و تسکین علائم ترک است. این لذت توهم است — هیولای کوچک پورن را مثل خارشی تقریباً غیرقابلدرک تصور کن که بیشتر وقتها از آن بیخبریم.
اگر خارش دائمی داشته باشی، تمایل طبیعی خاراندن است. وقتی مدارهای پاداش به دوپامین و اپیوئیدها مقاومتر میشوند، تمایل طبیعی به لبه رفتن، تشدید، پرخوری، جستجوی تازگی و شوک است. چهار عامل اصلی جلوی تماشای زنجیرهای را میگیرند:
زمان. بیشترشان نمیتوانند هزینه کنند.
سلامت. برای تسکین خارش باید همه مطالب رایگان را مصرف کنی و باز هم کم بیاوری. ظرفیت تحمل این پرخوری با هر فرد و در زمانها و شرایط مختلف فرق میکند. این خود یک محدودکننده است.
انضباط. جامعه، کار، دوستان و اقوام، یا خود معتاد — در کشمکش ذهنی همه معتادان — انضباط را تحمیل میکنند.
تخیل. کمبود تخیل، ارزش شوک و تازگی را در ذهن کمرنگ میکند.
آسان است معتادان «غیرتفننی» را ضعیف بدانی و نفهمی چرا دیگران مصرفشان را محدود میکنند. اما معتادان سنگین باید بدانند بیشتر معتادان تفننی اصلاً توان تماشای زنجیرهای ندارند — و این به تخیل و استقامت زیادی نیاز دارد. بعضی از آنهایی که هفتهای یکبار مصرف میکنند و معتادان سنگین به آنها حسادت میکنند، از نظر جسمی توان بیشتری ندارند، یا شغل و جامعه و نفرت از معتاد شدن اجازه نمیدهد.
تعاریف
غیرمعتاد: کسی که هرگز در تله نیفتاده، اما نباید غافل باشد. غیرمعتاد بودن اغلب فقط به شانس یا شرایط خوب برمیگردد. همه معتادان فکر میکردند هرگز معتاد نمیشوند و بعضی غیرمعتادان هم گاهی یک جلسه آزمایشی میکنند.
معتاد تفننی دو دسته اصلی دارد:
- کسی که در تله افتاده اما نمیفهمد — به اینها حسادت نکن. فقط شهد دهانه گیاه کوزهای را میچشند و احتمالاً بهزودی معتاد سنگین میشوند. مثل الکلیها که همه با نوشیدن تفننی شروع کردند، همه معتادان پورن هم تفننی شروع میکنند.
- کسی که قبلاً معتاد سنگین بوده و فکر میکند نمیتواند ترک کند. غمگینترینها هستند و زیرشاخههای مختلفی دارند.
معتاد روزییکبار
اگر از حق ارگاسم لذت میبرد، چرا فقط روزی یکبار از پورن اینترنتی استفاده کند؟ اگر میتواند بگذارد و بردارد، اصلاً چرا؟ «عادت» در واقع کوبیدن سر به دیوار است تا با توقف احساس آرامش کنی. معتاد روزییکبار کمتر از یک ساعت در روز علائم ترک را تسکین میکند؛ بقیه روز — بدون آگاهی — سرش را به همان دیوار میکوبد. روزی یکبار مصرف میکند چون نمیتواند ریسک لو رفتن یا آسیب عصبی را بپذیرد. متقاعد کردن معتاد سنگین که لذت نمیبرد آسان است؛ متقاعد کردن معتاد تفننی بسیار سختتر. هر کسی که سعی در کاهش مصرف کرده میداند بدترین شکنجه همین است و تقریباً تضمین میکند تا آخر عمر معتاد بمانی.
معتاد طردشده
هر روز حق ارگاسم میخواهد، اما شریک جنسی همیشه راضی نیست. ابتدا با پورن اینترنتی خلأ را پر میکند، اما روی سرسره هیجان (تازگی، شوک، تصاویر فراطبیعی) گرفتار میشود. در واقع از طرد شدن توسط شریک خوشحال است چون بهانهای دارد. اگر پورن اینترنتی اینقدر به تو میدهد، چرا اصلاً شریک داشته باشی؟ آنها را آزاد کن. حتی وقتی باید شریک را در ذهن «حمل» کنند از جلسه لذت نمیبرند. کمکم منتظرند شریک زندگی واقعی بهانهای بدهد تا به درههای تاریک اینترنت برود.
معتاد رژیم پورن
همان «هر وقت بخواهم ترک میکنم — هزاران بار انجام دادم!»
اگر فکر میکند رژیم به جذب شریک کمک میکند، چرا رژیم یکبار در چهار روز است؟ کسی آینده را پیشبینی نمیکند؛ اگر یک ساعت بعد از جلسه برنامهریزیشده با کسی آشنا شوی چه؟ اگر گاهی «تخلیه لوله» برای آرامش خوب است، چرا هر روز؟ ثابت شده خودارضایی برای سلامت اندام تناسلی لازم نیست و پورن اینترنتی اصلاً لازم نیست. حقیقت این است که معتاد رژیم هنوز گرفتار است: وابستگی فیزیکی رفته، اما شستشوی مغزی مانده. هر بار امیدوار است برای همیشه ترک کند، اما دوباره در همان تله میافتد.
بیشتر معتادان به این «ترککنندههای موقت» حسادت میکنند و فکر میکنند خوششانساند که مصرفشان را کنترل میکنند. اما رژیمگیر مصرف را کنترل نمیکند — وقتی مصرف میکند آرزو دارد مصرف نکرده بود. دردسر ترک، بعد احساس محرومیت، دوباره افتادن در تله. بدترین هر دو دنیا. تنها وقتی پورن «محروم» میشود گرانبهبار میآید. سندرم میوه ممنوعه یکی از بدترین بنبستهای معتادان است. تنها راه برد: دست از غم خوردن برداشتن — با ترک پورن.
«فقط تصاویر ثابت / ملایم / خانگی میبینم»
همه با این شروع میکنند، اما آیا تعجب نمیکنی میانگین شوک کلیپها چقدر سریع بالا میرود و قبل از آنکه بفهمی احساس محرومیت (تحمل) میکنی؟ در تصاویر ثابت تازگی کم است، پس بهایش را با احساس سرخوردگی و گناه میپردازی. بدترین کار استفاده از عکس شریک (با رضایت) برای خودارضایی است — مغز را برای جستجو، تنوع و دوپامین بازسیم میکنی. دلتاس در مغز جمع میشود و در رابطه واقعی مشکل پیدا میکنی.
دام دیگر «آماتور» و «خانگی» است. بیشترشان جعلیاند و تو هم میدانی؛ و از اولین کلیپ نمیایستی و جستجو ادامه دارد. مغز فقط ارگاسم نمیخواهد — تازگی شکار سرسره را میسازد. مهم آماتور یا حرفهای بودن نیست؛ مهم شستشوی دوپامین و تحمل است.
«ترک کردم اما گاهی یک نگاه میاندازم»
از همه patheticتر: یا تمام عمر فکر میکنند محروم شدهاند، یا همان یک نگاه به دو، سه، و دوباره معتاد سنگین تبدیل میشوند — همان تله اول.
دو دسته دیگر
اول: کسی که با تصاویر سلبریتیها یا چیزی که «تصادفی» دیده خودارضایی میکند. در واقع غیرمعتاد است اما فکر میکند چیزی از دست میدهد. دفعه بعد ببین بعد از مدتی آن سلبریتی دیگر اثر نمیکند. هرچه هدف خیالی دستنیافتنیتر باشد، ناامیدی بعد از ارگاسم ناتمام بیشتر است.
دوم: خانمی حرفهای که سالها داستان پورن اینترنتی میخواند — هر شب دقیقاً یکبار، نه بیشتر نه کمتر. اراده فوقالعادهای داشت. بیشتر معتادان میپرسند چرا اصلاً بخواهد ترک کند — میگویند خطر اختلال نعوظ یا زودانزالی ندارد (دروغ است). از تصویر ثابت هم استفاده نمیکرد؛ داستانها از آنچه خودشان روزانه میبینند ملایمتر بود.
اشتباهشان فرض کردن است که معتادان تفننی خوشحالتر و کنترل بیشتری دارند. شاید کنترل بیشتری داشته باشند، اما قطعاً خوشحالتر نیستند. این خانم از شریک و سکس واقعی راضی نبود و در برابر استرس روزمره آسیبپذیر بود. نزدیکانش نمیفهمیدند چه چیزی او را اذیت میکند. حتی با استدلال به خودش گفته بود نترس، باز هم از روابط واقعی — با فراز و فرودش — لذت نمیبرد. مرکز پاداش مغزش نمیتوانست استرسهای عادی را مدیریت کند. گیرندههای مغز کاهش یافته بودند. مثل بسیاری، از جنبه تاریک پورن میترسید — قبل از اولین بار. سرانجام قربانی شستشوی مغزی شد و اولین سایت را امتحان کرد. برخلاف اکثریت، بعد از دیدن کلیپهای خشن مقاومت کرد.
تنها چیزی که در پورن لذت میبری پایان دادن به هوسی است که قبل از آن شروع شده — خواه خفیف باشد خواه شکنجه ذهنی «نباید خارش را بخارانی». خود پورن اینترنتی زهر است؛ فقط بعد از مدتی پرهیز توهم لذت داری. مثل گرسنگی، هرچه بیشتر تحمل کنی، رهایی بیشتر به نظر میرسد. اگر فکر کنی عادت است و بگویی «اگر به سطحی برسانم کافی است»، اشتباه میکنی.
روشن کن: «عادت» وجود ندارد. پورن اعتیاد دارویی است و تمایل طبیعی تسکین علائم ترک است، نه تحمل آنها. نگه داشتن مصرف در سطح فعلی به اراده فوقالعاده برای بقیه عمر نیاز دارد. با تحمل مغز به دوپامین، مغز کمتر نمیخواهد — بیشتر میخواهد.
با تخریب تدریجی سیستم عصبی، شجاعت، اعتمادبهنفس و کنترل تکانه، فاصله بین جلسات کمتر میشود. در روزهای اول میتوانی بگذاری و برداری؛ اگر علامتی دیدی، ترک میکنی. به این خانم حسادت نکن — وقتی فقط روزی یکبار میبینی، گرانبهبارترین چیز روی زمین به نظر میرسد. بیستوسه ساعت و ده دقیقه از هر روز با وسوسه و بیحسی نسبت به شریک میجنگید. چنین مواردی نادرند، اما منطقی بنگر: یا لذت واقعی در پورن هست یا نیست. اگر هست، چرا یک ساعت یا یک هفته صبر کنی؟ اگر نیست، چرا اصلاً به سایت پورن بروی؟
مرد رژیم یکبار در چهار روز
«چهل سالم است. با زنان واقعی و حتی با پورن اختلال نعوض دارم. مدتی است نعوظ کامل نداشتهام. قبل از رژیم چهارروزه، بعد از جلسه خوب میخوابیدم. حالا هر ساعت بیدار میشوم و فقط به آن فکر میکنم. حتی در خواب کلیپهای مورد علاقهام را میبینم. روز بعد از جلسه افسردهام؛ رژیم تمام انرژیام را گرفته. شریکم مرا تنها میگذارد چون بدخلقام. شب برنامهریزی میکنم؛ اگر چیزی خلاف برنامه شود عصبانی میشوم. ساعت ده منتظر میمانم؛ دستهایم میلرزد. بلافاصله شروع نمیکنم — ویدیوهای جدید آمده — «خرید» میکنم. چون چهار روز گرسنه بودهام، «ویژه» میخواهم. میخواهم طولانی شود تا چهار روز بعد دوام بیاورم.»
این مرد نمیداند خودش را زهر میدهد: سندرم میوه ممنوعه، بعد شستشوی دوپامین. شاید گیرندههایش بهاندازه معتاد سنگین قطع نشده باشند، اما سرسره را روغن میکند — لبه، تازگی، شوک، اضطراب — تا چهار روز بعد را تحمل کند. شاید او را احمق تصور کنی، اما سابقه ورزشکاری و درجه سربازی دارد و نمیخواست معتاد شود. بعد از جنگ تکنسین IT شد، لپتاپ بانک گرفت، سال ویدیوهای لورفته سلبریتیها — و گرفتار شد. اگر حیوان بود جامعه مدتها پیش رحمتش میکرد؛ اما نوجوانان سالم را هنوز گرفتار میکنیم. این مورد افراطی است اما منحصر به فرد نیست — دهها هزار داستان مشابه. مطمئنی هیچ آشنایی به «چهارروزه» حسادت نکرده؟ اگر فکر میکنی برای تو رخ نمیدهد، خودت را فریب میدهی.
این همین حالا دارد برایت اتفاق میافتد.
مثل سایر معتادان، معتادان پورن دروغگوی بدنامیاند — حتی به خودشان. بیشتر معتادان تفننی بیش از آنچه اعتراف میکنند مصرف میکنند. «هفتهای دو بار» اغلب یعنی همان هفته سه یا چهار بار دیگر. در انجمنها یا روز میشمارند یا منتظر شکستاند. نیازی به حسادت به معتاد تفننی نیست؛ زندگی بدون پورن بینهایت شیرینتر است.
«با چالش ساده یک روز بدون لمس کردن شروع کردم و نتوانستم. حالا دیگر به خودارضایی فکر نمیکنم. این ممکن است — ثروتهایی که منتظر است باورنکردنی است.»
نوجوانان معمولاً سختتر درمان میشوند نه چون ترک برایشان سختتر است، بلکه فکر نمیکنند معتادند یا فکر میکنند قبل از مرحله دوم خودبهخود ترک میکنند.
والدینی که فرزندشان از پورن بیزار است نباید غافل شوند — همه قبل از معتاد شدن از جنبه تاریک آن بیزارند؛ شما هم همینطور بودید. کمپین ترس هم فریب است؛ تله همان تله است. نوجوانان میدانند پورن محرک فراطبیعی است، اما فکر میکنند «یک بازدید» کافی نیست — تا جایی که تحت تأثیر همکلاسی یا شریک قرار گیرند.
در این مورد غافل نشوید. ناتوانی جامعه در جلوگیری از اعتیاد نوجوانان به پورن اینترنتی شاید نگرانکنندهترین جنبه این اعتیاد باشد. مغز نوجوان بسیار انعطافپذیرتر است — آموزش و محافظت ضروری است. کتاب YourBrainOnPorn.com نقطه شروع خوبی است؛ یا همین کتاب را به آنها بدهید.
یوتیوب، اینستاگرام، توییچ و …
۶ دقیقهاین معتاد را میتوان در دسته معتادان تفننی گذاشت، اما اثراتش آنقدر زیرپوستی است که فصل جدا میخواهد. تقریباً خودکنترلی را از بین میبرد — همانطور که یکی از اعضای انجمن NoFap شرح داد:
«سه هفته در یکی از تلاشهای ناموفق ترک بودم؛ شروعش از نگرانی همسرم درباره نعوظ غیرقابلاتکا و کمبود علاقه بود. گفتم فشار کار است، نه او. همسرم گفت: اگر جای من بودی و میدیدی کسی را دوست داری که سیستماتیک خودش را نابود میکند، چه حسی داشتی؟» بحثی با دوست قدیمی پیش آمد — بعدها فهمیدم ذهن حقهبازم عمداً آن را برانگیخته بود. بهانه داشتم: به تخلیه نیاز داشتم. همسرم حال نداشت؛ احساس «حق» کردم و گفتم اگر از سایتهای پورن دوری کنم و فقط یوتیوب ببینم، «خط قرمز» را رد نکردهام. شب همسرم آماده شد اما خسته بودم و «اسب» نداشتم — سردرد ساختگی. کمکم یوتیوب جای سایت پورن، دام جدیدم شد و فکر میکردم حداقل مصرفم کم شده. او گفت هنوز در رختخواب نادیدهاش میگیرم — بحثهای ساختگی، دو ساعت رفتن برای خرید کوچک، بهانه برای فرار از نزدیکی. وقتی سایت پورن مطمئن است، سختتر است.»
بدترین چیز برای معتاد یوتیوب این است که توهم «محروم شدن» را تقویت میکند و در عین حال عزتنفس را میخورد — انسان صادق مجبور میشود عزیزش را فریب دهد. شاید برای تو هم اتفاق افتاده یا هنوز میافتد.
مشکل توییچ، اینستاگرام، تیکتاک، توییتر و بیشتر شبکههای اجتماعی عمدتاً «مکمل» است: با جستجوی تازگی برای دوپامین، خود را در سایت امن میبینند. هیجان در جستجو است، نه در «کشتن» — و هیولای کوچک اهمیتی نمیدهد دوپامین از کجا بیاید. محتوای «نرم» فیدها تسکین موقت علائم ترک میدهد، معتاد را گرفتار نگه میدارد و منتظر جلسه بعدی میکند.
مدل در تصویر زیباست؛ اگر کنارت بود شاید لذت ببری — اما آن تصویر واقعی نیست. مغز مثل گاوی است که به شنل قرمز میرود و بعد نمیفهمد چرا. فکر نکن «فقط نگاه میکنم» کافی است — مغز به تازگی بیپایان معتاد است و هیولای کوچک همان تله است.
سری «کلمبو» را دیدهای؟ قاتل مطمئن است جنایت کامل بوده — تا وقتی کلمبو در آستانه خروج برمیگردد: «فقط یک نکته کوچک، مطمئنم توضیح میدهید…» از آن لحظه میداند شکست میخورد.
این نبردها شبیهاند: تنش «حق» دیدن پورن، بعد پایان جلسه و پرسش «لذت کجا بود؟» ترس از رد خط قرمز، از دست دادن کنترل، برگشت به تخت و ترس از خواسته شریک. ویدیوهای «امن» یوتیوب با تحمل و کمبود تازگی دیگر کافی نیستند — و میدانی سرانجام به سایت پورن میروی. شرم نهایی وقتی است که این یقین به واقعیت تبدیل شود و دوباره تماشای زنجیرهای شروع شود.
آه، شادیهای معتاد پورن!
یک عادت اجتماعی
۳ دقیقهسلامت ذهن و بدن دلیل اصلی ترک است — و همیشه بوده. برای فهمیدن اعتیادآور بودن پورن به تحقیقات عصبشناسی نیاز نداریم. بدن ما پیچیدهترین شیء روی زمین است و هر معتاد از اولین جلسه میداند محرک میتواند زیادهروی و زهر شود.
تنها دلیل ورود به پورن همپوشانی چرخه با برنامهریزی تکاملی است: در دسترس، رایگان، بیستوچهار ساعته. زمانی «بیضرر» بود وقتی تصاویر ثابت بود و ویدیو نیاز به فروشگاه داشت. امروز حتی خود معتادان میدانند پورن محرک فراطبیعی و اعتیادساز است.
روزگار قدیم مرد «قوی» اعتراف به خودارضایی نمیکرد. امروز برای معتاد پورن اینترنتی برعکس است: احساس میکند به زن نیاز ندارد، آنلاین دور هم جمع میشوند، راهبرد میسازند. مرد امروز نمیخواهد به مواد وابسته باشد. انقلاب اجتماعی باعث شده همه جدی به ترک فکر کنند و پورن را بیفایده و مضر بدانند.
در انجمنها بیشتر درباره جنبه ضداجتماعی پورن صحبت میشود — دوران فخر به سکس روزانه جای خود را به بردگی هیولای پورن داده است.
تنها دلیل ادامه بعد از آگاهی: شکست در ترک یا ترس از تلاش. طیف وسیعی از علاقه وجود دارد — پرهیز از پورن، خودارضایی، ارگاسم. نگهداشتن منی، کارزا و جداسازی بخش تنتریک از تکثیری بحث میشود. بسیاری از «شکستها» در واقع سقوط رو به جلو هستند. بعد از شروع مسیر بدون پورن، بهترین برنامه را برای زندگی خود پیدا میکنی — اما هر مسیر، ارزش محدود کردن شستشوی مغز با ارگاسم و هرگز ندیدن پورن بهعنوان لذت یا چوبدستی را نشان میدهد.
جوامع آنلاین زیادی فقط ترک پورن و خودارضایی را هدف میگیرند — مفیدند اما اغلب روش اراده را ترویج میکنند؛ شمارش روزها خودپity میآورد. شستشوی مغزی زنده میماند؛ یکی میشکند و اثر دومینو پیش میآید. اما تلاششان بیهوده نیست — با شکنجه خود مرورگر را میبندند اما نه خواسته را. روش آسان برعکس است: اول نیاز و خواسته را میکشد، بعد مرورگر را.
هر روز معتادان بیشتری از کشتی غرقشونده فرار میکنند و باقیماندهها میترسند آخرین نفر باشند.
نگذار آخرین نفر تو باشی!
زمانبندی
۹ دقیقهجدا از اینکه پورن به تو سودی نمیرسد و همین الان زمان درست ترک است، «زمانبندی» مهم است. جامعه پورن اینترنتی را عادتی ناخوشایند و بیضرر میبیند — دروغ است. اعتیاد دارویی، بیماری و ویرانگر روابط است. بدترین اتفاق زندگی بیشتر معتادان همین گرفتار شدن است. اگر بمانند، فاجعه میآید. پس زمانبندی برای «حق درمان درست» مهم است.
اول زمانهایی را که پورن «مهم» به نظر میرسد شناسایی کن. اگر برای توهم آرامش استرس مصرف میکنی — دوره شلوغی کم یا تعطیلات. اگر در اوقات خستهکننده یا آرام مصرف میکنی — برعکس. جدی بگیر و مهمترین کار زندگیات کن.
سه هفته جلو را ببین و رویدادهایی که ممکن است شکست بیاورند پیشبینی کن — سفر کاری، غیبت شریک. مشکلی نیست اگر از قبل بدانی و احساس محرومیت نکنی. تا آن زمان مصرف را کم نکن — توهم «محرومیت لذتبخش» میسازد. حتی کمک میکند چند جلسه آخر را با آگاهی از ناامیدی، درد، بیحوصلگی و افسردگی داشته باشی و فکر کنی چقدر عالی است که دیگر مجبور نیستی.
در تله «الان نه، بعداً» نیفت و از ذهن بیرون نکن. همین الان برنامه بچین و منتظرش باش.
یادت باشد چیزی از دست نمیدهی — برعکس، دستاوردهای مثبت عظیمی در راه است.
سالها پزشکی پورن را بیضرر میدید — تفاوت تصویر ثابت دیروز و واقعیت مجازی امروز را نمیفهمید. هر معتاد برای تسکین هوس دوپامین مصرف میکند، اما گیرانداز شستشوی مغزی ناشی از اعتیاد است نه فقط ماده. آدم باهوش یکبار فریب میخورد؛ احمق کسی است که بعد از فهمیدن فریب ادامه دهد. خوشبختانه بیشتر معتادان احمق نیستند — فقط فکر میکنند هستند.
آلن کار در کتاب اصلی میگوید بعضیها میگویند «تا کتاب تمام نشود سیگار بکش» باعث میشود کتاب را نخوانند؛ اگر بگوییم «فوراً قطع کن» بعضی اصلاً شروع نمیکنند. زیبایی روش این است که در حین فرایند «ترک» نمیکنی — اول ترس و تردید را برمیداریم و با جلسه پایانی از آزادی لذت میبری.
این کتاب همان توصیه را نگه میدارد. با وجود گفتن «آسان و لذتبخش است»، بسیاری بهخاطر شستشوی مغزی درباره سختی ترک باور نمیکنند.
زمانبندی تنها فصلی است که جدی در توصیه آلن تردید میکنم. اگر استرس محل کار محرک است، تعطیلات را انتخاب نکن — سختترین زمان را انتخاب کن. وقتی در بدترین حالت ثابت کردی زندگی را دوست داری، بقیه آسانتر است. اما اگر این توصیه بود، اصلاً تلاش میکردی؟
مثال: خواهرم و من میخواهیم شنا کنیم. او انگشت را در آب میگذارد و نیمساعت بعد شنا میکند — شکنجه آهسته. من میدانم باید یکباره بپرم. اگر مجبورش کنم بدون شیرجه نتواند شنا کند، اصلاً نمیآید. مشکل همین است.
بسیاری از توصیه زمانبندی را بهانه «روز بد» کردهاند. بهترین توصیه در واقع همین است: الان! اما میپذیری؟ ظریفترین جنبه تله: وقتی استرس واقعی داریم فکر میکنی وقت ترک نیست؛ وقتی استرس نیست، تمایلی به پایان شکنجه نداریم.
از خود بپرس:
- آیا روز اول تصمیم گرفتی تا آخر عمر وابسته بمانی و هرگز نتوانی ترک کنی؟ البته نه!
- آیا بقیه عمر بدون ترک میمانی؟ البته نه!
- پس کی؟ فردا؟ سال بعد؟ همان سوالی نیست که از وقتی فهمیدی معتادی میپرسی؟ امید داری یک صبح بیدار شوی و دیگر نخواهی؟ خودت را فریب نده — با هر اعتیاد بیشتر گرفتار میشوی، نه کمتر.
تله واقعی باور است که «الان وقت مناسب نیست — فردا آسانتر است». بیشتر استرس واقعی از زندگی برده شده. حیوان وحشی هر بار از لانه بیرون میآید مثل جنگ ویتنام است — اما خرگوش دوام میآورد و ما هم هورمونهایش را داریم.
«اگر سلامت نداری، هیچ نداری» — درست است. وقتی قوی هستی اوج را لذت میبری و فرود را تحمل میکنی. بسیاری مسئولیت را با استرس اشتباه میگیرند؛ مسئولیت فقط وقتی استرس است که احساس کنی قوی نیستی. بیشتر را نه استرس، بلکه چوبدستی دروغین نابود میکند.
قبلاً تصمیم گرفتهای که بقیه عمر در تله نمیمانی. پس در نقطهای — آسان یا سخت — باید آزاد شوی. پورن عادت یا لذت نیست — اعتیاد و بیماری است. فردا آسانتر نمیشود؛ بدتر میشود. وقت ترک الان است. یک هفته از زندگیات چقدر زود میگذرد — همین کافی است. با پیروی از دستورالعملها حتی پنج روز یا سه هفته هم منتظر نمیمانی — ترک آسان و لذتبخش خواهد بود.
آیا از تفریح جا میمانم؟
۴ دقیقهنه! وقتی هیولای کوچک پورن بمیرد، بدن دیگر دنبال شات دوپامین نباشد و سرسرههای عصبی پورن در مغز به دلیل «روغنکارینشدن» کمکم خشک شوند، باقیماندهی شستوشوی مغزی هم محو میشود. آن وقت نهتنها از نظر جسمی و ذهنی برای فشارهای زندگی آمادهتری، بلکه از لحظههای خوب زندگی هم عمیقتر لذت میبری.
تنها خطر، تاثیر کسانی است که هنوز از سکس بهعنوان عصا و از پورن بهعنوان مسکن استفاده میکنند. «چمن همسایه سبزتر است» در خیلی از بخشهای زندگی دیده میشود، اما عجیب است که در مورد پورن هم همین خطا رخ میدهد: با اینکه معایبش عظیم است و «مزیت»هایش توهمیاند، معتاد سابق گاهی به معتاد فعلی حسادت میکند.
با آن حجم از شستوشوی مغزی اجتماعی از کودکی، افتادن در دام قابل فهم است. سوال مهم این است: چرا بعد از اینکه فهمیدی پورن چه بازی احمقانهای است و حتی ترکش کردی، دوباره مستقیم برمیگردی؟ چون جامعه پورن را با سکس قاطی میکند و عادی جلوه میدهد. بعد هم در موقعیت تنهایی یا ناامنی، ذهن میگوید «یک سر کوتاه بزن.»
این تناقض را خوب ببین: همهی غیرمعتادها از غیرمعتادبودن خود راضیاند، و تقریبا همهی معتادها هم ته دلشان آرزو میکنند کاش هیچوقت گرفتار نشده بودند. پس این حسادت از واقعیت نمیآید؛ از توهم میآید.
«فقط یک نگاه» وجود ندارد
صحنه را از زاویهی یک معتاد ببین، نه از زاویهی خیال. او بهسرعت تبها و پنجرهها را باز میکند، مدام جلو میزند، زود خسته میشود، دنبال تازگی و شوک میگردد و همهچیز به شکل خودکار پیش میرود. این لذت نیست؛ این فرار از خماری است. او فردای آن روز با انرژی کمتر، تمرکز ضعیفتر و ارادهی تحلیلرفته بیدار میشود و با اولین فشار زندگی دوباره به همان چرخه برمیگردد.
تو ممکن است لحظهای به او حسادت کنی، اما حقیقت این است که او به تو حسادت میکند. او چیزی را «میگیرد» که خودش مجبور شده برای تحمل زندگی به آن وابسته بماند.
چه کسی واقعا محروم است؟
گاهی معتاد سابق فکر میکند چون معتاد فعلی کاری میکند و او نمیکند، پس خودش محروم شده است. واقعیت برعکس است: این معتاد است که از چیزهای اساسی محروم میشود.
- سلامت
- انرژی
- اعتمادبهنفس
- آرامش ذهن
- شهامت
- آزادی
- عزتنفس
از عادتِ حسادتکردن به معتادان بیرون بیا و آنها را همانطور که هستند ببین: آدمهای گرفتار و رنجکشیده. ترحم، واکنش درستتری از حسادت است.
هیچکس به یک معتاد هروئین حسادت نمیکند. اعتیاد پورن هم همینطور است: با زمان بهتر نمیشود، بدتر میشود. اگر امروز از معتادبودن لذت نمیبری، فردا کمتر هم لذت خواهی برد. به معتادان حسادت نکن؛ برایشان دل بسوزان. آنها واقعا به این دلسوزی نیاز دارند.
آیا میتوانم تفکیک کنم؟
۴ دقیقهبعضی معتادان فکر میکنند میشود پورن را در یک «بخش جدا» نگه داشت: رابطه واقعی برای زندگی عاشقانه، پورن برای تخلیه پنهانی. این باور غلط است. مسیرهای عصبی پورن و تغییرات شیمیایی مغز، دیر یا زود وارد زندگی واقعی میشوند و جذابیت رابطه واقعی را پایین میآورند.
اگر پورن اینترنتی مصرف میکنی، عملا داری برای تماشاچیبودن تمرین میکنی: با کوچکترین افت دوپامین، دنبال کلیک بعدی میروی؛ دنبال صحنه تازهتر، شدیدتر یا عجیبتر میگردی. این الگو به مرور از رابطه واقعی قویتر میشود، چون در سایت پورن همیشه گزینه بعدی آماده است.
هر بار که روی سرسره پورن سوار میشوی، همان مسیر عصبی را روغنکاری میکنی. نشانههای محیطی هم این مسیرها را روشن میکنند: تنهایی، تخت خواب، موبایل، لپتاپ، شبهنگام، بیحوصلگی. نتیجه این میشود که مغز به جای پاسخ طبیعی به رابطه، به کلیک و تنوع شرطی میشود.
همان طور که در هر اعتیاد دیگری میبینیم، تحمل بالا میرود. مصرف قبلی دیگر علائم خماری را کامل نمیخواباند. جلسه تمام میشود، اما میل جلسه بعدی سریع برمیگردد. این همان گرسنگی دائمی است که با هر بار مصرف عمیقتر میشود.
چرا بسیاری از معتادان به تشدید بیپایان نمیروند؟ معمولا به دو دلیل:
- محدودیت مالی: نمیتوانند همیشه برای محتوای پولی هزینه کنند.
- محدودیت جسمی: بدن ظرفیت محدودی برای موجهای دوپامینی و ارگاسم دارد و سیستم عصبی ناچار میشود شدت پاسخ را کم کند.
وقتی هیولای کوچک از بدن خارج شود، حس ناامنی فروکش میکند. اعتمادبهنفس، آرامش و عزتنفس برمیگردد. این فقط ترک یک عادت نیست؛ بازپسگرفتن کنترل زندگی است. همین حس میتواند سکوی پرتابی شود برای حل مشکلات دیگر زندگی.
افسانه تفکیکسازی، یکی از ترفندهای هیولای کوچک است تا تو را در چرخه نگه دارد. چون گرسنگی دائمی هرگز به شکل کامل سیر نمیشود، بعضی معتادان برای پرکردن خلأ به سیگار، الکل سنگین یا مواد قویتر پناه میبرند.
انسان موجودی مقایسهگر است. وقتی پورن را وارد رابطه میکنی، ناخواسته خودت یا شریکت را با یک روایت نمایشی مقایسه میکنی؛ روایتی که بازیگری، تدوین، زاویهبندی و تنوع مصنوعی دارد. هیچ انسان واقعی نمیتواند با «کاتالوگ بیپایانِ آماده کلیک» رقابت کند.
پس پاسخ روشن است: نه، نمیتوانی تفکیک کنی. پورن دیر یا زود از آن بخش مخفی بیرون میآید و بهایش را از رابطه، میل طبیعی، آرامش و اعتمادبهنفس میگیرد.
از انگیزههای دروغین دوری کنید
۷ دقیقهبسیاری از معتادانی که با روش اراده جلو میروند، برای بالا نگه داشتن انگیزه سراغ «انگیزههای دروغین» میروند. مثلا با خودشان قرار میگذارند اگر یک ماه پورن ندیدند، برای خودشان هدیه بخرند. ظاهرا منطقی است، اما در عمل نتیجه معکوس میدهد: چون ذهن هنوز پورن را ارزشمند میبیند، پاداش بیرونی نمیتواند جای آن توهم را پر کند.
این کار فقط یک پیام پنهان به مغز میدهد: «داری از یک چیز خیلی مهم محروم میشی و باید در ازایش غرامت بگیری.» همین پیام، احساس فداکاری را بزرگتر میکند و احتمال لغزش را بالا میبرد.
نمونههای رایج انگیزه دروغین
- ترک میکنم تا مجبور شوم زندگی اجتماعی داشته باشم و رابطه واقعی بیشتری تجربه کنم.
- ترک میکنم تا یک انرژی جادویی بیاید و من از همه رقبا جلو بزنم.
- ترک میکنم تا گرسنگی و عطش بیشتری برای موفقیت در خودم بسازم.
اینها ممکن است تا حدی واقعی باشند، اما اگر ترک را به آنها گره بزنی، بازی را میبازی. اگر به هدفت برسی، بعد از فروکش تازگی دوباره خلأ حس میکنی. اگر نرسی، ناامیدی سراغت میآید. در هر دو حالت دوباره تله باز میشود.
وصلکردن ترک به نتیجههای بیرونی، تردید میسازد: «اگر ترک کردم و آن نتیجه را نگرفتم چی؟ نکند روش را اشتباه رفتم؟ نکند ترک فایده ندارد؟» همین سوالها ذهن را فرسوده میکنند و هیولای کوچک را تقویت میکنند.
پیمانهای گروهی چرا معمولا شکست میخورند؟
پیمانهای انجمنی یا آنلاین در ظاهر مفیدند، چون یک بازه زمانی وسوسه را محدود میکنند؛ اما غالبا به سه دلیل میشکنند:
- انگیزه غلط: وقتی دلیل ترک «فقط همراهی با دیگران» باشد، فشار بیرونی جای فهم درونی را میگیرد. فشار بیشتر، میل پنهانی بیشتر میسازد.
- وابستگی متقابل: روش اراده حس «دوره مجازات» میدهد. کافی است یک نفر کم بیاورد تا بقیه بهانه پیدا کنند.
- تقسیم اعتبار: وقتی ترک را تنها انجام میدهی، حس توانمندی شخصی قویتر است. در حرکت جمعی، این اثر رقیق میشود.
نسخه دیگری از انگیزه دروغین، وعدههای اغراقآمیز است: «با ترک، ابرقهرمان جنسی میشی» یا «زندگی یکشبه متحول میشه.» ترک پورن آزادی میآورد، کنترل تکانه را برمیگرداند و ذهن را بازسازی میکند، اما قرار نیست معجزه فانتزی بسازد یا بلیت لاتاری برنده کند.
حقیقت سادهتر و قویتر است: اگر خطرهای واقعی اعتیاد ــ از آسیب ذهنی و جسمی تا فرسایش اعتمادبهنفس و بردگی روانی ــ کافی نبوده که بیدارت کند, چند مشوق نمایشی هم کاری نمیکنند. حتی قربانیبودن را بدتر نشان میدهند.
به جای «چه چیزی به دست میآورم؟» اول بپرس: «الان دقیقا از پورن چه چیزی میگیرم؟» پاسخ: تقریبا هیچ.
تو چیزی برای از دست دادن نداری و چیزهای زیادی برای بهدستآوردن داری: آرامش ذهن, برانگیختگی طبیعیتر, ثبات عاطفی, و عزتنفس. این همان منطق شرط پاسکال است: زیان کوچک، احتمال سود بزرگ، بدون احتمال فاجعه.
بعضیها میپرسند: «پس اعلام عمومی کنم که دارم ترک میکنم؟» همیشه لازم نیست. گاهی این کار ناخواسته هیولای کوچک را مهمتر میکند و توجه ذهن را روی «نداشتن پورن» قفل میکند. کمک گرفتن خوب است, اما وابستگی به تایید بیرونی نه.
وقتی فکر وسوسه آمد، آن را سرکوب نکن. ببینش و نامگذاریش کن. مثلا بگو: «این صدای هیولای کوچک است, نه نیاز واقعی من.» همین فاصلهگذاری، اکسیژن فکر وسواسی را قطع میکند. تمرین ذهنآگاهی هم برای همین نقطه بسیار کمک میکند.
جمعبندی: انگیزه دروغین را کنار بگذار. ترک را به جایزه، رقابت، نمایش یا تایید دیگران گره نزن. با واقعیت پیش برو: پورن چیزی به تو اضافه نمیکند؛ فقط آرامش و آزادی را از تو میگیرد.
راه آسان برای توقف
۱۱ دقیقهراه آسان برای توقف پورن، در ظاهر خیلی کوتاه است:
- تصمیم قطعی بگیر که دیگر هرگز پورن نمیبینی.
- برای این تصمیم عزاداری نکن؛ از آن خوشحال باش.
شاید بپرسی: اگر همین بود، چرا کل کتاب لازم است؟ چون بدون پاکشدن توهمها، ذهن دیر یا زود دوباره معامله میکند. مشکل اصلی اعتیاد پورن، فقط وابستگی شیمیایی نیست؛ هسته اصلی، شستوشوی مغزی و باورهای غلطی است که مصرف را معنادار جلوه میدهد.
وقتی دشمن را میشناسی و تاکتیکهایش را میفهمی، بازی عوض میشود. آن وقت ترک از «تحملکردن» به «آزادشدن» تبدیل میشود.
چرا آخرین تلاش موفق میشود؟
تفاوت تلاش موفق با تلاشهای قبلی این است که دیگر ناخودآگاه مرورگر را باز نمیکنی؛ مکث میکنی و احساساتت را میبینی. میفهمی پورن نه لذت اصیل میدهد، نه احترام به خود، نه آرامش. فقط چرخهای از خماری و تسکین موقت میسازد.
وقتی به زندگی غیرمعتادها نگاه میکنی، میبینی آنها ضعیف نیستند؛ غالبا آرامتر، باثباتتر و اجتماعیترند. وقتی با معتادان سابق حرف میزنی، اکثرشان نمیگویند «دلمان برایش تنگ شده»؛ میگویند «کاش زودتر آزاد میشدیم.»
در این نقطه، جمله کلیدی معنا پیدا میکند:
چه بخواهم چه نخواهم، آخرین نوبت من تمام شده است.
این جمله «امید» نیست؛ «تصمیم» است. امید یعنی شاید. تصمیم یعنی تمام.
درد واقعی از کجاست؟
بسیاری از معتادان میترسند ماهها عذاب بکشند. اما آنچه آنها را میکشد، بیشتر از علائم جسمی، شک و دودلی است. خماری فیزیکی پورن در برابر دردهای جدی بدن بسیار خفیف است؛ آنچه آن را بزرگ میکند این فکر است: «نکند دارم چیز ارزشمندی را از دست میدهم.»
پس کلید کار این است که ترک را «قطعی و نهایی» کنی. نه با زور، بلکه با شفافیت. هر بار فکر تردید آمد، برعکسش عمل کن: تصمیمت را یادآوری کن و خوشحال باش که دیگر برده نیستی.
پنج اصل ذهنی قبل از شروع
- تو میتوانی: هیچ تفاوت اسرارآمیزی بین تو و دیگران نیست. تنها کسی که میتواند وادارت کند پورن ببینی، خودت هستی.
- چیزی را از دست نمیدهی: برعکس, سودهای بزرگ میگیری: سلامت بهتر, ثبات ذهنی بیشتر, لذت طبیعیتر از زندگی.
- «فقط یک نگاه» وجود ندارد: پورن اعتیاد زنجیرهای است. یک نگاه همان جرقه بازگشت چرخه است.
- پورن را عادت بیخطر نبین: این یک بیماری اعتیادی است که با گذر زمان شدیدتر میشود.
- «ترک» را قربانیدادن تصور نکن: تو چیزی را رها نمیکنی؛ داری از بردگی بیرون میآیی.
از لحظهای که تصمیم نهایی را میگیری، هویتت تغییر کرده است: تو دیگر کسی نیستی که زندگیش را با سایت پورن خراب میکند. همین الان، به هدف رسیدهای. لازم نیست بنشینی و منتظر بمانی «حسش» بیاید. بیرون برو و زندگی عادی را همان روز اول زندگی کن.
حال ذهنی درست یعنی نصف مسیر
اگر با حس اضطراب شروع کنی، معمولا یکی از این سه علت پشت پرده است: یا یکی از اصول بالا برایت جا نیفتاده, یا از شکست میترسی, یا با اینکه منطقا موافقی هنوز در سطح احساسی سوگوار هستی. هر سه مورد قابل اصلاحاند: مطالعه دوباره, ادامه مسیر, و یادآوری مداوم اینکه آزادی اتفاق افتاده است.
دو هشدار مهم:
- تصمیم «آخرین بار» را تا پایان مطالعه کامل به تعویق بینداز.
- عدد سه هفته را اشتباه نفهم: نه قرار است سه هفته زجر بکشی, نه بعد از سه هفته جادو رخ میدهد. اگر از روز اول شاد باشی, وسوسهها خاموش میشوند؛ اگر از روز اول عزادار باشی, بعد از سه هفته هم ذهن همان است.
مغز میخواهد وضع موجود را حفظ کند. اگر باور کند داری «چیز خوبی» را از دست میدهی, طبیعی است حس بد بسازد. پس وظیفه تو قبل از شروع روشن است: توهمِ «پورن چیزی به من میدهد» را کامل از بین ببر.
اختلال جنسی, شک به خود, و فرسودگی روانی اغلب محصول همین چرخهاند. با خروج از چرخه, فقط عملکرد جنسی بهتر نمیشود؛ مهمتر از آن, آزادی روانی برمیگردد. و این بزرگترین دستاورد است.
دوره ترک
۱۲ دقیقهتا حدود سه هفته بعد از آخرین مصرف، ممکن است دوره ترک را تجربه کنی. این دوره معمولا دو بخش جدا دارد که باید تفاوتشان را دقیق بفهمی:
- علائم ترک دوپامین: یک حس خالی و ناامن شبیه گرسنگی؛ همان حس «انگار باید الان یک کاری بکنم».
- محرکهای روانی: نشانههای محیطی مثل تنهایی، وبگردی بیهدف، تبلیغات، پیامها یا گفتگوهایی که ذهن را به مسیر قبلی هل میدهند.
بسیاری از شکستها از همینجا میآید که فرد این دو را قاطی میکند. علائم ترک دوپامین درد جسمی شدید نیستند، اما اثرشان را نباید دستکم گرفت. مثل گرسنگی: لزوما درد تیز ندارد، ولی میتواند آدم را کلافه و تحریکپذیر کند.
فرق مهم این است که بدن به غذا نیاز دارد، اما به پورن نیاز ندارد. اگر ذهنیت درست داشته باشی، این علائم هم قابلتحملاند و هم سریعتر فروکش میکنند.
چرا روش اراده گیر میکند؟
بعد از چند روز پرهیز، فشار شیمیایی معمولا کمتر میشود؛ اما شستوشوی مغزی میماند. ذهن عادت کرده در زمانها و موقعیتهای مشخص با پورن خودش را آرام کند. در نتیجه یک ارتباط خودکار شکل گرفته: «تنها هستم، پس باید پورن ببینم» یا «در تخت هستم، پس یک دور لازم است.»
این دقیقا مثل رانندگی با ماشینی است که جای دسته راهنما عوض شده: میدانی باید چه کار کنی، ولی مدتی اشتباه خودکار رخ میدهد. در ترک هم اوایل همین خطاهای خودکار فعال میشوند.
اگر در این مرحله فکر کنی «دارم چیزی را از دست میدهم»، عملا همان محرکها را تقویت میکنی. روش آسان برعکس عمل میکند: از روز اول شستوشوی مغزی را میزنی و هر محرک را به فرصتی برای تثبیت آزادی تبدیل میکنی.
محرک تنهایی و مقایسه اجتماعی
یکی از تلههای رایج، تنهایی در موقعیتهای اجتماعی است. فردی که احساس محرومیت میکند، وقتی صمیمیت دیگران را میبیند، ذهنش سریع به سرسره پورن میپرد چون «راحتتر» به نظر میرسد. اینجا ضربه سهگانه رخ میدهد: تنهایی، مقایسه، و عادت قدیمی. نتیجهاش این است که شستوشوی مغزی دوباره جان میگیرد.
حتی اگر فرد مدتی دوام بیاورد، ممکن است بعد از سالها هنوز گاهی هوس «فقط یک بار دیگر» را تجربه کند؛ هوسی برای چیزی که اساسا توهم بوده است. این یعنی شکنجه بیدلیل خود.
پورن دارونما نیست
بعضی معتادان سابق میگویند: «میدانم پورن فایدهای ندارد، اما شاید گاهی مثل قرص قندی کمک روانی بدهد.» این قیاس غلط است. دارونما علامت را ایجاد نمیکند؛ پورن چرا. پورن همان علائمی را که ظاهرا آرام میکند، خودش میسازد و بعد هم کامل آرامشان نمیکند.
فرض کن کسی در غم ازدستدادن شریک عاطفیاش است و کسی به او پیشنهاد میدهد «یک سر به سایت پورن بزن تا آروم بشی.» اگر این کار را بکند، در بهترین حالت یک تقویت لحظهای میگیرد، اما اصل غم سر جایش میماند. تازه یک مشکل جدید هم اضافه میشود: بیدارشدن دوباره هیولای کوچک.
حالا فرد باید بین دو درد انتخاب کند: یا علائم را تحمل کند، یا با مصرف بعدی دوباره زنجیره بدبختی را فعال کند. در حالی که همان تقویت موقت را میشد با پیادهروی، گفتوگو، کتاب یا حتی یک فیلم ساده هم گرفت؛ بدون ساختن وابستگی.
چطور دوره ترک را به نفع خودت تمام کنی
چه حس بدت از ترک دوپامین باشد چه از محرکهای ذهنی، واکنش درست این است که آن را بشناسی و نامگذاری کنی. بهجای ناله، به خودت بگو: «این صدای هیولای کوچک است؛ نشانه آزادی من است، نه کمبود من.»
در این سه هفته شاید یک تنش خفیف داشته باشی، اما همزمان یک اتفاق بزرگ در جریان است: تو داری یک بیماری اعتیادی را از بدنت بیرون میکنی. هر بار مقاومت، یک ضربه مرگبار به هیولاست.
گاهی ناگهان لینک پورن میبینی یا نشانهای یادت میاندازد. غافلگیر نشو. از قبل آماده باش. هر وسوسه یعنی هیولا هنوز برای بقا تقلا میکند؛ و هر «نه» تو یعنی ضعیفترشدن او.
اشتباه رایج: تلاش برای «فراموشی اجباری»
سعی نکن به زور پورن را فراموش کنی. این همان تلهای است که روش اراده را فرسایشی میکند. مثل بیخوابی است: هرچه بیشتر تلاش کنی «فکر نکنی»، بیشتر درگیر میشوی. در روزهای اول طبیعی است که یادت بیفتد؛ موبایل، لپتاپ و اینترنت همهجا هستند.
پس هدف فراموشی نیست؛ تغییر معناست. هر بار یادش افتادی، به خودت یادآوری کن: «اتفاق بدی نیفتاده؛ اتفاق فوقالعادهای افتاده: من دیگر برده نیستم.» همین تغییر معنا، وسوسه را از سوخت میاندازد.
تصمیمت را زیر سوال نبر
به محض شروع شک، چرخه ناله فعال میشود. وقتی شک آمد، همان لحظه جهتش را برگردان: اگر غمگینی، یادآوری کن پورن خودش علت بخش بزرگی از این غم بوده. اگر کسی لینکی فرستاد، با آرامش بگو: «دیگر به این نیاز ندارم.»
تو دلایل محکمی برای توقف داشتی: سلامت ذهن، کارکرد بدن، عزتنفس و آزادی. هیولای کوچک همیشه تلاش میکند خطرها را کوچک جلوه دهد. فریب نخور. حس سختی موقت است؛ اما هر دقیقهای که میگذرد تو را به خط پایان نزدیکتر میکند.
بعضیها میترسند تا آخر عمر مجبور باشند با تلقین زندگی کنند. لازم نیست. بطری پورن از اول هم خالی بود؛ فقط ذهنِ شستوشوشده آن را پر میدید. وقتی مدتی با صداقت به خودت بگویی «نه نیازش را دارم نه میخواهمش»، خیلی زود این جمله از تلقین به واقعیت بدیهی تبدیل میشود.
این نکته را آخرین کار نگذار: همین امروز دوره ترک را به چشم دوره درمان ببین، نه دوره محرومیت. آن وقت نهتنها دوام میآوری، بلکه واقعا آزاد میشوی.
فقط یک نگاه کوچک
۲ دقیقه«فقط یک نگاه» افسانهای است که باید از ذهن بیرون کنی:
- همان یک نگاه است که در ابتدا ما را به اعتیاد میکشاند.
- همان یک نگاه در لحظات سخت یا مناسبتهای خاص بیشتر تلاشهای ترک را میشکند.
- همان یک نگاه است که بعد از موفقیت دوباره به تله میاندازد — گاهی برای «ثابت کردن» که دیگر نیاز نداریم.
عواقب پورن وحشتناک است و معتاد فکر میکند دیگر گرفتار نمیشود — اما همین حالا هم گرفتار است. چیزی که اینقدر بد و گناهآلود است نباید دوباره انجام شود، با این حال انجام میشود.
اغلب توهم «یک جلسه خاص» مانع ترک است — بعد از سفر طولانی، روز سخت کاری، دعوا با بچهها، یا رد شدن توسط شریک. محکم بدان چیزی به نام «فقط یک نگاه» وجود ندارد. زنجیرهای است که تا آخر عمر ادامه دارد مگر بشکنی. افسانه مناسبت خاص باعث غم بعد از ترک میشود. عادت کن جلسه «بیاهمیت» را نبینی — توهم است. هر وقت به پورن فکر کردی، عمر کثیف پشت صفحه و بردگی را ببین. جرم نیست اگر نعوظت ضعیف است؛ جرم است اگر میتوانی بلندمدت شادتر باشی اما لذت کوتاهمدت را انتخاب کنی.
اشکالی ندارد همیشه «کاری برای پر کردن خلأ» نداشته باشی — در تمام عمر ممکن نیست. خوب و بد بدون ربط به پورن اتفاق میافتد. یا تمام عمر در بدبختی و پورن هستی یا نه — میانهای نیست. برای طعم بادام سیانید نمیخورید؛ پس خود را با «جلسه بیاهمیت» تنبیه نکن.
از معتادی بپرس: «اگر میتوانستی به قبل از معتاد شدن برگردی، معتاد میشدی؟» جواب همیشه: «مزاح هستی!» هر روز این انتخاب را داری — چرا انتخاب نمیکنی؟ ترس — ترس از ناتوانی در ترک یا زندگی متفاوت.
دست از خودکاری بردار. میتوانی — هر کسی میتواند. مسخرهآمیز آسان است اگر این اصول روشن باشند:
- چیزی برای ترک نیست — فقط دستاوردهای مثبت.
- هرگز «فقط یک نگاه» یا «این یکی مشکلی ندارد» — وجود ندارد؛ یک نگاه = عمر کثافت و بردگی.
- تو خاص نیستی — هر معتادی میتواند آسان ترک کند.
بسیاری فکر میکنند معتاد تأییدشده یا شخصیت اعتیادی دارند — از خواندن زیاد علوم اعصاب. چنین چیزی نیست؛ کسی با نیاز به خودارضایی با ویدیو به دنیا نمیآید. ماده گیر میاندازد، نه شخصیت. محرک فراطبیعی این باور را میسازد — باید از بین برود، وگرنه حتی بعد از مرگ هیولای کوچک، هنوز معتاد میمانی.
آیا برای من سختتر خواهد بود؟
۶ دقیقهترکیب بیپایانی از عوامل تعیین میکند هر معتاد چقدر راحت ترک کند: شخصیت، شغل، شرایط زندگی، زمانبندی، متابولیسم و غیره. بعضی مشاغل سختتر به نظر میرسند، اما اگر شستشوی مغزی برداشته شود، لزوماً اینطور نیست.
گاهی برای پزشکان سخت است. فکر میکنیم چون اثرات را میدانند آسانتر باشد؛ دلایل قویتری برای ترک میدهد، اما ترک را آسان نمیکند:
- آگاهی مداوم از خطر سلامت ترس میآورد — و ترس یکی از شرایطی است که احساس نیاز به تسکین علائم ترک میکنی.
- کار پزشک فوقالعاده پراسترس است و معمولاً نمیتواند در حین کار استرس اضافهٔ ترک را تحمل کند.
- گناه اضافه دارد — احساس میکند باید الگوی جامعه باشد؛ فشار بیشتر، حس محرومیت بیشتر.
بعد از روز سخت، وقتی استرس لحظهای با پورن تسکین مییابد، آن جلسه اشتباه به کل تسکین نسبت داده میشود. پورن در لحظهٔ ترک «گرانتر» به نظر میرسد. این همان الگوی معتاد تفننی است: هر جا مجبور به خودداری طولانی باشی. در روش اراده محروم و ناراحت میمانی؛ در روش آسان، اگر شستشوی مغزی برداشته باشد، استراحت و خواب را حتی در حین التماس مغز به دوپامین لذت میبری.
موقعیت سخت دیگر: حوصلهسری، بهویژه همراه استرس — دانشجو، والد تنها، کار یکنواخت ولی فشارناک. در روش اراده ساعتها فرصت غمگساری دربارهٔ «از دست دادن» داری. اگر ذهنیت درست باشد، هر یادآوری ترک را لحظهٔ شادی میکنی: «دارم از هیولای شرور خلاص میشوم.»
با نگرش مثبت، علائم به لحظات لذت تبدیل میشوند. هر معتاد — هر سن، جنسیت، شغل — میتواند آسان و لذتبخش ترک کند، به شرط پیروی از همهٔ دستورالعملها.
۲۴.۱ دلایل اصلی شکست
اول: محرکهای بیرونی — تبلیغ، خبر، مرور وب، حسادت به صمیمیت در جمع. قبلاً گفتیم: «فقط یک نگاه» وجود ندارد. زنجیرهٔ بردگی ذهنی را شکستهای — شاد باش. معتاد به تو حسادت میکند؛ تو برایش ترحم کن.
دوم: روز بد. قبل از شروع بدان چه معتاد باشی چه نباشی روز خوب و بد داری. برای پاپ و قاتل هم باران میبارد. در روش اراده، روز بد = غم برای «رفتن به سایت پورن» و بدتر شدن. غیرمعتاد جسمی و ذهنی برای استرس آمادهتر است. روز بد در دورهٔ ترک؟ بپذیرش: «امروز خوب نیست، اما پورن درمانش نمیکند. فردا بهتر است — و من اعتیاد وحشتناک را رها کردهام.»
معتادان منفیهای پورن را مسدود میکنند؛ «مه مغزی» ندارند، فقط «کمی افسردهاند». وقتی مشکل زندگی داری و به پورن فکر میکنی، خوشحالی؟ نه. بعد از ترک، هر مشکل را به ترک نسبت میدهی: «در چنین روزی جلسه داشتم» — درست، اما پورن مشکل را حل نکرد؛ با غم برای چوبدستی خیالی خود را تنبیه میکنی. تصمیم درست گرفتهای — چرا با تردید عذابش بدهی؟
نگرش مثبت همیشه ضروری است.
جایگزینها
۵ دقیقهنمونههای جایگزین: محدود کردن به مجله، تصویر ثابت، «رژیم پورن» و غیره. هیچکدام را استفاده نکن. سختتر میکنند، نه آسانتر. جایگزین = پذیرفتن که به پورن برای پر کردن خلأ نیاز داری؛ مثل تسلیم شدن به آدمربا یا قشقرق کودک — علائم ادامه مییابد و شکنجه طولانیتر. جایگزین علائم را برطرف نمیکند؛ فقط به فکر پورن نگهت میدارد.
به خاطر بسپار:
- جایگزینی برای پورن وجود ندارد.
- به پورن نیاز نداری. غذا نیست — سم است. علائم ترک مال معتادان است، نه غیرمعتادان. آنها را مرگ هیولای کوچک ببین.
- پورن اینترنتی خلأ میسازد؛ پر نمیکند. هرچه زودتر به مغز یاد بدهی تماشا لازم نیست، زودتر آزاد میشوی. از هر چیز شبیه پورن — مجلهٔ مردانه، فیلم، رمان عاشقانه، تبلیغ — دوری کن. صحبت از عشق و سکس اشکالی ندارد؛ پورن نه. درصد کمی با پورن «ملایم» یا رژیم موفق میشوند و موفقیت را به آن نسبت میدهند — در واقع با وجود آن ترک کردهاند، نه بهخاطرش.
رژیم منطقی به نظر میرسد اگر تله را کامل نفهمی: دو دشمن — شکستن عادت و تحمل علائم وحشتناک. پس یکییکی: اول هفتهای یک بار، بعد کمتر. منطقی است، اما غلط: پورن عادت نیست — اعتیاد دوپامین است و درد ترک تقریباً غیرقابل احساس است. هدف: کشتن هر دو هیولا هرچه سریعتر. جایگزین عمر هیولای کوچک و شستشوی مغزی را طولانی میکند. روش آسان فوراً ترک میکند و شستشوی مغزی را قبل از جلسهٔ پایانی میکشد.
چطور همان ماده را برای درمان همان اعتیاد توصیه کنی؟ داستانهای زیادی از کسانی که پورن سخت را ترک کردند اما به «جایگزین امن» معتاد شدند. اولین کلیپ پرسرعت هم «بد» نبود. بعضی پرخوری میکنند — حس خالی جلسه شبیه گرسنگی است، اما یکی دیگری را سیر نمیکند؛ پرخوری فقط بیشتر به فکر پورن میاندازد. رژیم و پورن ملایم تو را وسط کشیدن طناب میگذارد.
شر اصلی جایگزین: طولانی کردن شستشوی مغزی. برای آنفلوانزا بعد از بهبودی جایگزین لازم داری؟ نه. «نیاز به جایگزین» یعنی قربانی میدهی — همان افسردگی روش اراده. معتاد تفننی باور محرومیت از «پاداش کوچک» را سخت رها میکند — مثل کسی که در سفر یا مراسم خانوادگی آنلاین نمیرود. «بدون پورن نمیدانم چطور آرام شوم» — یعنی جلسه پاداش واقعی نبود؛ معتاد بود که باید خارش را بخاراند.
جلسات پورن پاداش واقعی نبودند — مثل پوشیدن کفش تنگ برای لذت برداشتن. اگر پاداش کوچک میخواهی: کفش یا لباس زیر یک سایز کوچکتر بپوش تا استراحت — احمقانه است؟ درست — همان کاری است که معتادان میکنند. به زودی آن «پاداش» لازم نیست و برای معتادان باقیمانده ترحم میکنی.
اگر هنوز بازدید را پاداش واقعی بدانی یا جایگزین بخواهی، محروم و ناراحت میمانی و احتمالاً دوباره میافتی. برای استراحت واقعی — مثل خانهدار، معلم، پزشک — به زودی بیشتر لذت میبری چون معتاد نمیشوی. جایگزین لازم نیست. علائم التماس دوپامین است و زود میرود. چند روز از آن بهره ببر و از رهایی از بردگی لذت ببر.
آیا باید از وسوسه دوری کنم؟
۵ دقیقهتا اینجا توصیهها مستقیم و دستوری بودهاند — دلایل عملی و هزاران مورد تأییدشان کرده. دربارهٔ اجتناب از وسوسه اینطور نیست؛ هر معتاد خودش تصمیم میگیرد. دو نکته کمک میکند. ترس از علائم ترک آینده ما را تا آخر عمر نگه میدارد — دو فاز دارد.
فاز اول: «چطور بدون پورن زنده بمانم؟»
احساس پانیک وقتی تنها هستی یا شریک بیعلاقه یا در دسترس نیست. علائم ترک نیست — ترس روانی وابستگی: «بدون سکس و ارگاسم نمیتوانم.» در آستانهٔ ترک، وقتی علائم کمتریناند، به اوج میرسد. ترس از ناشناخته — مثل یادگیری شیرجه.
تخته یک فوت است اما شش فوت به نظر میرسد؛ آب شش فوت عمق دارد اما یک فوت. پرش سختترین بخش است — بقیه آسان. بسیاری با اراده قوی هرگز تلاش نکردهاند یا فقط چند روز دوام آوردهاند. بعضی با «رژیم پورن» با تصمیم به ترک، پرخوری و تشدید سریعتر از قبل دارند — تصمیم پانیک میآورد، استرس، محرک سایت پورن؛ حالا نمیتوانی، محرومیت، استرس بیشتر.
نگران نباش — پانیک روانی است. حقیقت: وابسته نیستی، حتی وقتی معتادی. پانیک نکن — بپر.
فاز دوم: ترس بلندمدت
ترس از اینکه موقعیتهای آینده لذت نباشند یا بدون پورن با بحران کنار نیایی. برعکس خواهد بود. اجتناب دو دسته دارد:
«هفتهای یک بار رژیم میگیرم — اگر سخت شد میروم آنلاین.» نرخ شکست خیلی بالاتر از ترک کامل. لحظهٔ بد در دورهٔ ترک = بهانه برای مرورگر. اگر شکستن قانون خودت خجالتآور باشد، احتمال مقاومت بیشتر است؛ علائم شاید گذشته بود. اما دلیل اصلی: از اول کاملاً متعهد نبودی. دو ضرورت: قطعیت و «چه عالی که دیگر به پورن نیاز ندارم.» اگر هنوز به سایت نیاز داری، دوباره بخوان — هیولای بزرگ هنوز زنده است.
«در دورهٔ ترک از موقعیت استرسزا یا اجتماعی دوری کنم؟» استرسزا: بله، فشار اضافه نیاور. اجتماعی — بار، کلاب: برعکس؛ برو و لذت ببر. حتی در اعتیاد به سکس یا بخش تکثیری نیاز نداری. ثابت میکند زندگی بدون این فشارها بهتر است — و وقتی هیولای کوچک برود، خیلی بهتر.
لحظه آگاهی
۶ دقیقهمعمولاً ظرف سه هفته پس از فرار، معتاد سابق «لحظهٔ آگاهی» را تجربه میکند: آسمان روشنتر، شستشوی مغزی تمام — دیگر به خود نمیگویی پورن لازم نیست؛ ناگهان میفهمی آخرین نخ پاره شده و بقیهٔ عمر بدون آن لذت میبری. از این نقطه معتادان را با ترحم میبینی.
روش اراده این لحظه را نمیدهد — خوشحالند اما فکر میکنند قربانی دادهاند. هرچه اعتیاد بیشتر بوده، لحظه شگفتانگیزتر و ماندگارتر. لذت نداشتن نیاز به پورن را نمیتوان بازآفرینی کرد؛ اگر افسردهای، یادآوری کن چقدر زیباست که به آن اعتیاد وابسته نیستی. بسیاری آن را از بزرگترین رویدادهای زندگی میدانند. اغلب نه بعد از سه هفته — بعد از چند روز.
برای من قبل از پایان آخرین بازدید بود. بسیاری قبل از انتهای کتاب میگویند: «دیگر لازم نیست بگویی — میدانم هرگز به پورن نیاز نخواهم داشت.» اگر همهٔ دستورالعملها و روانشناسی را بفهمی، باید فوراً اتفاق بیفتد.
راهنمای «پنج روز» و «سه هفته» دو مشکل دارد: کاشتن باور به رنج؛ انتظار تقویت در پایان دوره — بعد روز بد غیرمرتبط با اعتیاد میآید و افسردگی. بدون راهنما ممکن است عمر را منتظر چیزی بگذرانی که نمیآید — همان سرنوشت روش اراده.
پنج روز و سه هفته تاریخ قطعی نیستند — بازتاب بازخورد سالهاست. حدود پنج روز بعد اعتیاد دیگر شغل اصلی ذهن نیست. اغلب در موقعیت استرس یا اجتماعی که قبلاً بدون پورن سخت بود، ناگهان میبینی لذت میبری یا کنار میآیی — و اصلاً به پورن فکر نکردهای. آنجا آزاد هستی.
حدود سه هفته بیشتر شکستهای جدی روش اراده است: حس میکنی میل نداری — میخواهی ثابت کنی — مرورگر — عجیب است، رها کردهای — اما دوپامین تازه سرسره را روغن میکند. بعد از اتمام، دوپامین میرود: «رها نکردی، یکی دیگر میخواهی.» فوراً برنمیگردی — بعد میگویی «گیر نیفتادم، پس یکی دیگر ضرر ندارد» — سرسره. کلید: منتظر لحظهٔ آگاهی نمان — با بستن مرورگر تمام شد؛ اکسیژن هیولای کوچک قطع شد. هیچ نیرایی نمیتواند مانع آزادی شود مگر غمگساری یا انتظار. زندگی کن — لحظه زود میرسد.
آخرین بازدید
۹ دقیقهبا تعیین زمان، برای آخرین بازدید آمادهای. قبلش دو ضرورت را بررسی کن:
- آیا از موفقیت مطمئنی؟
- غم و ناامیدی داری، یا هیجان دستاورد بزرگ؟
اگر تردید داری، دوباره بخوان. هرگز تصمیم نگرفتی در تله بیفتی — تله برای بردگی مادامالعمر طراحی شده. برای فرار باید تصمیم مثبت بگیری: همین حالا متوقف میشوم و آخرین بازدید را میکنم.
تنها دلیل خواندن این کتاب این است که میخواهی فرار کنی. پس همین حالا تصمیم بگیر و قاطعانه قول بده: وقتی پنجرهٔ مرورگر خصوصی را میبندی — آسان یا سخت — دیگر هرگز به سایت پورن نمیروی. شاید چند بار قول دادهای و شکست خوردهای — بدترین اتفاق شکست است؛ چیزی برای از دست دادن نداری، همهچیز برای به دست آوردن.
به شکست فکر نکن — ترک نه تنها احمقانهآسان است، از فرایندش لذت میبری. این بار روش آسان!
- همین حالا قول قاطعانه بده و جدی باش.
- آگاهانه در سایت مورد علاقه مرور کن؛ تلاش مدیران، بازیگران و آماتورها برای شوک و فراطبیعی بودن را ببین و بپرس لذت کجاست.
- مرورگر را نه با «هرگز نباید بروم» یا «اجازه ندارم» بلکه با آزادی ببند: «چه عالی! آزادم! دیگر بردهٔ پورن نیستم!»
- چند روز «خرابکار کوچک» در شکم حس میکنی — میل به جلسه. هیولای کوچک = التماس دوپامین؛ اشتباه رایج: «سه هفته طول میکشد بمیرد پس باید با اراده مقاومت کنم.» بدن به دوپامین پورن التماس نمیکند — فقط مغز.
اگر چند روز میل به نگاه داشتی، مغز انتخاب دارد: آن را همان احساس خالی و ناامن بداند که با اولین بازدید شروع شد — و بگوید «ییپی! من غیرمعتادم!» یا التماس کند و عمر را رنج ببرد. بگویی «هرگز نمیخواهم» و عمر بگویی «دوست دارم بروم»؟ همان کار روش اراده.
تصویر ذهنی مفید است: آرام بنشین، تلفن زنگ میزند — سیگنال را نادیده میگیری. آگاهی داری اما اطاعت نمیکنی. سیگنال خودش قدرتی ندارد — عادت بود. عادت جدید: عدم پاسخ — نه مبارزه، بلکه آرامش و نادیده گرفتن.
— ماکسول مالتز، سایبرنتیک جدید روان، فصل ۱۲
تردید و انتظار سخت میکند. هرگز در تصمیم تردید نکن — درست است. هدف ترک «هرگز تماشا نکنم» نیست — بسیاری این کار را میکنند اما عمر را محروم احساس میکنند. تفاوت معتاد و غیرمعتاد: غیرمعتاد نیاز و میل ندارد، اراده لازم نیست. همان هدف تو — در قدرت توست. لحظهٔ بستن پنجرهٔ آخر تمام شد — تو همین حالا غیرمعتاد شاد هستی!
غیرمعتاد شاد میمانی اگر:
- در تصمیم تردید نکنی.
- منتظر غیرمعتاد شدن نمانی — فوبیا میسازی.
- سعی نکنی به پورن فکر نکنی یا منتظر «لحظهٔ آگاهی» نمانی.
- جایگزین استفاده نکنی.
- معتادان را ببینی و برایشان ترحم کنی، نه حسادت.
روز خوب یا بد — زندگی را فقط بهخاطر ترک عوض نکن؛ قربانی واقعی میشود. چیزی از دست ندادهای — از بیماری و زندان نجات یافتهای. با بهبود سلامت، اوجها بالاتر و فرودها کمتر از دوران معتادی. هر بار به پورن فکر کردی: «ییپی! من غیرمعتادم!»
۲۸.۱ هشدار پایانی
هیچ معتادی با دانش امروز به قبل از گرفتار شدن برنمیگردد تا دوباره شروع کند. هزاران نفر سالها آزاد بودند و دوباره افتادند. ترک آسان است — شروع دوباره هم آسان است. هرگز به هیچ دلیلی پورن نبین. رسانه را با ذهنیت «آزادی» و پورن در جریان اصلی فریب نخور. اولین نگاه چیزی به تو نمیدهد — بدون علائم ترک لازم نیست — احساس وحشتناک میکند؛ فقط لذت دوپامین را در ذهن میگذارد و صدای کوچک: «یکی دیگر.» انتخاب: مدتی ناراحت، یا زنجیرهٔ کثیف از نو.
بازخورد
۱۲ دقیقهاین جنگ علیه معتادان نیست — علیه تلهٔ صنعت پورن است — و چون از آن لذت میبرم میجنگم. هر بار کسی از زندان فرار کند، لذت عظیمی حس میکنم. اما ناامیدی هم هست — عمدتاً از دو دسته معتاد. با وجود هشدار فصل قبل، هنوز شگفتزدهام از کسانی که ترک آسان داشتند، بعد دوباره گرفتار شدند و بار دوم موفق نشدند.
مثل کسی در باتلاق تا گردن — بیرونش میکشی، سپاسگزار است، شش ماه بعد مستقیم برمیگردد. معتادانی که ترک آسان و شروع دوباره دارند مشکل خاصاند — وقتی آزاد شدی لطفاً همان اشتباه را تکرار نکن. فکر میکنند چون هنوز گرفتارند و دوپامین را از دست دادهاند برمیگردند؛ در واقع ترک آنقدر آسان بود که ترس از پورن رفت: «یک جلسه پراکنده — اگر دوباره گیر بیفتم، باز آسان ترک میکنم.»
اینطور نیست: ترک آسان است، کنترل اعتیاد غیرممکن. تنها چیز لازم برای ترک: استفاده نکردن.
معمولاً بهخاطر سوءفهم «آسان» در روش آسان برمیگردند.
کسی روی سیمان سرد اتاق یخزده نشسته؛ پنجره روز بهاری — در قفلنشده.
خروج اراده میخواهد؟ نه. فرار سختتر از ماندن؟ نه — کمی آسانتر. چرا کسی عاقل ماهها ناامیدی میپذیرد مگر فریب خورده باشد؟ روش آسان پرده را کنار میزند تا بیرون واضح دیده شود و توهم وحشت بیرون و راحتی اتاق برود.
دستهٔ دیگر: ترس از تلاش یا مبارزهٔ بزرگ. مشکلات اصلی:
ترس از شکست. شکست شرم ندارد؛ تلاش نکردن احمقانه است. بدترین حالت شکست — از وضع فعلی بدتر نیستی. تلاش نکنی، شکست تضمین است.
ترس از درد. اگر هرگز پورن نبینی چه بدی میافتد؟ هیچ. اگر ببینی — وحشتناک؛ شرط پاسکال را بخوان. پانیک از دوپامین است و میرود. بزرگترین برد: رهایی از ترس. معتادان واقعاً میخواهند نعوظ ضعیف و لذت وهمآور داشته باشند؟ پانیک؟ نفس عمیق. با دیگران بدحال شدی؟ برو گاراژ یا جای خلوت.
گریه شرم ندارد — طبیعت تنش را کم میکند. به مردان جوان یاد ندهیم گریه نکنند. فریاد، لگد — مثل بوکسی که نمیبازی. زمان نمیایستد؛ هر لحظه هیولای کوچک میمیرد. از پیروزی حتمی لذت ببر.
پیروی نکردن از دستورالعملها. بعضی میگویند روش کار نکرد — تقریباً همه را نادیده گرفتهاند. چکلیست انتهای فصل.
سوءفهم دستورالعملها:
«نمیتوانم به پورن فکر نکنم.» — اگر بکشی فوبیا و بدخلقی. مثل خواب — هرچه بیشتر تلاش، سختتر. مهم چیزی است که فکر میکنی: «دوست دارم ببینم» یا «کی آزاد میشوم؟» = بدخلق. «ییپی! آزادم!» = شاد.
«هیولای کوچک کی میمیرد؟» — دوپامین سریع میرود؛ احساس خالی شبیه گرسنگی یا استرس است. پورن فقط سطحش را بالا میبرد. روش اراده: هرگز مطمئن نیستی. منتظر رفتن علائم نمان — شک میآوری. ترک غیرقابل احساس است مگر بترسی. منتظر «حس متفاوت» بمانی، شک میآید.
«لحظهٔ آگاهی نیامده.» — انتظار = فوبیا. سه هفته روش اراده — دوست پرسید چطوری. «سه هفته زنده ماندم.» — «یعنی چی؟ بقیهٔ عمر هم زنده میمانی؟ منتظر چی؟ انجام دادی — غیرمعتادی.» متأسفانه برگشتم — اما نکته ماند: غیرمعتاد میشوی وقتی مرورگر را میبندی. از اول شاد باش.
«هنوز به پورن میل دارم.» — تناقض: میخواهی غیرمعتاد باشی و میگویی پورن میخواهی؟ غیرمعتادان به سایتهای کثیف میل ندارند. خودت را تنبیه نکن.
«از زندگی کنار کشیدم.» — چرا؟ فقط خودکشی را متوقف کن. زندگی را متوقف نکن. چند روز علائج تقریباً غیرقابل احساس ترک دوپامین — همان چیزی که تمام عمر در خواب، کلیسا، سوپرمارکت تحمل میکردی. پورن مناسبت نمیسازد — میدزدد. حتی در التماس، غذا و جمع عالی است. برو به مهمانی — محروم نیستی، آنها هستند. ترک موضوع گفتگوی عالی است. دوستان شگفتزده از شادی و سرزندگی تو.
«بدخلقم و تحریکپذیرم.» — دستورالعمل را رعایت نکردهای. بعضی با باور کامل شروع میکنند با غم — کاری که هر معتاد روی زمین میخواهد. هر فکر پورن: «ییپی! آزادم!» چرا منتظر؟ از همین حالا.
«یک هفته/ماه/شش ماه خوب بودم — دوباره افتادم.» — ترس خود علامت است. تسلیم = ترس بیشتر، تغذیه هیولای کوچک. شستشوی مغزی عوض نشده — فقط دوپامین به فرایند فکر دادهای. لغزش رو به جلو — دستورالعمل را بفهم و شاد باش.
۲۹.۱ چکلیست
با این دستورالعملها شکست نمیخوری:
- قسم: هرگز آنلاین به سایت پورن نرو، تصویر ثابت، گرافیک شهوانی، یا هر محرک فراطبیعی — و پایبند بمان.
- هیچ چیز برای ترک نیست — نه لذت واقعی، نه چوبدستی؛ توهم است، مثل کوبیدن سر به دیوار برای لذت توقف.
- «معتاد تأییدشده» وجود ندارد — یکی از میلیونها در تله؛ مثل میلیونها معتاد سابق که فکر میکردند نمیتوانند فرار کنند.
- مزایا و معایب همیشه: «دیگر نکن. احمقی!» — در تصمیم درست تردید نکن. شرط پاسکال: بدون باخت، برد بالا.
- به پورن فکر کردی؟ «ییپی! من غیرمعتادم!»
- جایگزین نه؛ لپتاپ کنار تخت برای «چالش» نه؛ از نمایش و مجله فرار نکن؛ سبک زندگی را فقط بهخاطر ترک عوض نکن.
- منتظر «لحظهٔ آگاهی» نمان — زندگی کن؛ زود میرسد.
کمک به غرقشدگان
۸ دقیقهمعتادان امروز پانیکاند — حس میکنند نگرش به پورن اینترنتی در حال تغییر است. ماهیت اعتیادآورش بیشتر مطالعه میشود و از پورن سنتی متمایز دیده میشود. سهولت و دسترسی حتی حامیان پورن را نگران میکند. جنگ آزادی بیانشان را عناصر دیگر دزدیده. اینترنت بدون نظارت محدودیت سنی را تقریباً غیرممکن میکند. به زودی تمام نمیشود — اما صدها هزار نفر ترک میکنند. هر بار یکی از کشتی غرقشونده میرود، باقیماندهها بدتر احساس میکنند.
هر معتاد میداند احمقانه است جلوی پیکسل دو بعدی بنشینی، مغز را بیشتحریک کنی و مسیرهایی بسازی که عملکرد جنسی را ضعیف میکند. با مجلهٔ پورن وسط شهر صحبت کن — تفاوت: گرما و صمیمیت را آنطور نمیگیری. اگر در خرید از الکل و سیگار دوری میکنی، میتوانی از سایت پورن هم. معتادان دلیل منطقی ندارند — اما اگر دیگران هم بکنند احمق نیستند.
معتادان دروغ میگویند — به محقق، اطرافیان، خودشان. شستشوی مغزی برای حفظ احترام لازم است. باید «عادت» را توجیه کنند — همیشه مزایای وهمآور را تبلیغ میکنند.
ترک با روش اراده = محرومیت و شکایت — به دیگران ثابت میکند درست ادامه میدهند. معتاد سابق موفق دیگر نیازی به توجیه ندارد. ترس سر معتاد را در شن نگه میدارد. ترس را بردار: بگو چقدر عالی است زندان نباشی، صبح سالم بیدار شوی، از بردگی آزاد باشی — یا کتاب را بخواند.
معتاد متأهل را تحقیر نکن — عمداً رابطه را خراب میکند یا «ناپاک» است. تصور غلط: معتاد سابق بدترین است — بهخاطر روش اراده و باور قربانی. حمله به معتاد فقط او را بدتر و نیازش به پورن را بیشتر میکند.
تغییر نگرش پزشکی دلیل اصلی ترک امروز است — اما ترک را سختتر میکند. بیشتر فکر میکنند برای سلامت ترک میکنند — دقیقاً نیست. خطر سلامت دلیل اصلی است — اما سالها به قدرت جنسی آسیب زدهاند و تفاوتی نکرده. دلیل واقعی: جامعه پورن را اعتیاد میبیند. شریک نیمهشب با لپتاپ سؤال میپرسد.
ممنوعیت یا قطع اینترنت = معضل مسافر. فکر میکنند مصرف کم میشود — یک هفته خودداری، ذهن و بدن تشنه. بازدید «گران» میشود. خودداری اجباری مصرف را کم نمیکند — وقتی تنها شد بیشتر میخورد. فقط ارزش و وابستگی را حک میکند. بدترین اثر: نوجوانان. تولیدکنندگان نوجوان را هدف میگیرند — بعد در استرسبارترین دوره «باید ترک کنی» — بسیاری نمیتوانند و گناه عمر میبرند.
بعضی موفق میشوند: «فعلاً این کار را میکنم، بعد درمان میشوم.» درد یافتن کار — بعد شغل = بزرگترین «مستی». امنیت — ماشهٔ قدیمی. قبل از بوی لپتاپ جدید، آستانهٔ سایت. هیجان احساسات بد را میپوشاند — قصد وابستگی نیست — «فقط یک نگاه» — دیر شد.
معتاد هروئین مجرم است اما جامعه کمک میکند. همان نگرش به معتاد پورن: نمیخواهد — فکر میکند باید. سالها عذاب ذهنی و جسمی. مرگ سریع بهتر از آهسته — معتاد را حسادت نکن؛ شایستهٔ ترحم است.
توصیه به غیرمعتادان
۱۳ دقیقه۳۱.۱ کمک کنید دوستان معتاد این کتاب را بخوانند
اول، مطالب این کتاب را بخوانید و جای معتاد را بگیرید. با اینکه دارید سلامتیشان را خراب میکنید یا با آتش بازی میکنند، مجبورشان نخوانند. آنها این را از شما بهتر میدانند. معتادان به تماشای پورن ادامه نمیدهند چون از آن لذت میبرند یا میخواهند، فقط این را خودشان و دیگران میگویند تا احترام خود را حفظ کنند. آنها این را میکنند چون به پورن وابسته هستند، چون فکر میکنند آنها را آرام میکند، شجاعت یا اعتماد به نفس میدهد (لذت یا وسیله کمکی) و چون احساس میکنند زندگی هرگز بدون «جنسیت» لذتبخش نخواهد بود — حداقل نسخه خودشان از آن. اگر سعی کنید معتاد را مجبور به ترک کنید، احساس حیوانی محاصره شده میکنند و بیشتر از قبل به پورن میل پیدا میکنند. این ممکن است آنها را به معتاد مخفی تبدیل کند و پورن در ذهنشان حتی ارزشمندتر شود.
به جای آن، روی جنبه دیگر سکه تمرکز کنید. آنها را در جمع معتادان سابق (وبلاگها، انجمنها، وبسایت یور برین آن پورن، انجمن نوفاپ و غیره، هرچند مراقب ترویج روش اراده باشید) ببرید. به معتاد بگویید که آنها هم فکر میکردند تا آخر عمر گیر افتادهاند و زندگی چقدر به عنوان غیرمعتاد بهتر است. وقتی به آنها قانع شدید که میتوانند ترک کنند، ذهنشان شروع به باز شدن میکند. سپس توضیح دهید که توهم ایجاد شده توسط علائم ترک چگونه است. نه تنها «راشهای دوپامین» به آنها انگیزه نمیدهند، بلکه اعتماد به نفس آنها را از بین میبرند و آنها را تحریکپذیر و خسته میکنند.
حالا باید آماده خواندن این کتاب باشند و انتظار داستانهای بیپایان درباره برانگیختگی غیرقابل اعتماد، نفوذ ضعیف، اختلال نعوظ، زودانزالی و غیره را دارند. توضیح دهید که این رویکرد کاملاً متفاوت است و ارجاعات به بیماری تنها بخش کوچکی از مطالب است.
به طور خلاصه، اجازه ندهید این در تاریکی بمیرد. به دوستانت بگو، اما عجیب نباش. اگر سعی کنید «برنده» مکالمه باشید یا بحث کنید، فقط موفق به دوری از آنها و افزایش بیشتر ترسشان میشوید.
۳۱.۲ آیا باید به شریک عاطفیام بگویم؟
آیا باید همسر، دوستدختر یا شریکم را درباره عادتام بگویم؟ (با هدف کمک به شما در ترک.) چند عامل در اینجا نقش دارند.
اگر قبلاً در ترک کردن با روش اراده ناموفق بودهاید و به شریکتان گفتهاید، در مورد رویکرد جدیدتان به آنها بگویید و اجازه دهید با خواندن کتاب خودشان آموزش ببینند. آنها میتوانند در دوران ترک به شما کمک و انگیزه دهند و یک پناهگاه زمانی که هیولا کوچک سعی در گمراهی شما میکند باشند.
اگر تازه متوجه وجود دام پورن شدهاید و قبلاً برای ترک تلاشی نکردهاید، اول خودتان از روش آسان استفاده کنید. همانطور که قبلاً توضیح داده شد، این باید یک تجربه لذتبخش باشد. با این حال، اگر آن را دشوار پیدا میکنید، از آنها درخواست کمک کنید. با شریکتان صادق و آسیبپذیر باشید و این رابطهتان را تقویت میکند.
به شرطی که از فرار لذت میبرید و از طریق تردید آن را دشوار نمییابید، دلیل زیادی برای اطلاع دادن به شریکتان وجود ندارد. اگر در گذشته مسئله نبوده، اجازه ندهید بمیرد. اما آماده باشید که شریکتان ممکن است بپرسد چرا شما بهتر به نظر، احساس و عمل میرسید!
۳۱.۳ شریک من در حال ترک پورن است
پورن یک ویرانگر معیوب روابط است و در حالی که ترک میتواند بلافاصله انجام شود، بهبود زمان میبرد. بسیاری از معتادان، بهدلیل باورهای غیرمنطقی ناشی از اعتیاد، خشم را روی شریک و عزیزان خالی میکنند. این رفتارها در قالب دستکاری ذهنی، دروغ و رفتارهای تحریککننده ظاهر میشوند. این همه معتادان نیستند، اما در مراحل بعدی بیماری به طور فزایندهای رایج است. در حالی که این رفتارها ممکن است از اعتیاد پنهان پورن ناشی شده باشند، مهم است که در مورد این رفتارها آموزش ببینید و اگر شناسایی شدید، در مورد دیدن یک درمانگر متخصص در اعتیادهای جنسی فکر کنید.
اگر شریک شما در دوران ترک است، فرض کنید در حال رنج کشیدن هستند، چه هستند و چه نیستند. با اینکه میتوانید به راحتی ترک کنید و آنها خودشان میتوانند این کار را انجام دهند، آن را کوچک نکنید. به جای آن، به طور مداوم به آنها بگویید که چقدر به آنها افتخار میکنید، چقدر بهتر به نظر میرسند، چقدر شیرینتر بودن با آنهاست و چقدر راحتتر هستند. این کار به خصوص مهم است، زیرا زمانی که معتاد تلاش برای ترک میکند، اوج شادی تلاش و ستایشی که از همسالان دریافت میکند میتواند به آنها کمک کند. با این حال، آنها تمایل دارند به سرعت فراموش کنند، پس ستایش ادامه دهید.
چون درباره پورن صحبت نمیکنند، ممکن است فکر کنید فراموش کردهاند و نمیخواهید شما یادآوری کنید. معمولاً برعکس این مورد در روش اراده صادق است، زیرا معتاد سابق تمایل دارد به چیز دیگری وسواس نداشته باشد. پس نترسید موضوع را مطرح کنید و به ستایش کردن ادامه دهید (آنها به شما خواهند گفت اگر نمیخواهید یادآوری شوید).
به هر بهایی از آنها فشار دوران ترک را بردارید، فکر کردن به راههایی برای جالب و لذتبخش کردن زندگیشان. این همچنین میتواند یک دوره سخت برای غیرمعتادانی باشد که هرگز اعتیاد نداشتهاند. اگر یک عضو گروه تحریکپذیر باشد، میتواند باعث کلی ناراحتی شود. پس این را پیشبینی کنید، اگر معتاد سابق احساس تحریکپذیری میکند، احتمالاً آن را روی شما خالی میکند، اما پاسخ ندهید، در این زمان آنها به ستایش و همدلی شما بیش از همه نیاز دارند. اگر خودتان احساس تحریکپذیری میکنید، که قابل درک است، سعی نکنید آن را نشان دهید.
یکی از ترفندهایی که یک معتاد هنگام تلاش برای ترک با کمک روش اراده بازی میکند، ایجاد کلافگی است، امیدوار است که شریک یا دوستانش بگویند: «من نمیتوانم ببینم اینگونه رنج میکشی. خداوندا، فقط سم خودت را بخور.» معتاد بنابراین چهره خود را از دست نمیدهد، زیرا «ترک» نمیکند، بلکه دستور داده شده است. اگر معتاد سابق این ترفند را به کار ببرد، در هیچ حالتی آنها را به بازگشت تشویق نکنید. به جای آن بگویید: «اگر این است که پورن روی تو این تأثیر را میگذارد، خوشحالم که به زودی آزاد خواهی شد. عالی که شجاعت ترک کردن را داشتی.» به یاد داشته باشید، در سفر بهبودی، دو طرف بهبود مییابند. وقتی شریک شما در حال ترک پورن است، مهم است که شبکه پشتیبانی خود، روتینهای مراقبت از خود و مرزهای خود را داشته باشید. این فرایند در یک شب اتفاق نمیافتد، به اعتماد، ارتباط و پاسخگویی نیاز دارد. نوشتن روزانه، توسعه علایق خود و مهمتر از همه، درمان، به این فرایند کمک میکند.
۳۱.۴ لغزش
وجود این بخش باید به عنوان هشداری برای آنهایی که از دام خارج میشوند عمل کند. شخصاً، هرگز لغزش نکردهام، اما از تجربیات اعضای جامعه و ابزارهای درمان شناختی-رفتاری برای توضیح استفاده خواهم کرد.
اول از همه، به آن لغزش گفتن ناکارآمد است. اتفاقی که افتاده این است که لیز خوردهاید و هیولا کوچک را تغذیه کردهاید، که در نوبت خود هیولا بزرگ شستشوی مغزی را راهاندازی میکند. معتادانی که لیز میخورند (که به تعریف، به جلو افتادن است) معمولاً طیف وسیعی از باورهای غیرمنطقی ایجاد میکنند:
- «هرگز آزاد نخواهم شد» - کاتاستروفیزینگ
- «باید / باید هر روز زندگیام ورزش، مطالعه و مفید باشم» (همچنین شناخته شده به عنوان - خودارضایی اجباری)
- «امروز پورن دیدم، پس چه فایدهٔ خواندن کتابها... هدفم حتی خودارضایی هم نبود، اما اینجا هستم — شکست — لغزش.» — تحمل پایین نارضایتی
- «دوستان / خوانندگان انجمن / دیگران (n) روز بدون پورن میکنند، اما من نمیتوانم بنابراین امیدوار بهبود نیستم. دیروز خوب احساس کردم چون خوب مطالعه کرده بودم و مفید بودم، اما امروز نکردم... در حال سقوط هستم.» - امتیازدهی بین خود و دیگران
- «نباید افکار جنسی داشته باشم» - خودشان، والدین یا جامعه به طور کلی باورهای سختگیرانه در مورد جنسیت در آنها نصب کردهاند. از خود بپرسید که خودزنی به شما در رسیدن به اهدافتان کمک میکند، و اگر این کار را میکنید، از مسیر لذت میبرید؟
عواملی که به شستشوی مغزی هر معتاد منجر میشوند به نظر بیپایان هستند. خودتان را از هر کسی بهتر میشناسید، اما به وضوح یک شکست در پیروی از دستورات است. شما ارزشی در پورن دیدید، اما چگونه؟
آنچه اغلب نادیده گرفته میشود این است که زمان لازم است شستشوی مغزی معکوس شود. این را سختتر نمیکند، اما تقریباً هر صنعتی از جنسیت استفاده میکند و مقابله فعال با شستشوی مغزی یک فرایند آگاهانه است (حداقل در ابتدا)، بنابراین ممکن است زمان ببرد تا دروس درون آن کاملاً جا بیفتند. بنابراین، خواندن چندباره توصیه میشود (میتوانید فصلهایی که با آنها مشکل دارید را رد کنید) و نباید طولانی بگیرد.
تجربه شایع شگفتآوری برای معتادان مذهبی که از دام خارج میشوند، این است که میخواهند کمی درد بکشند، به عنوان نوعی کفاره. آنها ترک را بسیار آسان مییابند، سپس احساس گناه میکنند به خاطر احساس کردن اینگونه. اما چرا خود را خراب کنی و سختش کنی؟ هیولا کوچک در این مورد بسیار زیرک است.
خود را از هیولا کوچک جدا کنید — آنها سالها پیش توسط صنعت پورن به شما اضافه شدهاند. تصور کنید یک بچهباز در زمین بازی مدرسه کلافگی میکند. به بچهباز چه میگویید؟ اگر تسلیم شوید، فقط آنها را تقویت میکنید. برخی که ترک میکنند در نهایت به بچهباز غذا میدهند و بنابراین شستشوی مغزی خود را افزایش میدهند، اما درک آنها از دام تغییر نکرده است. خود را بلند کن، ببین کجا اشتباه کردی، و از آزادی لذت ببر!
شما نفس کشش خود نیستید. مدیتیشن ذهنآگاهی تمرین «متوجه شدن فکر» است، و دروس بنیادین در مورد ماهیت ذهن را میتوان در آن یافت. به شدت توصیه میشود که به طور کلی مدیتیشن کنید و همچنین کاملاً با عمل مذهبی سازگار است. نمیتوانید با خودتان یا با هیولا کوچک بجنگید. باید خود و فرایند را بیقید و شرط دوست داشته باشید.
اما شکست را از ذهن خود دور کنید. این بخش از «تفکرات یک معتاد به پورن» توسط گولیاکو (در بخش منابع در انتهای کتاب لینک شده است):
از آنجایی که تماشای پورن هیچ سودی برای شما ندارد، چیزی است که فقط به شما آسیب میزند، و بسیار مسخره است که بخواهید چنین کاری انجام دهید، آن را با نوشیدن سفیدکننده مقایسه میکنم. اینجا شما هستید:
سفر سخت نوشیدن نکردن سفیدکننده.
سلام! ما NoBleach هستیم و چالشهای راهاندازی مجدد را میزبانی میکنیم که در آن شرکتکنندگان («سفیدکنندهنوردان») برای مدتی از نوشیدن سفیدکنانه خودداری میکنند. چه هدف شما شرکت آزمایشی در یک چالش ماهانه به عنوان تست کنترل خود باشد، یا نوشیدن بیش از حد سفیدکنانه به مشکلی در زندگی شما تبدیل شده و میخواهید برای مدت طولانیتری ترک کنید، در اینجا یک جامعه حمایتی و منابع فراوان پیدا خواهید کرد.
- «گاهی به خودم اجازه میدهم یک لیوان سفیدکننده بنوشم. میدانم که «یک قطره» یک دروغ است، اما فکر نمیکنم یک لیوان آسیب بزند. نمیتواند تمام ساعاتی را که صرف نکردن آن کردهام، نابود کند.»
- «مشکل من در نوشیدن سفیدکنانه متوقف کردن آن نیست، اما گاهی در خیابان راه میروم، و کسی را میبینم که در یک لیوان آب مینوشد، میدانید، و تصور میکنم لیوان سفیدکننده دارد. بعداً بعد از بحث با خودم که آیا باید این کار را انجام دهم یا نه، در نهایت شب تسلیم میشوم و یک لیوان مینوشم.»
- «نگاه کن، مشکل من این است که گاهی وقتی تنها در آشپزخانه خود هستم، شروع به دیدن لیوانها میکنم، گاهی با باز کردن ظرفی که سفیدکننده را در آن نگه داشتهام خود را وسوسه میکنم، گاهی آن را بو میکنم و... خوب، در نهایت دوباره در همان نقطه اولیه هستم. آنقدر برای متوقف کردن این ناامید هستم، اما مطمئن نیستم که هرگز بتوانم متوقف کنم.»
- «متوقف کردن نوشیدن سفیدکنانه غیرممکن است، یعنی، همیشه دهان دارم، میدانید؟ چگونه باید متوقف کنم همیشه گلو دارم که به من یادآوری میکند میتوانم سفیدکنانه را قورت دهم؟»
- «وای، خیلی خوب پیش میرفت، نوزده روز کامل بدون انجامش. مهم اینه که از شکست درس بگیری! حالا میدانم چه کاری را باید اجتناب کنم: نگاه کردن به مواد شوینده در سوپرمارکت. سعی میکنم به یک ماه برسم! شمارندهام را ریست میکنم. برایم آرزوی موفقیت کن!»
اگر هوس داری، آرام باش! به یاد بیاور کتاب چه میگوید:
«ترک سفیدکننده سخت است چون میترسیم از لذت یا چوبدستی محروم شویم. میترسیم موقعیتهای خوشایند دیگر هرگز مثل قبل نباشند. میترسیم نتوانیم با استرس کنار بیاییم. به عبارت دیگر، اثرات شستشوی مغزی است که ما را فریب میدهد و باور میکنیم خرید و نوشیدن سفیدکننده برای همهٔ انسانها ضروری است. حتی بیشتر از آن، باور میکنیم چیزی ذاتی در سفیدکنندهٔ ارزان وجود دارد که به آن نیاز داریم، و وقتی استفاده را متوقف کنیم خود را محروم کرده و خلأیی ایجاد میکنیم. این را در ذهنت روشن کن: سفیدکننده خلأ را پر نمیکند، آن را میسازد!»
و من میگویم: فرض کن مجبوری پنج دقیقه به یک لیوان پر از سفیدکننده نگاه کنی. سعی کن یکی از آن برندها یا بوهایی را که خیلی دوست داشتی به یاد بیاوری. شاید با صدایی همراه باشد، یا فقط جزئیاتی را به خاطر بیاوری. سفیدکننده آنجاست و نمیتوانی چشمانت را ببندی یا سرعت را برگردانی، چون این سفیدکننده در ذهن توست، خاطرهای است که در تو ثبت شده.
آیا هوسی احساس میکنی؟ آیا چیزی روی زبانت حس میکنی یا تنفسات تغییر میکند؟ دربارهٔ آنچه به یاد میآوری چه احساسی داری؟ آنها را شناسایی کن؛ سفیدکننده میخواهد آنها را گیج کند و توجهت را فقط به چیزی جلب کند که میخواهد تو را بگیرد.
با اینها قصد ندارم احساساتت را نادیده بگیرم، یا بگویم «هاها من باهوشم تو احمقی»، بلکه میخواهم دیدگاهی بدهم تا ببینی چقدر مسخرهآمیز آسان است (و همیشه خواهد بود) این اعتیاد را شکست داد. تماشای پورن مثل کلید روشن/خاموش نیست که بگویی «خب، در موقعیت X هستم، پس پورن میبینم». توهم است! دروغ است! چند وقت یکبار به خودت اجازه میدهی یک لیوان سفیدکننده بنوشی؟ هرگز؟ چرا؟ چون کار وحشتناکی است! چطور میخواهی از اعتیادت فرار کنی اگر نفهمی پورن کار وحشتناکی است که به خودت میکنی؟
۳۱.۵ خودارضایی و ارگاسم چطور؟
مردم از هزاران سال پیش بدون مشکل خودارضایی میکردند. روشن بگوییم: مشکل پورن است.
با این حال، میتوانی به خودارضایی و ارگاسم هم معتاد شوی — به همان دلایلی که به پورن معتاد میشوی: ذهنیت «باید ارگاسم داشته باشم»، تشدید ذهنی، وادار کردن بدن به سکس، و صرفاً لذتجویی هیجانی.
احتمال زیاد پورن و خودارضایی در ذهنت عمیقاً درهم تنیده شدهاند. بسیاری از معتادان میبینند که بهخاطر خودارضایی با خیالهای ناشی از پورن دوباره لغزش میکنند. با بازسیمکشی مغز، این شستشوی مغزی کمکم محو میشود، اما بهتر است مدتی از خودارضایی و ارگاسم فاصله بگیری. برای تسریع این فرایند، به دنبال رابطهٔ واقعی هم باش.
این دستور نیست، اما ارزیابی کن: فواید گزارششده از نگهداشتن منی زیاد است — تمرکز و انرژی بیشتر، رفع «مه مغزی»، اعتمادبهنفس بیشتر، و فواید دیگر. از تجربهٔ شخصی، تفاوت واضح است و همه به نحوهٔ تبدیل این انرژی اضافه بستگی دارد.
شاید بخواهی سکس بدون ارگاسم هم داشته باشی — تجربهای فوقالعاده که اغلب کارزا نامیده میشود. با تمرینهای کگل میتوانی این توانایی را تقویت کنی. از تجربهٔ شخصی، سادهترین راه هدفگیری این عضله، قطع و ادامهٔ ادرار در میانهٔ جریان است (البته زیادهروی نکن). جداسازی بخش تنتریک و بخش تکثیری سکس یکی از پاداشهای فرار از تلهٔ پورن است.
۳۱.۶ انحراف از توصیههای استاندارد
برخی با روش آسان آنقدر تمایلشان به پورن کم میشود که نمیتوانند جلسهٔ پایانی داشته باشند. اشکالی ندارد، اما قدرت داشتن یک جلسهٔ پایانی را دستکم نگیر. مرور آگاهانه و تثبیت اینکه چقدر از پورن بیزار هستی میتواند بسیار قدرتمند باشد. اگر مدتی از تله آزاد شدهای و فقط شستشوی مغزی را از بین بردهای، نیازی به تغذیهٔ هیولای کوچک نیست — از آزادی لذت ببر!
۳۱.۷ کمک به پایان دادن به این رسوایی
پورن اینترنتی یکی از خطرات جامعهٔ آزاد است که بر تلاشهای خیرخواهانهٔ مدافعان آزادی سوار شده. تولیدکنندگان پورن با حسن نیت این کار را نمیکنند؛ اعتیاد به پورن اینترنتی اکنون بهطور گسترده مطالعه میشود. عدد معتادان هر سال بالاتر میرود و صدها هزار زندگی هر سال نابود میشود.
میتوانی با آموزش نسل جوان کمک کنی. اگر از سیگار و الکل در فروشگاه دوری میکنند، میتوانند از پورن اینترنتی هم دوری کنند. اگر کسی با روش اراده در تلاش است، او را به این روش راهنمایی کن. اما وظیفهٔ اصلی تغییر روایت کلی دربارهٔ پورن است. اگر نرمالسازی پورن را میبینی، با احترام آموزش بده و آزادش کن.
۳۱.۸ هشدار پایانی
اکنون میتوانی بقیهٔ عمرت را بهعنوان یک معتاد سابق شاد بگذرانی. برای اطمینان از این کار، این دستورالعملهای ساده را دنبال کن:
- این کتاب را در دسترس نگه دار و هر وقت لازم بود به آن مراجعه کن.
- اگر به معتاد دیگری حسادت کردی، بدان آنها به تو حسادت میکنند. تو محروم نیستی — آنها هستند.
- به یاد بیاور از معتاد بودن لذت نمیبردی؛ به همین دلیل ترک کردی. از معتاد سابق بودن لذت میبری.
- به یاد بیاور چیزی به نام «فقط یک نگاه» وجود ندارد.
- هرگز در تصمیمت برای تماشای دوبارهٔ پورن تردید نکن — میدانی درست است.
- اگر مشکلی داشتی، درمانگری که در پورن اینترنتی تخصص دارد پیدا کن.
دستورالعملها
۲ دقیقه- همهٔ دستورالعملها را دنبال کن.
- ذهن باز داشته باش.
- با احساس شادی و سرخوشی شروع کن.
- هر توصیهٔ متناقض با روش آسان را نادیده بگیر.
- به وعدهٔ راهحل موقت اعتماد نکن.
- روشن کن: پورن لذت یا چوبدستی واقعی نمیدهد؛ قربانی نمیدهی — چیزی برای از دست دادن نیست.
- منتظر ترک نمان — همین الان!
- تصمیم بگیر هرگز تماشا نکنی — و هرگز زیر سؤال نبر.
- «فقط یک نگاه» وجود ندارد.
- هرگز دوباره پورن نبین.
۳۲.۱ تکرارهای مثبت
- من از بردگی پورن آزادم.
- آسان است افکار پورن را نادیده بگیرم.
- خداحافظ افکار، خداحافظ هوسها — آها، هوسها میروند.
- ذهن ناخودآگاهم را برای شکست اعتیاد پورن متمرکز میکنم.
- پورن زمان، انرژی و جانم را میدزدد.
- غلبه بر پورن روزبهروز در هر جنبه آسانتر میشود.
- از زندگی بدون پورن — قوی، شاد، سبک — لذت میبرم و ارزشش را میدانم.
- نگاه به عقب به پیشرفتم شادی و غرور میدهد.
- هر بار معتاد دیگر را میبینم، بیشتر مصمم میشوم زنجیر را بشکنم.
- انرژی انباشته بدن و ذهنم را ترمیم میکند — بعد کار مفیدتر برای ارزشها و اهدافم.
- مغزم به شکل درست برمیگردد — با نکردن کاری که قبلاً میکردم ورزش میکند.
- ارادهٔ انباشته حالا برای استرسهای سبک زندگی استفاده میشود.
- عالی — آزادم و دیگر برده نیستم!
اکنون
۷ دقیقهبه پایان کتاب خوش آمدی — خوشحالم اینجایی.
اول تبریک برای ترک! زندگی بدون پورن زیباتر میشود و چشم تو را به راههای زیادی باز میکند.
تو بخش مهمی از جهانی — و همین الان تنها زمانی است که وجود دارد. خلاصهٔ بسیاری از آموزههای معنوی: با نپذیرفتن «اکنون» و هوس چیز دیگر، برای خودت رنج زیاد میسازی.
هدف و تلاش سالم است — اما ارزش شخصیات را چیزی بیرون از خودت قرار نده؛ گذشته یا آیندهٔ خیالی تو را تعریف نکنند.
پس حاضر باش — تنها جای واقعی.
در دورهٔ ترک، به زودی «لحظهٔ آگاهی» دیگری میآید: فکر هوس به پورن — سپس تشخیص میدهی فکر است که پورن ساخته — و شادی که آن فکر «تو» نبودی.
همین را با هر فکر — منفی، گذشته، آینده، یا لحظات شاد — میتوانی: حضور بیشتر، بدون ربودن ذهن.
روی ساحل استوایی با غروب میتوانی باشی و با فکر در ناامیدی — حتی الان، بدن در فضا، صداهای اطراف، کرهٔ نور — این همهٔ آن است. چیز بیرونی به آرامش فعلیات اضافه نمیکند. مگر خودت با فکر به پورن یا چیز دیگر تعریف شوی.
آگاهی مهمترین آموزه است. روش آسان آگاهی بر پورن میدهد و میپرسد از آن لذت میبری — آگاهی خالص به بقیهٔ مشکلات هم پاسخ میدهد.
شاید کمی «عجیب» به نظر برسد — اما مهم است: بیشتر مشکلات (حتی با روش آسان) از نشناختن افکار خودت است — تبدیل چیز کوچک و بزرگ به مشکل شخصی؛ یا کشیدن طناب با دلایل بیپایان ذهن برای پورن — بهجای رها کردن شادانهٔ طناب. همهٔ مشکلات ما همین است: عدم توجه و پذیرش لحظهٔ حال. شاید دوست نداشته باشی — اما پذیرش کامل تنها راه جلو است.
کتاب دارد بازنویسی میشود تا این درک را بدهد — روش آسان با «گفتن» دلایل لذت نبردن شستشوی مغزی را خنثی میکند، نه گفتگو برای رسیدن خودت به درک. در حال کار روی آن هستم.
دربارهٔ انرژی جنسی: زیبایی انرژی طبیعی بدنت را بپذیر و در بدن گردش و گسترش بده.
۳۳.۱ پس حالا کجا؟
زندگی را فقط بهخاطر ترک عوض نکن — مثلاً پنهان کردن کامپیوتر از ترس. اما رها کردن چیزی که فقط عقب میانداخت و به دست آوردن شادی، آرامش، تمرکز و آزادی، در ساختن زندگی بهتر کمک میکند.
سایت فارسی نوروست (Neuroset) را در neuroset.ir ببین و با دیگران به اشتراک بگذار.
۳۳.۲ اشتراکگذاری روش آسان
آزادی از اعتیاد جوامع را بهتر میکند. این کتاب را با کسانی که گرفتارند به اشتراک بگذار — آنلاین یا حضوری. همه جا افرادی هستند که مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر پورناند. برای مطالعه، بهروزرسانیها و مشارکت به neuroset.ir سر بزن.
۳۳.۳ توهم!
پورن حذف توهم است — مکانیکی با فتیشهای شرطیشده به ارگاسم میرسانی که با بیحسی تشدید میشوند. ترک سؤالهایی دربارهٔ میل جنسیت میآورد — این فتیشها تو نیستی و هرگز نبودند. معتاد سختافزار و بینندهٔ تصویر ثابت شبیهتر از متفاوتاند. استراحت کن، پاکی و عشق را پرورش بده — سؤالها خودشان حل میشوند. کمک بیشتر: semenretention.org.
حذف توهم اثر اجتماعی دارد — نمیتوانی آیندهٔ بهتر رویا ببینی؛ در توهمهای سیستم فعلی گیر میافتی؛ رویاها را میفروشند نه اینکه خودت رویا ببینی.
لطفاً 17776, An American Football Story اثر Jon Bois را بخوان — اگر خواستی فنفیکشن بنویس و جایی بگذار.
نویسنده: Hackauthor²
منابع
۱۶ دقیقهResources
Meditations of a Porn Addict — Guillaco
EasyPeasy Statements Checklist — SWATxKATS
9 Minute Meditation — Sam Harris
Waking Up Meditation Course — Sam Harris
Exiting Modernity — Meta Nomad (pdf)
Letter I'm sending to schools
Freedom Forever (PMO Hacknotes)
Why you're relapsing — u/Different_Guide_5205
Countering Fear — u/Different_Guide_5205
REBT Coping Statements
- “I can stop PMO, even though it appears ‘hard’ to do so. It's not too hard, and no matter how much trouble it takes, it's worth it!”
- “If I keep ignoring and never giving in to my powerful urges to PMO, I will make it easier and easier to resist them.”
- “I can fully and unconditionally accept myself — yes, even with all my flaws and failings.”
- “PMO seems to quickly ‘cure’ my problems, but actually makes them worse.”
- “At times, I'd like very much to drown my troubles in PMO, but that is never a reason to do so.”
- “It's most uncomfortable when I don't get what I really want. But it's not awful or terrible unless I choose to believe that it is, and I choose to believe something more realistic and helpful.”
- “I'll never like unfair treatment, but I damned well can stand it and perhaps plot and scheme to stop it.”
- “No matter how many times I fail at this important pursuit, my failure never makes me an incompetent louse. It just makes me a person who may have acted incompetently at that time.”
- “I don't absolutely need what I want, but I can still be reasonably happy, though not as happy as when I don't get it.”
- “I strongly prefer to be outstanding at my work, but I don't have to be. Too bad if I'm not, but it doesn't make me inferior. I can always keep trying to do better without needing to do better.”
- “Many things can help make me sorry and disappointed, but when I demand and command that these things must not exist, I then make myself panicked, depressed, and enraged.”
- “Yes, I've often failed to do what I promised that I'd do, but that doesn't mean that I can't or won't carry out this promise.”
- “I hate like hell being anxious and depressed, but I don't have to immediately dissolve these feelings with PMO. When PMOing, I temporarily feel better about my problems, but I don't get better. In the long run, PMO makes them worse.”
- “People don't enrage me by treating me badly. I pigheadedly choose to enrage myself about their bad treatment by demanding and commanding that they act better.”
Combining EasyPeasy with Jack Trimpey's Addictive Voice Recognition Technique (AVRT)
Credit to az#8773 on Discord
This is for people who are struggling to use Allen Carr's Easyway method to recover from an addiction, despite removing the brainwashing. I'm going to assume that anyone reading this has read any of Allen Carr's books and understood his Easyway (AKA Easypeasy) method. If not, I strongly recommend doing so. It would also help if you read ‘Rational Recovery’ by Jack Trimpey. If you haven't read it then no problem because I'm going to cover the basics of it here, but I recommend reading it anyway since it will go into far more detail than I will. This is not going to be aimed at any one particular addiction and will therefore be applicable to any addiction. The purpose of this writing is to compare Easyway with another successful method of addiction called the ‘Addictive Voice Recognition Technique’ (AVRT) and to combine the 2. While I believe that Easyway is superior to all other addiction recovery methods by far, I believe that understanding AVRT too could be the missing link for so many who fail using Easyway despite killing the big monster.
There are many competing methods for overcoming addiction, each with different success rates. I'm not going to mention any of them because most of them are a waste of time and I want to keep this as short as possible. The only methods I'm going to write about are Allen Carr's Easyway and Jack Trimpey's (founder of Rational Recovery) AVRT. Both methods have extremely high success rates, but each targets a different thing. Easyway and AVRT are similar in the fact that Easyway separates the addiction into the ‘Little Monster’ and ‘Big Monster’ and AVRT separates your mind into the ‘Addictive Voice’ (AKA the beast) and ‘You’. The addictive voice and the little monster are the same thing, and the big monster (AKA brainwashing) is the belief system that you hold that makes you think your addiction gives you some kind of benefit or crutch. Easyway focuses on eliminating the big monster with little regard for the little monster while AVRT focuses on the little monster with no regard for the big monster. While Easyway destroys the psychological addiction, AVRT teaches you to recognise the physical addiction masquerading as you and to separate yourself from it. I find it interesting that Easyway and AVRT both have very high success rates despite focusing on the opposite thing.
While I believe that Easyway is superior to all other addiction recovery methods by far, and while I recommend it above all else, I can pick 2 small holes in it. Firstly I find it underestimates the little monster. I want to avoid using personal anecdotes in this writing, but from my experiences and the experiences of others it seems that some of us fail at Easyway not because we failed to completely eliminate the big monster (although this can and does happen) but because we underestimated the little monster. The little monster isn't a problem for most people which explains Easyways high success rates, but for others myself included it can be. The second hole is that Easyway says that all failures are a result of either not following instructions or not removing the big monster.
The basic gist of Easyway is this. The addiction has 2 components, the physical addiction to dopamine and the psychological addiction composed of beliefs (brainwashing) that your addiction gives you some kind of pleasure or crutch. These are called the little and big monsters respectively. According to Easyway, the little monster is nothing more than an empty, slightly insecure feeling which is barely perceptible. Once you kill the big monster by undoing the brainwashing by learning how your addiction has no benefits and how any perceived pleasure or crutch is just illusion, and just as importantly how there is nothing to fear from a life without your addiction, the cravings disappear. The cravings stem from your fear that life without your little crutch would be unbearable, which causes you to doubt quitting, which is the craving. You overcome the fear by realising how much more enjoyable your life will be without your addiction, and you maintain that feeling of elation.
While I believe this is the best method for recovering from an addiction, it doesn't put emphasis on the little monster because in theory once the big monster is taken care of, the helpless powerless little monster will just wither away and die on its own, and it's almost imperceptible anyway so who cares. The little monster may be insignificant for a lot of people, but from my own experiences and that of others it seems this isn't always the case. When people fail with Easyway, according to Easyway, there are only 2 possible reasons, either you didn't follow the instructions properly or you failed to remove the big monster. I believe that this is detrimental and I'll explain why later.
The Addictive Voice Recognition Technique (AVRT) separates the brain into 2 parts, the lower brain (limbic system) where your addiction resides and the higher brain (prefrontal cortex) where you (or at least your thoughts and ego) reside. Jack Trimpey refers to the addictive voice as the beast because it resides in the animal part of our brain and it only knows one thing, “I WANT IT AND I WANT IT NOW”. I myself don't find it helpful to personify it as a beast but I suppose it's better than believing it's you. The addictive voice (AV, little monster) will hijack your mind-voice and use it against you to get you to indulge in your addiction. It has to do this because it cannot control your motor functions itself. You can try this now, raise your hand in front of your face and wiggle your fingers. Now ask your addiction to do the same. It can't. This means that you are ultimately the one in control here.
The AV not only hijacks your mind-voice, but also deceptively hides behind the pronoun “I”. It says “I could really do with X right about now”, “I sure do miss doing X”, “Wouldn't it be nice to do X right now, after all I deserve it after today.” AVRT emphasises the fact that you are not your addictive voice, you just think you are. When you recognise the AV as ‘not you’ and say no to it, it drops the “I” and starts using “you”, “us”, or “we”. This is proof that it is not you.
When you say “No” to your AV, this happens:
“I could really do with X right about now” becomes “Oh come on, you could really do with X right now and you know it”. “I sure do miss doing X” becomes “Oh come on, you definitely miss doing X, can't you feel it?” “Wouldn't it be nice to do X right now, after all I deserve it after today.” becomes “We deserve to do X right now after all we've been through, how could you deny us this?”
At this point I have to clarify something. This is not the ‘tug of war’ that Allen Carr refers to. The ‘tug of war’ is cognitive dissonance, which is where you have 2 or more conflicting belief systems and is a result of not killing the big monster. “I really don't want to do X because of this negative effect it gives me, but it also makes me X so I want to do it”. This is the tug of war and is the doing of the big monster. Once the big monster is dead by removing the brainwashing, the only voices telling you to engage in your addiction will come from the little monster (the AV). Because the AV uses the pronoun “I”, confusing the AV with the big monster becomes a possibility.
It's also important to point out that the AV is a massive liar. It's only concern is getting dopamine at whatever cost. Your AV will try to convince you to put yourself in potentially deadly situations if it means getting a fix.
Earlier I said “When people fail with Easyway, according to Easyway, there are only 2 possible reasons, either you didn't follow the instructions properly or you failed to remove the big monster. I believe that this is detrimental and I'll explain why later.” I believe this is detrimental because failure to recognise the AV has lead myself and others who have used Easyway to falsely believe we haven't fully killed the big monster, so we re-read the book to try to kill the brainwashing again even though we already have. Failure to recognise the AV combined with the belief that ‘if you failed with Easyway it means you failed to kill the big monster’ will cause you to focus your efforts on the big monster again when it's already been defeated. You may end up in a cycle of re-reading Allen Carr's books, lasting a while then relapsing over and over again.
When the AV says something like “I want to do X now because it makes me X”, if you've undone the brainwashing and removed the big monster you may think “But I know that this isn't true, so why do I still believe it is? Have I failed to completely undo the brainwashing”. The truth here is that you have removed the brainwashing, evidenced by the fact that you know better than what your AV is telling you, it's just that you think that the AV is you because it used the pronoun “I”. Recognising the AV and forcing it to reveal itself by dropping the “I” for “you”, “we” or “us” should confirm to you that it's not the big monster here, it's the little monster. If it was indeed the big monster it wouldn't replace the “I” for “you”, “we” or “us”.
Now when the AV says “Please, can we just do X one more time for old time sake, just one more?” and you say “No”, you may feel an emotional response. You may feel fear or sadness. It's extremely important to realise that this feeling isn't coming from you, it's coming from it. If you're unable to recognise the AV, you will think this emotion is coming from you and will be more inclined to give in. Recognise the AV and the fact that the emotions coming from it are not coming from you, then feel joy in this.
When you put both these methods together (if necessary, not all people seem to have a problem with the little monster) and maintain a feeling of joy and elation whenever you recognise the AV, success is yours.